بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود
2بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالَمین
والصّلاة والسّلام على سیدنا و نبینا و حَبیب قُلوبنا
وطَبیب نُفوسنا أبىالقاسم محمّد و على آله الطّیبین الطّاهرین
واللعنة على اعدائهم اجمعین
قال امامُنا الصّادق علیهالسّلام لعِنوان البَصرى: ثَلاثةُ أشیاءَ؛ أنْ لا یرَى العَبدُ لِنَفسِه فیما خَوَّلَهُ اللَه مِلکا، لأنَّ العَبیدَ لا یکونُ لَهم مِلک، یرونَ المالَ مالَ اللَه یضَعونَه حیثُ أمَرَهُم اللَه به، و لا یدَبِّرُ العبدُ لنفسهِ تَدبیرًا.
امام صادق علیهالسّلام به عنوان بصری فرمودند: ـ وقتی از حضرت راجع به حقیقت عبودیت سؤال میكند ـ حقیقت عبودیت در سه جمله است؛ جمله اوّل این كه عبد، غیر از خدای متعال مالكی را نپندارد و همه متملكّات خود را ملك خدا بداند و هر جا كه خدا او را امر میكند و تكلیف میكند در آنجا باید این مال را صرف كند كه راجع به این فقره در جلسات گذشته مطالبی به عرض دوستان رسید.
جمله دوّم امام صادق: ولا یدَبِّرُ العبدُ لنفسهِ تَدبیرًا. مسأله دوّم این است كه انسان، انسان سالك و انسان عبد، در قبال پروردگار هیچ تدبیری را برای خود نمیاندیشد. البتّه نتائج این فقرات در جملههای بعد نقل میشود و از طرف امام علیهالسّلام این نتائج بیان میشود. این جمله حضرت كه میفرماید ولا یدَبِّرُ العبدُ لنفسهِ تَدبیرًا این چه معنا دارد؟ انسان برای خودش تدبیری نیندیشد، برنامهای نداشته باشد، كاری را پیش بینی نكند. آیا به نظر ما این مطلب به همین ظاهر و به همین بیان ابتدایی صحیح مینماید؟ اصلًا نظام دنیا بر اساس تدبیر است دیگر. منظور از كلام حضرت در اینجا چیست؟ شخص تمام برنامههای خود را رها كند، تمام نظم خود را به قول بعضیها در بینظمی قرار دهد، آن وقت دیگر سنگ روی سنگ بند میشود؟ در حالی كه ما میبینیم اصل و اساس نظام آفرینش تكویناً و تشریعاً، عقلًا و نقلًا بر پایه نظام است، بر پایه تدبیر است. در آیات قرآن میخوانیم(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها)1 «چرا این مردم در قرآن تدبّر نمیكنند؟» چرا این مردم در قرآن فكر نمیكنند؟ چرا این مردم قرآن را سرسری میگیرند؟ چرا این مردم قرآن را فقط اختصاص به مجالس فاتحه دادهاند و به عنوان تبرّك و تیمّن بر سر سفره عقد میگذارند یا این كه برای جابهجایی منزل، قرآن را به عنوان تبرّك اوّل میبرند؟ امّا اگر از آنها سؤال كنید در شبانه روز چقدر شما به قرآن مشغول هستید؟ میگویند: شبهای جمعه یك سوره یاسینی برای امواتمان میخوانیم، همین مقدار. قرآن كه فقط مال شب جمعه نیست و سوره یاسین كه فقط اختصاص به شب جمعه ندارد. یك روایتی از امام رضا علیهالسّلام نقل شده است ـ در عِلَلالشّرایع ظاهراً روایت مضبوط است ـ كه خداوند امر كرده است كه مصلّین در بیست و چهار ساعت در نمازهای خودشان قرآن را بخوانند و اكتفا به یك سوره نكنند برای این است لِئَلّا یصبَح کلامُ اللَه مَهجورً ا «تا این كه كلام اللَه مهجور و دور گذاشته نشود.» مردم با كلام الهی همیشه انس داشته باشند و مستحب است انسان به یك سوره اكتفا نكند، سورههای متعدّدی در قرآن، در صبح دوشنبه چه سورهای بخواند، در شب جمعه چه سورهای بخواند، در روز جمعه چه سورهای بخواند، در روز جمعه مستحب است، خطیب در روز جمعه در دو ركعتنماز جمعه، در ركعت اول سوره جمعه و در ركعت دوّم سوره منافقین را بخواند. حالا آن قدر خطبهها را طولانی میكنند كه فقط به یك سوره تنها اكتفا میكنند، این صحیح نیست. به همان مقدار كه افراد در روز جمعه نیاز به شنیدن نصائح و مسائل مهم اخلاقی و مملكتی و حكومتی دارند و باید خطیب در نمازهای جمعه به این مسائل به نحو مشروح و مفید بپردازد. یعنی مسائلی كه از نقطه نظر اطّلاع مسلمین بر جریانات و حوادثی كه میگذرد، انشااللَه در جلسات آینده راجع به كیفیت برنامه مرحوم آقا درباره مسائل مملكتی صحبتهایی و عرائضی خدمت دوستان خواهد شد و رفقا مطّلع خواهند شد كه چقدر نظرات عالی و راقی از ایشان هنوز به گوش نرسیده است.
- سوره محمد (٤٧)، آيه ٢٤

