بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود
6پس بنابراین اهتمامی كه ائمّه علیهمالسّلام نسبت به مسأله حج داشتند این نه از باب این است كه حجّ واجب نیست، به خاطر مشكلاتی كه داشته است و چه بسا دارد، این اقتضاء میكند كه آن روحیه حركت و انتهاض نسبت به انجام این فریضه را در میان افراد برانگیزند.
كجا بودیم؟ راجع به نماز جمعه صحبت ما بود. خطیب باید در نماز جمعه باید این مسائل را داشته باشد و باید بیاید و برای مردم بیان كند، مطالب را برای مردم بیان كند تا این كه مردم در این نماز احیاء بشوند، شارژ بشوند، از نقطه نظر روحی آن كسالت یك هفته از اینها از بین برود و از نظر روحی بتوانند خود را تا هفته دیگر بكشانند، پُر بشوند، این نماز، نمازی بود كه در زمان رسول خدا واجب شد و ائمّه علیهمالسّلام به این نماز تأكید داشتند. نماز جمعه این است، خاصیتش این است. نمازی كه فقط خدا در آنجا مطرح باشد و بس، فقط در آنجا رشد روحیو حركت روحی در آنجا مطرح باشد. این نماز آن وقت رفتن هم دارد، پیاده رفتن هم دارد، دو فرسخ كه سهل است، چهار فرسخ هم آدم پیاده برود جا دارد كه در این نماز شركت كند.
بحث ما راجع به چه بود؟ راجع به نظم بود. (أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ) میفرماید: «چرا در قرآن تدبّر نمیكنید؟» چرا به این مطالب توجّه نمیكنید؟ چرا فقط قرآن را برای شبهای جمعه گذاشتید؟ یكی از دستورهای مهمّ و اكید بزرگان به سالكین راه خدا در تمام طول حیات كه حتّی من این مسأله را از زمان مرحوم والد ـ رضواناللَه علیه ـ به یاد دارم كه ایشان ندیدم روزی برایشان بگذرد، حتّی در ایامی كه من در خدمت ایشان در بیمارستان بودم؛ ایشان چند مرتبه در بیمارستان رفتند، برای قلب در بیمارستان رفتند، برای چشم رفتند، برای ناراحتی كمر و دیسك و اینها رفتند، برای كبد رفتند، عمل كبد و كیسه صفرا رفتند، در تمام این روزها یك قرآن جیبی ایشان داشتند در كنارشان، این قرآن را میخواندند و در آن ـ توجّه كنید ـ در آن اوقاتی كه ناراحتی ایشان موجب میشد نتوانند قرآن را از رو بخوانند، به من میگفتند: آسید محسن! بنشین این سورههایی را كه میگوییم ببین كجای آن غلط است. شروع میكردند سوره فتح را خواندن: (بِسْمِ اللَه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً* لِيَغْفِرَ لَكَ اللَه ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً)1 همین طور شروع میكردند سوره فتح را خواندن. میگفتیم: خب، الحمدلله تمام شد. میگفتند: حالا سوره زمر را باز كن. ما سوره زمر را باز میكردیم ایشان شروع میكردند: بسم اللَه الرحمن الرحیم سوره زمر را خواندن. میگفتیم خب دیگر، دیگر خسته شدند. میگفتند: حالا سوره فرض كنید كه حم سجده را باز كن. سوره را میخواندند و بعد هم سجده هم میكردند، به اصطلاح در آنجا سنگی بود و در همانجا به پیشانیشان میگذاشتند. هر روزی كه میتوانستند، میخواندند، هر روزی كه نمیتوانستند به این كیفیت. این مال چیست آقا؟ یعنی ما واقعاً خود را مستغنی تر از ایشان میدانیم؟ این مال چیست قضیه؟ این مال این است كه قرآن مال همه است، قرآن كلامی است برای همه افراد نازل شده است، نه مَن خوطِبَ فی زَمَن النّبی نه برای پیغمبر و ائمّه علیهمالسّلام و نه برای آن افرادی كه در زمان پیغمبر، مورد مشافهه و التقای این قرآن بودند، نخیر، قرآن برای من نازل شده و برای شما نازل شده است و برای تك تك از افراد نازل شده است، برای همه نازل شده است در هر مرتبهای كه هر كسی وجود دارد. برای من نازل شده در آن مرتبهای كه من هستم، برای بالاتر در آن مرتبهای كه هست و هر شخص به هر مرتبهای كه برسد برای او قرآن در همان مرتبه است. پس قرآن برای هر شخص در همه مراتب وجودی آن شخص تا رسیدن به لقاء خدا، قرآن برای او است و استفاده میكند. مسلّماً آن معنایی را كه ما از قرآن میفهمیم آن معنا را یك شخص بزرگ، جور دیگری میفهمد و هر كسی به مقدار خودش. خدمتتان عرض كردم ابن مسعود خوش صدا بود و صدای محزونی داشت اقرَؤُوا القُرآنَ بِصُوتٍ حَزین «قرآن را با صدای حزین بخوانید» القرآن انزِلَ بِالحُزن فَاقْرَؤُوها بِصُوتٍ حَزین قرآن با حزن آمده است. دیدید وقتی كه برای انسان حالت رقّتی پیدا میشود چه حالت انبساط و حالت روحی، این حالت را انسان مشاهده میكند در مجالس سیدالشّهدا چرا غلبه روح و رَوح و نشاط است؟ چرا؟ چون حزن در آن مجالس است. پیغمبر میفرماید انّى احبُّ من الصبیان اربع، یكی از آن چیزهایی كه من از بچّهها دوست دارم این است كه بچّهها خیلی گریه میكنند، گریه آنها مال حزن است. حُزن حالت روحانیت است، قرآن را با صوت حزین بخوانید. این صوت حَزین اثراتی دارد و در زمانهای مختلف اثرات مختلفی دارد؛ در بین الطّلوعین یك نوع اثر دارد، در هنگام غروب آفتاب كه هنگام حزن است اثر دیگری دارد، در موارد مختلف این قرآن اثرات مختلف دارد. اقرَئوا القُرآنَ بِصوتٍ حَزین. ابن مسعود قرآن میخواند، پیغمبر همین طور گوش میداد و اشك از چشمانش جاری بود. این پیغمبری كه خود قرآن به او نازل شده، همانی را میفهمید كه ما میفهمیم؟ پس چرا ما میخوانیم گریه نمیكنیم. امّا نه، ما هممیتوانیم، ما هم خود را منطبق كنیم با قرآن، موقعی كه میخواهیم قرآن بخوانیم خیالات را كنار بگذاریم، تصوّرات را كنار بگذاریم، یك دو سه دقیقه سكوت كنیم، محیط خود را خلوت و بیصدا و آرام قرار بدهیم، آماده بشویم آن وقت میبینیم آن اثر هم در ما بوجود میآورد. قرآن برای ما است. (أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ) چرا در قرآن تدبّر نمیكنید؟ چرا در قرآن فكر نمیكنید؟ چرا هر روز نمیخوانید؟ چرا به مطالب قرآن توجّه نمیكنید؟ یكی از آیات قرآن را من اشاره میگویم، میروم.
- سوره الفتح (٤٨)، آيات ١ و ٢

