
نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم
اساس نظام خلقت و تكوين بر نظم نهاده شده است، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة ،العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً 1 – مراد امام صادق عليه السلام از اينكه انسان نبايد تدبير امور خودش را بكند چه ميباشد. 2 – ذكر دو معنا براي شعر سعدي شيراز: فرشتهاي كه وكيل است بر خزائن باد چه غم خورد كه بميرد چراغ پيرزني 3 – بيان كيفيت تصرّف و تدبير امور توسط ملائكه و فرشتگان در عالم دنيا. 4 – سنخيت بين علّت و معلول سبب ميشود كه ملائكه مجرّد در ملكوت امور تصرّف كنند نه در مادۀ آنها 5 – ذكر قضيهاي از مرحوم انصاري مبني بر آمدن زلزله در يكي از روستاهاي همدان. 6 – در مكتب اسلام اصل و اساس در تمام مسائل سياسي و اجتماعي و فردي براساس محوريت توحيد ميباشد. 7 – كيفيت برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با عثمان بن حُنيف در پي شركت در مجلس ثروتمندان 8 – نحوۀ برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با طلحه و زبير كه در طمع رسيدن به مقام و مال بودند نشان از تجسّم حقيقت توحيد و عدالت در وجود حضرت ميكند. 9 – در مكتب مادّیین اصل و اساس امور بر پاية ارزشهاي مادّي استوار گردیده است. 10 – پايه و اساس حركت سقيفه بر محوريّت نفس و ارزشهاي مادّي بوده است. 11 – مرحوم علّامه طباطبايي ميفرمودند: منطق الهي در اين آيه مباركه به منصۀ ظهور رسيده است: قل هل تربصون بنا الا احدي الحسنيین 12 – سختترين مصائب و مشكلات را ائمه معصومين سلام اللَه عليهم در زندگي خود متحمّل ميشوند.
نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم
توضیحات:
اساس نظام خلقت و تكوين بر نظم نهاده شده است، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة ،العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً 1 – مراد امام صادق عليه السلام از اينكه انسان نبايد تدبير امور خودش را بكند چه ميباشد. 2 – ذكر دو معنا براي شعر سعدي شيراز: فرشتهاي كه وكيل است بر خزائن باد چه غم خورد كه بميرد چراغ پيرزني 3 – بيان كيفيت تصرّف و تدبير امور توسط ملائكه و فرشتگان در عالم دنيا. 4 – سنخيت بين علّت و معلول سبب ميشود كه ملائكه مجرّد در ملكوت امور تصرّف كنند نه در مادۀ آنها 5 – ذكر قضيهاي از مرحوم انصاري مبني بر آمدن زلزله در يكي از روستاهاي همدان. 6 – در مكتب اسلام اصل و اساس در تمام مسائل سياسي و اجتماعي و فردي براساس محوريت توحيد ميباشد. 7 – كيفيت برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با عثمان بن حُنيف در پي شركت در مجلس ثروتمندان 8 – نحوۀ برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با طلحه و زبير كه در طمع رسيدن به مقام و مال بودند نشان از تجسّم حقيقت توحيد و عدالت در وجود حضرت ميكند. 9 – در مكتب مادّیین اصل و اساس امور بر پاية ارزشهاي مادّي استوار گردیده است. 10 – پايه و اساس حركت سقيفه بر محوريّت نفس و ارزشهاي مادّي بوده است. 11 – مرحوم علّامه طباطبايي ميفرمودند: منطق الهي در اين آيه مباركه به منصۀ ظهور رسيده است: قل هل تربصون بنا الا احدي الحسنيین 12 – سختترين مصائب و مشكلات را ائمه معصومين سلام اللَه عليهم در زندگي خود متحمّل ميشوند.
نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم
4جناب سعدی! شما كه میفرمایید:
فرشتهایكه وكیل است بر خزائن باد *** چه غم خورد كه بمیرد چراغ پیرزنی اگر منظورتان این است، كه خیلی اشتباه میفرمایید. این، اینطور نیست. آن فرشتهای كه وكیل است بر خزائن باد، آن، حساب چراغ پیرزن را هم كرده، حساب پیرزن را هم كرده، حساب جوان را هم كرده، تمام این حسابها همه انجام شده.
اینقدر ما میخوانیم، در روزنامهها میخوانیم، در اخبار میخوانیم زلزلههایی كه میآید انجام میشود وقتی كه كاوُش میكنند، جنازهها را بیرون میكشند، فلان، یك مرتبه میبینند یك بچّه بچّه شیرخوار در دل زمین قرار گرفته، دو تا سنگ آمده، یكی اینطرف یكی آنطرف این را نگاه داشته. اینهمه ما میخوانیم، اینهمه، همه میدانند. آن ملكی كه موكّل است بر خَسْف و بر زلزله همان میآید این سنگ را برمیدارد اینجا میگذارد، آن را هم اینجا میگذارد، این بچّه بماند. این بچّه باید بماند. این حساب است، این نظم است، این نظم عالم است و اگر این نظم نبود ما الآن اینجا نبودیم. اگر این نظم نبود كه ما الآن زنده نبودیم، ما به حیاتمان ادامه نمیدادیم.
امّا اگر بخواهیم این شعر جناب سعدی را، استاد سخن را به قول معروف، اینطور معنا كنیم كه: بله، آن ملك اگر قرار باشد بر اینكه بادی را در جایی بیاورد و موجب تخریب جایی بشود یا اینكه فرض بكنید كه نه، موجب تخریب نشود، همین قدر كه چراغی خاموش بشود، درختی حالا فرض بكنید كه شكسته بشود، آن این برنامه، هم یعنی همین خاموش شدن چراغ این پیرزن و همینطور سایر مسائل اگر در تحت این برنامه باشد، این دیگر باكی ندارد. میگوید: مشیت الهی الآن تعلّق گرفته است كه الآن این چراغ خاموش بشود، این درخت الآن بشكند، خب بشكند. این باید بیاید به وظیفهاش عمل كند. این باید بیاید به آن هدفی كه دارد، باید به آن هدف برسد. البتّه در ضمن آن هدف جزو برنامهریزی كه شده یكی این خاموش شدن چراغ پیرزن است. این اشكالی ندارد. مسألهای نیست. عَلی كلّ حال به دو طریق ما میتوانیم. این معنا، معنای نظم است.
