
ارزش والای مقام عبودیت
ارزش والای مقام عبودیت
17امّا ما میبینیم بعضی از مواقع بر حسب شرایط، همین ائمّه علیهمالسّلام به مهرالسنّه عمل نكردند. چرا؟ شرایط فرق میكند. مروان حكم حاكم مدینه این میآید یكی از دختران بنیهاشم را برای خودش خواستگاری میكند و یك مبلغ سنگینی مَهر قرار میدهد. بعد از این كه معاویه آن صُلحنامه را پاره كرد و گذاشتزیر پایش و خارج شد و مروان هم حاكم مدینه شد و امام حسن علیهالسّلام آمدند در مدینه دیگر، بر حسب ظاهر شكست خوردند دیگر، تن به صلحنامه و حكومت معاویه دادند. مروان از اینجا آمد سوء استفاده كند از این موقعیت آمد یكی از دختران بنیهاشم را برای خودش به عقد خودش دربیاورد با یك مهر سنگین. امام مجتبی علیهالسّلام دید این قضیه، این ازدواج، شكست برای بنیهاشم به حساب میآید كه این الآن از موضع قدرت، صاحب مكنت و صاحب ثروت میگوید: آمدیم بر شما غلبه كردیم، دخترتان را هم آمدیم گرفتیم. امام حسن علیهالسّلام در همان مجلسی كه مروان میخواست، پول را آورده بود و كیسههای طلا را كنار گذاشته بود كه در همان مجلس بپردازد و آن دختر را عقد كند، امام حسن بلند شد و آن دختر را به عقد یكی از پسرعموهای همان دختر درآورد به همان مبلغی كه مروان میخواست بپردازد و تمام آن مبلغ را از جیب خودش پرداخت. این چیست؟ تو دَهَنی به آن زدن است. پس ببینید! هر جا حساب خودش را دارد. آنجایی كه باید تو دهَنی زد باید روی دست آن، حتّی ظاهراً یا بیشتر داد حضرت از آن مبلغی كه مروان مطرح كرده بودند، ظاهراً این طور به نظرم میرسد، یا ...، قطعاً كمتر نبوده است. بیشتر حضرت میپردازد و میگوید شما تصوّر نكنید كه حالا آمدید حكومت را گرفتید. چرا؟ چون مردم به همین نگاه میكنند، چشم مردم همین است؛ ببین! بنده خدا، شكستش دادهاند آمده كنار، بیچاره پول ندارد و دخترش را هم گرفتند و چه كار كردند. این چیست؟ این برای امام زِشت است، برای امام قبیح است كه در یك همچنین موقعیتی بیایید از این نقطه نظر بیاید منكوب بشود، بیاید از این نقطه نظر، اینها از این نقطه نظر وارد میشوند دیگر. فلهذا ما میبینیم در موارد مختلف، احكامی را كه اسلام در مورد انفاق و سایر هِبات و انفاقها و مصرفها، در موارد مختلف دارد، رعایت ریزهكاریها و جهات روانشناسی نفسی، شخصی و اجتماعی افراد را در اینجا ملاحظه كرده است و آنچه كه موجب میشود مسأله حل بشود و دیگر مشكلی باقی نماند او این است كه در تمام این موارد انسان نسبت به اینها نباید تعلّق داشته باشد. این مسأله، مسأله مهمّی است. اگر یك روز داشت، داشت؛ یك روز نداشت، نداشت، یك روز كم بود، بود یك روز زیاد بود، زیاد بود. تمام آنچه را كه خداوند به انسان عطا میكند آنها باید در تحت این ضابطه قرار بگیرد. این قضیه را هم خدمتتان عرض میكنیم و ظاهراً دیگر لابد شما دائماً در باطن به ما ندا میدهید كه: آقا! آن بالا رفتی و خلاصه گرم صحبت و به حال زار ما هیچ نمیاندیشی. چَشم، این قضیه را میگوییم و دیگر تمام میكنیم.
