اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم

14٬525
عنوان بصری

اساس نظام خلقت و تكوين بر نظم نهاده شده است، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة ،العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً 1 – مراد امام صادق عليه السلام از اينكه انسان نبايد تدبير امور خودش را بكند چه مي‌باشد. 2 – ذكر دو معنا براي شعر سعدي شيراز: فرشته‌اي كه وكيل است بر خزائن باد چه غم خورد كه بميرد چراغ پيرزني 3 – بيان كيفيت تصرّف و تدبير امور توسط ملائكه و فرشتگان در عالم دنيا. 4 – سنخيت بين علّت و معلول سبب مي‌شود كه ملائكه مجرّد در ملكوت امور تصرّف كنند نه در مادۀ آنها 5 – ذكر قضيه‌اي از مرحوم انصاري مبني بر آمدن زلزله در يكي از روستاهاي همدان. 6 – در مكتب اسلام اصل و اساس در تمام مسائل سياسي و اجتماعي و فردي براساس محوريت توحيد مي‌باشد. 7 – كيفيت برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با عثمان بن حُنيف در پي شركت در مجلس ثروتمندان 8 – نحوۀ برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با طلحه و زبير كه در طمع رسيدن به مقام و مال بودند نشان از تجسّم حقيقت توحيد و عدالت در وجود حضرت مي‌كند. 9 – در مكتب مادّیین اصل و اساس امور بر پاية ارزشهاي مادّي استوار گردیده است. 10 – پايه و اساس حركت سقيفه بر محوريّت نفس و ارزشهاي مادّي بوده است. 11 – مرحوم علّامه طباطبايي مي‌فرمودند: منطق الهي در اين آيه مباركه به منصۀ ظهور رسيده است: قل هل تربصون بنا الا احدي الحسنيین 12 – سخت‌ترين مصائب و مشكلات را ائمه معصومين سلام اللَه عليهم در زندگي خود متحمّل مي‌شوند.

نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم

توضیحات:

اساس نظام خلقت و تكوين بر نظم نهاده شده است، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة ،العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً 1 – مراد امام صادق عليه السلام از اينكه انسان نبايد تدبير امور خودش را بكند چه مي‌باشد. 2 – ذكر دو معنا براي شعر سعدي شيراز: فرشته‌اي كه وكيل است بر خزائن باد چه غم خورد كه بميرد چراغ پيرزني 3 – بيان كيفيت تصرّف و تدبير امور توسط ملائكه و فرشتگان در عالم دنيا. 4 – سنخيت بين علّت و معلول سبب مي‌شود كه ملائكه مجرّد در ملكوت امور تصرّف كنند نه در مادۀ آنها 5 – ذكر قضيه‌اي از مرحوم انصاري مبني بر آمدن زلزله در يكي از روستاهاي همدان. 6 – در مكتب اسلام اصل و اساس در تمام مسائل سياسي و اجتماعي و فردي براساس محوريت توحيد مي‌باشد. 7 – كيفيت برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با عثمان بن حُنيف در پي شركت در مجلس ثروتمندان 8 – نحوۀ برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با طلحه و زبير كه در طمع رسيدن به مقام و مال بودند نشان از تجسّم حقيقت توحيد و عدالت در وجود حضرت مي‌كند. 9 – در مكتب مادّیین اصل و اساس امور بر پاية ارزشهاي مادّي استوار گردیده است. 10 – پايه و اساس حركت سقيفه بر محوريّت نفس و ارزشهاي مادّي بوده است. 11 – مرحوم علّامه طباطبايي مي‌فرمودند: منطق الهي در اين آيه مباركه به منصۀ ظهور رسيده است: قل هل تربصون بنا الا احدي الحسنيین 12 – سخت‌ترين مصائب و مشكلات را ائمه معصومين سلام اللَه عليهم در زندگي خود متحمّل مي‌شوند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم

6
  • آقاجان من! یك عثمان بن حُنیف در بصره به مجلس اطعام ثروتمندان حاضر شد. ببینید امیرالمؤمنین او را به سیخ و صلّابه می‌كشاند در نهج‌البلاغه. یك كار انجام داد، نه مال كسی را خورد، نه مال كسی را بُرد، نه زنا كرد، نه دزدی كرد، نه تهمت زد، نه كنار زد، نه آبروی افراد را بُرد این طرف و آنطرف، نه كتاب نوشت بر علیه این و آن. یك مجلس ثروتمندان و بزرگان را شركت كرد. ببینید چه كار كرده امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه؛ تو نماینده منی؟ تو وكیل منی؟ تو حاكم از طرف منی؟ أأقنع من نفسى ان يقال أميرالمؤمنين و لا اساعدهم فى مكاره الدهر أو اكون اسوة لهم فى جُشوبة العيش؟ «همینقدر من اكتفا كنم كه به من امیرالمؤمنین بگویند اما با این افرادی كه در اینطرف و آنطرف هستند من كمك نكنم، همراهی نداشته باشم، تناسب نداشته باشم، همین؟» یك كار انجام داد. عبداللَه بن عبّاس وقتی دید نمی‌تواند در زیر شمشیر عدالت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام به زندگی خودش و به مطامع خودش و به اهداف خودش ادامه بدهد بلند شد آن اموالی كه كسب كرده بود در بصره و با چند تا كنیز و اینها فرار كرد رفت در مكّه، چرا؟ زیر این حكومت‌و در سایه حكومت امیرالمؤمنین حساب و كتاب باید پس داد و من نمی‌توانم حساب و كتاب پس بدهم. پس بیایم خودم را جدا كنم. چند تا مگر قضیه اتّفاق افتاد؟ در حكومت امیرالمؤمنین محورّیت، محورّیت توحید است. حساب و كتاب و اینرا ببینم و آنرا ببینم، نیست. وقتی به حكومت رسید یكشب نشسته بود در منزل داشت به حساب و كتابهای بیت‌المال و اینها رسیدگی می‌كرد طلحه و زبیر آمدند. یا علی! حالا رسیدیم سَر غنیمت، یا علی! بیست و پنج سال صبر كردیم این است دیگر، صحبتهایشان این بود بیست و پنج سال صبر كردیم، بیست و پنج سال حكومت عمر و ابوبكر و عثمان را تحمّل كردیم، حالا رسید به دستمان. امیرالمؤمنین اهلِ «مان» نیست، دستمان، پیشمان حالا رسیده به دستمان، حساب ما را بده. حساب ما را بده دیگر، حالا كه رسید به دستمان. اگر ما باشیم چه كار می‌كنیم؟ بسیار خوب، شما این مدّت زندان رفتید، فرض كن حكومت استان من باب مثال تركمنستان مال شما، شما این مقدار فرض كنید كه اعلامیه دادید، استان هلند و فرض بعنوان مثال دانمارك مال شما، شما این مقدار چه كردید فلان. بالأخره غنائم تقسیم می‌شود و مسأله حل می‌شود و تمام می‌شود، بعد هم دیگر هوای همدیگر را داریم و مشكلی پیش نمی‌آید. امیرالمؤمنین اهل این حرفها نیست. حالتان چطور است؟ الحمدلله. فرمایشی دارید؟ بالأخره یا علی وقتش است. حضرت اوّل ضربه شصتی كه نشان داد چراغ را خاموش كرد. رفت یك‌چراغ از اندرونی آورد. گفتند: یا علی! چرا این كار را كردی؟ گفت: این چراغ مال بیت‌المال بود الآن مسائل شخصی مطرح است. دیدن نه نه، اشتباه فرمودند، خیلی اشتباه كردند. با این علی نمی‌شود كنار آمد آقا جان! با این علی نمی‌شود مصالحه كرد. چرا نمی‌شود مصالحه كرد بی‌چاره!؟ چون علی محوریتش محوریت توحید است ولی تو محوریت توحید نیست. تو هم بیا محوریتت را توحیدی قرار بده. تو بیا محوریتت را توحید قرار بده، علی تو را استان دار می‌كند، اگر نكرد. یا نمی‌خواهد، نمی‌كند، آش دهان سوزی نیست. اگر از من می‌پرسید، أمیرالمؤمنین بیست و پنج سال راحت بود، تازه اوّل گرفتاری شروع شد. در این مدت بیست و پنج سال نه جنگی بود، نه خانه بدوشی بود. هنوز این خلافت به حساب ما طعم خلافت طعم شیرین و لذّت خلافت. یك شخصی نقل می‌كرد البتّه زمانهای گذشته، فرضاً گفت: از یك جا من تلفن كردم به فلان جا، دیدم خیلی طرف شنگول و فلان. گفتم: فلانی! حالت چطوره؟ گفت: آقای فلان! نمی‌دانی ریاست چه لذّتی دارد خیلی با هم رفیق بودند و یارِ غار بودند و دیگر رفیق حمّامه و گلستان و حمام و گلستان باش بودند ولی این چیز دیگر است. بعد چه می‌شود؟ مسائل تغییر پیدا می‌كند، عوض می‌شود. دیگر سَبّ و تهمت و غیبت و بد و بیراه و به این و آن شروع می‌شود. امّا امیرالمؤمنین كه این طور نیست.

/ 380