نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم
9خدا با علی است، ما بیچارگان باید فكری به حال خودمان بكنیم خدا با علی است شما علی را كنار میزنید احمقها!؟ او از خدایش است برود در منزل ببینید چقدر تفاوت است بین ایده مكاتب الهی و ایده ظاهر بلند میشوند میروند، میخورند زمین، دو تا پُشتك هم میزنند، برویم به سقیفه برسیم. از كجا دارید در میروید؟ از كجا دارید فرار میكنید؟ از خدا دارید فرار میكنید؟ از علی دارید فرار میكنید؟ بابا یواش بروید، علی نمیخواهد كه ... نمیخواهد زمین هم بخورید، عجله نكنید. نه، بریم، بریم تا علی مشغول غسل و دفن پیغمبر است مسأله را تمام كنیم. چون ابوسفیان هم با اینها مخالف بود، عبّاس مخالف بود، ابوسفیان مخالف بود، سعد بنابیوقاص مخالف بود. تا قضیه هست برویم مسأله را تمام كنیم. اینها چیه؟ اینها تسریع بر نار است، تسریع بر جهالت است، تسریع بر آتش است، تسریع بر بُعد است. آن علی سرجایش نشسته، میگوید: بابا! ما داریم جنازه پیغمبر را داریم غسل میدهیم؟ میخندد به اینها كه اینها چه میكنند، بابا! عجله نكنید، یواش هم بروید به مقصودتان میرسید، آهسته هم بروید میرسید. امیرالمؤمنین خدا با اوست، چه در منزل باشد چه بیرون باشد. مسأله، مسأله شكست نیست.
این میشود منطق مادّیین اقُولُ لها «من به نفس میگویم» تو در این جمع شركت كن، تو در این معركه شركت كن، مَكَانُكَ تُحْمَدى اوْ تَسْترَيحى «یا از تو اثر نیك میماند، اسم خوب از تو باقی میماند، یعنی شخصیت تو مستمر است یا یا اینكه تَسْتَريحى، راحت میشوی، از دست او راحت میشوی» منطق، منطق چیست؟ منطق مادّی است. مادّی فكر كردن همین است ولی در منطق الهی چیست؟ در منطق الهی به قول مرحوم علّامه طباطبایی رضوان اللَه علیه منطق منطق این آیه شریفه است، (قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ)1 «آیا شما چه انتظاری از ما دارید؟ چه چیزی را برای ما توقّع میكنید؟ شما چیزی مگر غیر از این از ما میبینید؟ از ما میخواهید؟ از ما توقّع؟ یكی از دو حُسْنَيَيْنْ، اگر بر شما غلبه كردیم حكومت الهی را در این زمین بر پا میكنیم و اگر كشته شدیم سعادت اخروی را.» ببینید هر دو میشود الهی. نمیگوید: اسم من خوب دَر بِرود. نمیگویند بگویید این و آن. نه، اگر كشته شدیم آنجا نعمات الهی و رضوان الهی و رسیدن به قُرب الهی برای ما در آنجاست. اگر هم شما را از بین بردیم زمین را از وجود افراد فاسد و فاسق پاك كردیم و برای عدل و برای ظهور توحید آماده كردیم. آیات قرآن نسبت به این مسأله این مكتب را ابراز میكند. میفرماید كه: (إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ)2 «اگر یك خوبی به شما برسد، وضعتان خوب بشود، یك حسنهای به شما برسد، یك عمل خوبی به شما برسد یك پدیده و حادثه (تَسُؤْهُمْ) «ناراحت میشوند» ای داد و بیداد! ببینید اینها تقویت شدهاند، ببینید! اینها الآن قوّت گرفتهاند، ببیند! الآن فرض بكنید كه مزارع اینها الآن سبز شده، از نظر اقتصادی اینها الآن وضعیتشان وضعیت خوبی شده، فلان شخص آمده و با اینها همراه شده، خیلی بد شد. (تَسُؤْهُمْ) بدشان میآید. (وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ يَتَوَلَّوْا)3 «اگر یك مصیبتی بیاید، یك فرزندی از دنیا برود، یك جایی خراب بشود، زراعت امسال فرض كنید كه من باب مثال آنطور كه باید و شاید محصول درستی نداشته باشد، یك مشكلی پیش بیاید، مرضی بیاید، یك قُوایی برود، میگویند: حالا ما به آن نتیجه خودمان رسیدیم. (وَ يَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ)4 بلند میشوند میروند، خوشحال. (قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَه لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَه فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ)5 به اینها بگویید: چه خوبی بما برسد یا بدی به ما برسد، هر چیزی برسد، آنچه را كه خدا نوشته خواهد شد، آنرا كه خدا گفته انجام خواهد شد. در مكتب الهیین نوع مسأله مطرح نیست، اصل خود مسأله مطرح است. این كه از طرف پروردگار برای ما تقدیر بشود مهم است، حالا تقدیر چه میشود مسأله نیست. در مكتب الهیین این قضیه نیست؛ از طرف خدا برای ما مرض تقدیر بشود، بشود، سلامتی تقدیر میشود، بشود. مگر ائمّه مریض نمیشدند؟ مگر ائمّه سالم نمیشدند؟ مگر ائمّه گرفتاری نداشتند؟ حتماً باید فرض بكنید كه ائمّه كه حالا اشرف ممكنات هستند و اشرف مخلوقات هستند از هر نقطه نظر .... یادم هست عرض كردم، گفتم: واللَه هیچ مصیبتی نیست كه، خدا مثل اینكه سوا كرده برای ائمّه آورده، آن بهترینشان. از نظر مسائل و ضیقها و جریانات و خلاصه مختلف بوده دیگر. گاهی اوقات زندگی زندگی خوبی بوده، گاهی اوقات نبوده، حتّی با مسائل داخلی و داخل زندگیشان، اینها مگر مشكل نداشتند؟ پیغمبر مگر در زندگی داخلی مشكل نداشت؟ مسائل، اسرار، توسط این دو زن عایشه و حفصه مگر بیرون نمیرفت؟ مگر برنامههای پیغمبر را بهم نمیریختند؟ همین دو تا. با توجّه به آن تبانی كه با .... امام حسن علیهالسّلام مگر همین زن قاتل خود امام حسن نبود؟ امام جواد علیهالسّلام همین زن قاتل نبود؟ دیگر چه بگویم؟ اینهم از ائمّه ما. یكی هم فرض بكنید مثل أمیرالمؤمنین علیهالسّلام عیالش فاطمه زهرا بود. آن هم مگر چقدر هم وصال داد؟ چند سال نگذشت آن را هم آمدن جلویش تكّهتكّه كردند به این وضع و اینها. این چیزیست كه راجع به خود اینها بوده، منتها آنچه كه برای اینها مهم بوده است مسألهی عبودیت بود. بسیار خوب، امروز خدا فراخی و گشایش را نصیب میكند مخلصش هستیم، فردا خدا یك جور دیگریقسمت میكند باز هم مخلصش هستیم. به قول مرحوم حاج هادی ابهری میگفت: خانهات آباد. اگر یك خوبی میرسید میگفت: خدایا خانهات آباد. اگر هم نه، میگفت: خدایا شاكریم دیگر.
- سوره التوبه (٩)، صدر آيه ٥٢
- همان مصدر، صدر آيه ٥٠
- سوره التوبه (٩)، قسمتى از آيه ٥٠
- همان مصدر، ذيل آيه ٥٠
- همان مصدر، آيه ٥١

