اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود

17414
عنوان بصری
نسخه عربی

بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود

11
  • اینها عالم تدبیر است‌ (وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ)1 هر چیزی شما سراغ دارید، هر چیزی به تصوّرتان می‌آید، در این عالم، از مسائل مادّی و غیر مسائل مادّی، خزینه‌اش، یعنی آن پُر، آن منبع و منشأش پیش ما است. علم، این علومی كه الآن هست، الآن ما به تعداد افرادی كه اینجا نشستیم دارای علم هستیم، كمترین شما من و بیشترین‌تان را هم خدا می‌داند، هر شخص یك معلوماتی دارد، یك مقداری حفظیاتی دارد، یك مقداری معلوماتی دارد، نسبت به مسائل مختلف، نسبت به رشته خودش، نسبت به تخصّص خودش دارد، (مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ) اصلش پیش ما است، خیال نكنید اینها را از پیش خودتان آوردید. (وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) اسم علیم پروردگار، ظهور لایتناهی علم است در همه مظاهر و در همه تعینات. آن علم كلّی پیش ما است، می‌آوریم یك مقداری در اینجا، یك خورده بیشتر در آنجا، كمتر در اینجا، بالا، پایین، با كارهایی كه انجام می‌شود، زیاد می‌شود و كم می‌شود. عملی را كه من انجام می‌دهم آن علم را زیاد می‌كند یا عملی را كه من انجام می‌دهم آن علم را كم می‌كند. گناه بكنم بسته می‌شود راهش، ثواب كنم راهش را باز می‌كنم. جمال، اصل است، انّ اللَه جمیلٌ، جمال یكی از اسماء و مظهر ظهورات اسماء الهیه است دیگر. صفات الهی یكی جمال است، ان اللَه جمیل‌ «خدا زیبا است» اصل وجود یكی از صفاتش زیبایی است، این اصلش پیش ما است‌ (وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) برای هر كسی یك مقدار قرار می‌دهیم. چه جمال ظاهری و چه جمال باطنی. قدرت، خزانه‌اش پیش ما است. تمام این قدرت‌هایی كه می‌بینید تمام این مسائل: (وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) ما به هر اندازه كه بخواهیم می‌آوریم. می‌آوریم كم می‌كنیم. معنای كم می‌كنیم این نیست كه می‌گیریم، نخیر، رابطه را قطع می‌كنیم، نه این كه از آن شخص بگیریم. آن شخص چیزی ندارد تا این كه از او گرفته بشود. مسأله ما با مظهر و ظهور اسماء كلیه الهی، مسأله انباشتن یك متاع در یك كیسه نیست. اگر یك كیسه‌ای شما داشته باشید فرض كنید كه در آن برنج بریزید، حالا آن كیسه سی كیلو وزنش است، بیست كیلو یا ده كیلو، به همان مقدار در او برنج قرار می‌گیرد. حالا اگر قرار باشد بر این كه از این برنج كم بشود اگر یك سوراخی در این كیسه انجام بشود، كم‌كم این برنج كم می‌شود، كم می‌شود، تا این كه اگر ما متوجّه بشویم آن سوراخ را می‌دوزیم، اگر متوجّه نشویم كم‌كم آن از بین می‌رود. این نیست. مسأله ما با ظهور خزائن الهی در مجلا و در تعین و در این قالب، مسأله ما مثل مسأله این سیم برق است. این سیم برق هیچ چیز در آن نیست، هیچ. این بسته به این است كه چند ولتاژ از اصل در این سیم برق ترزیق كنند. یك دفعه فرض كنید كه ولتاژ ممكن است یك دَه ولت در این ترزیق كنند، این سیم ده ولت دارد، این لامپ به این مقدار می‌تواند روشن كند. یك وقتی در همین سیم سیصد هزار ولت تزریق می‌كنند، یعنی این سیصد هزار ولت الآن دارد. دوباره، حالا اگر این سیم بخواهد به خود بگیرد، می‌گوید: من الآن دارای سیصد هزار وُلت هستم. این نمی‌آیند این برق را از او بگیرند، این منشأ كارخانه چه كار می‌كند؟ ولتاژ را كم می‌كند، وقتی كم كرد این هم در آن چه میشود؟ كم میشود. این كه از خودش چیزی ندارد، تمام آن صفات و اسمائی كه اسماء و صفات متنازله از آن خزانه الهی است، آن ظهور آن اسماء و صفات در ما مثل این مسأله است. از آنجا كم می‌شود و از آنجا زیاد می‌شود، از منشأ. كم شد در خود چیزی نمی‌بینیم، زیاد شد در خود می‌بینیم؛ همه‌اش از آنها برمی‌گردد. (وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) به مقدار دقیق و به مقدار ظریف ما اینها را می‌آوریم. هر عملی كه انجام بدهیم یك اثر در كار ما دارد. این كار را بكنیم، این نماز را با حضور قلب بخوانی، برای نماز بعدت تو را بیشتر تأیید می‌كنیم، اگر با حضور قلب نخوانی، نماز بعدت هم بی‌حضور قلب خواهد بود. یك صله رحم بكنی، برای انجام عبادتت تو را با نشاطتر می‌كنیم اگر آن صله رحم از تو ترك بشود و قطع رحم بین تو و بین آن منشأ و خزائن ما بسته می‌شود، قطع می‌شود. تمام اینها مربوط به چیه؟ همه مربوط به این مسأله است. دقیق. وقتی كه اساس نظام پروردگار بر اساس تدبیر است چطور ممكن است اساس نظام تربیتی ما بر تدبیر نباشد؟ می‌شود همچنین چیزی؟ آیا آدم می‌شود برخلاف تكوین و برخلاف آن مسیر حقیقی و اصلی پروردگار حركت كند؟

    1. سوره الحجر (١٥)، آيه ٢١