بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود
9گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من *** آنچه البتّه به جایی نرسد فریاد است اگر هم كه دستش رسید، طبعاً مسأله و محكمه جور دیگری خواهد شد، سؤالها فرق خواهد كرد، جوابها تفاوت میكند. ولی در روز قیامت مونتاژ و مُركّب و تركیب و از این حرفها نیست. روز قیامت نمیتوانی بگویی: خدایا! تو آمدی من را كنار فلانی نشاندی، این عكس من بیخود است، آمدی مونتاژ كردی این را كشیدی و آن هم كشیدی و ما را گذاشتی این وسط. میگوید: نه آقاجان! بفرمایید. حضور شما را در این مجلس میآییم نشان میدهیم، این حضور شما در این مجلس است. و (وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ) دیگر مدّعیالعموم نمیخواهیم، هیچ، خود حضور شما میشود ادّعا، خودش میشود حكم، خودش میشود جُرم، خودش میشود علّت جرم. آن وقت آنجا است كه انسان سرش را میاندازد پایین. بله، من كه نمیتوانم در آن دنیا از خودم فرار كنم، من در آن دنیا با خودم هستم و با تخیلاتخودم و با افكار خودم چگونه ممكن است بین این دو تفرقه بیافتد؟ (وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ) خیلی مسأله مهم است، شوخی نگیریم قضیه را.
(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها) این چیست؟ این مربوط به تدبّر است، این آیه مربوط به تدبّر است. چطور امام صادق علیهالسّلام میفرمایند كه: عبد آن عبدی است كه تدبیر در كارش قرار ندهد. مگر میشود؟ خود قرآن میگوید آقا! بیا تدبّر كن، قرآن میگوید بیا بفهم، قرآن میگوید بیا عمل كن. چگونه ممكن است؟ اصل و اساس نظام آفرینش اصلًا بر اساس تدبیر است. (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ* الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَه قِياماً وَ قُعُوداً)1 میخوانید این آیه را در شبها؟ حتماً بخوانید، فراموش نكنید، در شبها موقع خواب مستحّب است انسان این چند آیه را از آخر سوره آلعمران بخواند. (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ) «در خلقت آسمان و زمین، در این گردش شب و روز» این چه اختلافی است؟ این چه گردشی است؟ شما از اینجا میخواهید به سمت مكّه نماز بخوانید، بین اینجا تا مكّه چند فرسخ است؟ حالا سیصد فرسخ، سیصد و پنجاه فرسخ، چهارصد فرسخ. میگویند: به خود كعبه واجب نیست نماز بخوانید، به سمت كعبه باید نماز بخوانید، چرا؟ چون هر قدر شما دقیق باشید، حتی اگر یك میل اختلاف داشته باشید، این یك میل میرسد به مدینه. شما میخواهید به مكّه نماز بخوانید، فرض كنید كه سر از طائف درمیآورید، سر از ریاض درمیآورید. این همه اختلاف است، شوخی نیست، چهار صد فرسخ، این یك میل هی چی میشه؟ هر چی جلو میرود، این زاویه بازتر میشود دیگر، میرسد به آنجا. لذا از نقطه نظر فقهی برای افرادی كه در مكّه هستند و در مسجد الحرام هستند نفس خود كعبه، آن قبله است، خود كعبه، باید به سمت خود كعبه بایستند و برای افرادی كه خارج از مكّه هستند یا حتّی در خود شهر مكّه هستند ولی دور هستند، در آنجا هم سمت، كفایت میكنند. یعنی همین قدر كه كعبه آنجاست شما اینجوری نماز نخوانید، به همین سمت، به همین كیفیت. حالا فرض كنید كه به آن طرف ایستادید، یا به آن طرف ایستادید. این مال چهارصد فرسخ است با یك میل، حالا شما حساب كنید یك كره زمین میخواهد دور خورشید بگردد اگر یك میل از آن دایره خودش تجاوز كند چه خواهد شد؟ تمام كرات میریزد به هم. این تدبیر نیست؟ یك میل، همه بساط خدا برچیده میشود، البتّه بساط مُلكی. (فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً)2 معنایش این است. معنایش این است: آقاجان! این كه الآن شما راحت در اینجا گرفتید نشستید، خیلی آرام، خیلی با اطمینان، نه حركتی را احساس میكنید، نه لرزشی را احساس میكنید، كاملًا مطالب ما را انشااللَه تحمّل میكنید و توجّه میكنید و اینها، این برای این است كه میلیاردها مَلك الآن ـ اصلًا در حساب نمیآید، میلیارد چیست؟ ـ دارند الآن كار میكند تا شما این طوری آرام نشستید. یك خورده عوض شود قضیه، یك خورده جبرئیل بگوید حالا میخواهم یك خورده سر به سرتان بگذارم، یك صدا میآید یك خورده زمین ...، همه چیز میریزد به هم. میخواهم سر به سرتان بگذارم. همین سر به سری كه برای امم گذشته میگذاشت دیگر؛ خلاف میكردند ملائكه عذاب میآمدند، زمین را چه كار میكرد؟ خَسف میكردند، یك خورده میرفت كنار، هر چه دِه و شهر بود میرفت آنجا و بعد بسته میشد، تمام شد، آسمان خراشها همه رفت در زمین، تمام شد و رفت. یك خورده سر به سر، یك كمی، یك نقطهای این طرف آن طرف. اینها دارند كار میكنند (فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً) دارند تدبیر میكنند، زمین را در جای خودش بگردانند، شمس را در جای خودش بگردانند، باران در این وقت بیاید، در آن وقت بیاید، این ابر مال اینجاست، آن ابر مال آنجاست. امام رضا علیهالسّلام دعای بارانكه كرد باران آمد. چند نوبت ابر آمد حضرت فرمودند: این ابر مال اینجا نیست، این مال آنجاست. رفت یك ابر دیگر آمد مردم خوشحال شدند حضرت فرمودند: نه، این هم مال اینجاست، مال جای دیگر است. یك ابری كه آمد گفتند: این مال اینجا است. آمد و شروع كرد به بارش. هر كدام اینها جایی دارد وحسابی دارد.
- سوره آلعمران (٣)، آيه ١٩٠ و صدر ١٩١
- سوره النازعات (٧٩)، آيه ٥

