اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود

17414
عنوان بصری
نسخه عربی

بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود

10
  • یك روز نقل می‌كنند مرحوم آقای انصاری با یك نفر ـ من این قضیه را هم شنیده بودم قبلًا ـ در طهران بودند. جایی می‌خواستند بروند یك مرتبه دیدند یك عقربی از یك گوشه‌ای درآمد و حركت كرد. ایشان فرمودند: این مسئولیت دارد برود فلان شخص را بزند. یك دفعه دیدند صدای داد و بیداد آن بیچاره رفت هوا. مسئولیت دارد، باید بلند شود برود آن را بزند. حالا او چه كرده، برای چی؟ حالا ما آن را دیگر نمی‌دانیم. خودش می‌داند و خدای خودش‌ (فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً) آنهایی كه تدبیر می‌كنند.

  • حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه‌السّلام یك روز داشت می‌گذشت چشمش به یك جوانی افتاد، حضرت فرمودند: این جوان فردا از دنیا می‌رود، فردا، همین از دنیا می‌رود. فردا دیدند كه در میان مردم دارد راه می‌رود. گفتند: یا نبی‌اللَه! شما گفتید این از دنیا می‌رود؟! حضرت تعجّب كرد، گفت: برویم از او بپرسیم مسأله چیست؟ آنچه كه به من گفتند این بوده. آمدند، گفتند كه: ای جوان! قضیه تو چیست؟ این دیروز این پیغمبر خدا ـ كلامش خلاف نیست ـ گفت تو امروز ... گفت: اتّفاقاً یك قضیه خیلی عجیبی اتّفاق افتاد برای من؛ گفت: دیروز كه داشتم می‌رفتم منزل، دیروز عصر یك فقیری را در راه دیدم من یك مقداری به او كمك كردم، صدقه دادم، بعد شب رفتم خوابیدم صبح بلند شدم دیدم زیر تُشَك من یك مار است، یك مار. اتّفاق هم می‌افتد، حتّی خود من یك وقتی در باصطلاح جایی تحصیل می‌كردیم، یكی از همین دوستانمان در آن طبقه اول بود، ما در طبقه سوّم بودیم، ایشان در طبقه اوّل بود. صبح از خواب بلند می‌شود ـ ایشان الآن در طهران هم هستند، از آقایان طهران است ـ می‌بیند زیر تُشكش یك عقرب است، عقرب سیاه بزرگ. می‌گفت: دیدم زیر تشك من یك مار است. حالا الآن آن كه می‌خواهد عقرب برود زیر تشك این، می‌تواند برود این را بزند دیگر، ولی مأمور نیست. این مأمور است، این بغلش است ولی نمی‌آید بیرون، بعد او این را از بین می‌برد. این مار بود و من او را از بین بردم. حضرت فرمودند: ببینید! صدقه دفع بلا می‌كند، برای همین است. این در مقدّر این بود كه از بین برود به واسطه این مار امّا آن صدقه كه داد، آمد در عالم مقدّرات معارضه كرد، این خورد به آن تقدیرِ اهلاك و هلاكت، او را از بین برد به جایش الآن عمرش دارد ادامه پیدا می‌كند. آن قدر دقیق، انقدر روی حساب دارد مسائل انجام می‌شود.