بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود
3باید خطیب اوّلًا شخصی باشد خوش بیان، و صحبت او موجب كسالت و ملالت مستمعین نشود. این یكی از شرایط خطیب در نماز جمعه است و باید فردی باشد متّقی، به نحوی كه مطالب او در مخاطبین و در مستمعین تأثیر نفسی بگذارد. التفات كردید، خودش عامل باشد به آن مطالبی كه مطرح میكند طبعاً تأثیر بسیار زیادی خواهد داشت و سوّم این كه مسائلی را كه مطرح میكند مسائل تكراری نباشد. هر روز بیاید یك مطلبی را نقل كند، این هفته بیاید یك مسألهای را بگوید كه هفته قبل گفته و كَانّ یك نواری است كه همین طور دارد تكرار میشود. این نفع چندانی عائد مستمعین و شركت كنندگان در نماز جمعه نخواهد شد. باید خطیببرود مطالعه كند در عرض این یك هفته، از روایات اهل بیت علیهمالسّلام كه منبع وحی و مصدر تشریعند، آن مسائلی را كه برای رشد افكار عمومی مفید است، رشد افكار عمومی ـ دقّت كنید ـ نه تجمید افكار، بلكه برای رشد افكار عمومی مفید است، آن روایات را بدست بیاورد از چهارده معصوم علیهمالسّلام و بیاید با ذهنی صاف و قلبی خالص و نیتی پاك برای ارتقاء فكری جامعه، بیاید آن مطالب را برای مردم بیان كند. صرف نظر از مسائلی كه، مسائل اجتماعی، كه طبعاً آن مسائل هم در نماز جمعه باید مطرح باشد. بسیاری از افراد، بسیاری از فُقها من جمله مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ ایشان نماز جمعه را نماز عینی و تعیینی میدانستند كه نمازی باید باشد كه هر فردی شركت كند و تعیینی هم باشد و در نظرم هست در همان اوایل انقلاب در یك ملاقاتی كه با رهبر انقلاب حضرت آیتاللَهخمینی، ایشان داشتند در قم، متأسّفانه نشد مطالبی كه مورد نظرشان هست در آن مجلس بیان شود. چون یك قضیهای اتّفاق افتاد آن وقتی كه برای ایشان داده بودند صرف در ملاقات با افراد دیگری شد و همه مطالب به طور مشروح صحبت نشد. فقط ایشان یك چند جملهای با حضرت آیتاللَه خمینی مطرح كردند و یكی از آنها این بود كه آیا نظر شما راجع به نماز جمعه چیست؟ آن موقع هنوز نماز جمعه منعقد نشده بود حتّی در ـ ظاهراً، آن طور كه به نظرم میرسد ـ در اوّلین نماز جمعهای كه در طهران در مسجد امام منعقد شد و مرحوم آقا در آن نماز جمعه شركت میكردند، خود ما هم میرفتیم، بعد آن نماز جمعه دانشگاه منعقد شد، اوّل در همین مسجد امام كه قبلًا به اسم مسجد شاه طهران معروف بود در آنجا نماز جمعه منعقد شد. ایشان اظهار داشتند كه به نظر من نماز جمعه تخییری است. عین عبارت ایشان است، یعنی هر كسی میخواهد برود هر كسی میخواهد نرود و بعد این جمله را هم اضافه فرمودند كه: حتّی من معتقدم در زمان رسول خدا هم نماز جمعه به وجوب تخییری واجب بود نه به وجوب تعینی و وجوب عینی، بلكه وجوبش، وجوب تخییری بود. مرحوم آقا فرمودند: من به شما یك پیشنهاد میكنم و آن این است كه شما یك نماز جمعه شركت كنید آن وقت ببینید كه اعتقادتان و مبنای فقهی شما عوض خواهد شد یا نه. كه البتّه، عرض كردم، مجلس به هم خورد و در همان وقتی بود كه مرحوم سرلشكر قَرَنی كه بسیار فرد خوبی بود و از مبارزین بود و با مرحوم آقا در انقلاب سنه چهل و دو با حضرت آیتاللَه خمینی و مرحوم آیتاللَه میلانی ـ كه این مطالب انشااللَه درآینده صحبت خواهد شد ـ در آنجا با هم با مرحوم آقا همكاری میكرد همین مرحوم قرنی كه همان گروه فرقان و اینها، ایشان را به شهادت رساندند و بسیار مرد با اهتمام، با عِرق دینی و خیلی متصلّب بود در مرام خودش و دقیقاً مشخّص بود كه خلع ید ایشان از صدارت نیروهای انتظامی، این یك عامل پیچیدهای داشت و نمیخواستند كه ایشان خلاصه بر سر كار باشد و در زمان شاه، در زمان سابق، مرحوم آقا از ایشان خیلی یاد میكردند و از خاطراتشان با همین مرحوم سرلشكر قرنی در همان زمان سابق، زمان استبداد، زمان شاه، ایشان مطالبی بیان میكردند كه انشااللَه شاید بخشی از آنها عرض شود. ایشان مرحوم سر لشكر قرنی از جمله افرادی بود كه در انقلاب چهل و دو، در سنه انقلاب چهل و دو، همین انقلاب ایران، انقلاب اسلامی ایران، با مرحوم آقا و مرحوم آیتاللَه میلانی تحلیف داشتند، مجلس تحلیف، یعنی سه نفر ـ مرحوم آقا، آیتاللَه میلانی و سر لشكر قرنی ـ این سه تا قرآن را گذاشتند وسط و قسم خوردند به این قرآن كه تا پای جان از انقلاب دست برندارند؛ این را مراسم تحلیف میگویند كه البتّه افرادی از این جریان اطّلاع دارند و فعلًا در قید حیات هستند و از این مسائل مطّلع هستند. بسیار مرد خوبی بود، همین مرحوم سرلشكر قرنی. آن روز مصادف شده بود با روز شهادت همین سرلشكر قرنی و خانواده ایشان آمدند در قم، در آن ملاقاتی كه بود، یك مرتبه خانواده اینها وارد مجلس شدند و اصلًا مجلس به طور كلی از آن وضعیت اوّل بیرون آمد و دیگر مجالی برای ادامه مذاكرات بین مرحوم آقا و حضرت آیتاللَه خمینی دیگر باقی نماند و فقط به همین چند جمله مجلس خاتمه پیدا كرد.

