
ارزش والای مقام عبودیت
ارزش والای مقام عبودیت
15این مسأله مورد توجّه است فلهذا ما میبینیم در موارد مختلف ائمّه علیهمالسّلام كیفیت معاشرتشان با افراد مختلف بوده. در زمان امیرالمؤمنین یك قسم زندگی میكردند، زندگی ساده، ولی در زمان سیدالشّهداء علیهالسّلام كه سطح عموم افراد یك قدری ترقّی كرده بود، از یك زندگی بالنّسبه خوبی همه افراد برخوردار بودند، زندگی سیدالشّهداء هم فرق میكرد. در زندگی امام صادق علیهالسّلام ما این مسأله را میبینیم. آن شخص، سفیان ثوری صوفی میآید خدمت امام صادق و میبینید حضرت یك لباس گرانبهایی پوشیدند میگوید كه: یابن رسولاللَه! اجداد شما هم این طور زندگی میكردند، این لباس را داشتند؟ حضرتمیفرماید: ما این لباس را برای مردم پوشیدیم و برای موقعیت فعلی خود. ببینید! موقعیت اجتماعی. الآن امام صادق میخواهد بفرماید: من الآن در مقابل منصور دوانیقی قرار گرفتم و عقل مردم به چشمشان است. اگر من الآن بیایم در یك وضعیت ظاهری از همان نگاه اوّل وقتی شخصی نگاه میكند میرود. باید یك وضعیتی، حالا نمیگویم بلند شوم مثل منصور دوانیقی دیبا و زر و فرض بكنید و زربَفت و فلان این حرفها به قبا و عمامه و تاج خود را مكلَّل و محلَّل به تمام انواع جواهرات و اینها بكنم، نه، یك وضعیتی كه حداقل از نقطه نظر اجتماعی دیگر مورد تنفّر مردم واقع نشویم. آخر آن موقع، در زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام، حضرت لباسشان لباس وصلهای بود دیگر، كفششان كفش وصلهای بود دیگر، تا جایی كه خود حضرت میفرماید: انقدر من وصله بر كفشم زدم كه خجالت كشیدم كه پیش كفاش برم و بگویم كه دوباره كفشم را .... آن موقع در زمانی بوده كه آه در بساط نبود، نصف بیشتر كوفه همه فقیر بودند و امیرالمؤمنین هی میرفت سراغ این، سراغ آن، این منزل، آن منزل، امّا دیگر در زمان امام صادق قضیه برگشته بود، دیگر پنج درصد مردم اگر فرض بكنید اینها فقیر بودند، همه از یك زندگی بالنّسبه عادّی و متوسط برخوردار بودند، دیگر اینجا معنا ندارد فرض بكنید امام صادق اینجا عبای وصلهای بپوشد، خصوصاً با توجه به این وضعیتی كه الآن مردم شكوه و جلال، این افراد عادّی مگر چی هستند؟ نگاه میكنند به این شكوه و جلال و كذا و اینها و وقتی كه به امام صادق میرسند یا امام كاظم، یك نگاهی از روی استهزاء: اینها كیاند؟. حالا چه برسد به این كه با توجّه به این موقعیت یك سوء ظنی هم برای این افراد پیدا بشود كه اینها آمدند به این وسیله خودشان را در میان مردم چیز كنند. اینجا آنجایی است كه اسلام انسان را نهی كرده است كه از سایر افراد انسان پایینتر باشد، این ضرر دارد. یعنی اگر وضعیت به جایی رسید كه مسأله از نقطه نظر زندگی برای همه افراد آنچنان مسأله دارای ضیق و اینها نبود، آن وقت اگر انسان بخواهد خارج از عُرف زندگی كند به نحو این كه مشارٌ بالبَنان بشود، به آن نحو كه به او اشاره بشود، بگویند: نگاه كنید! فلانی بگویید چقدر زهدش زیاد است، نگاه كنید ببینید. این خود این قضیه صحیح نیست، انسان باید عادّی باشد. آن مسأله اوّل به جای خود محفوظ است آن قضیه. مسأله عدم تعلّق به جای خودش محفوظ است ولی مسأله دوّم كیفیت است. لذا ما میبینیم كیفیت انفاق ائمّه به افراد تفاوت میكند. یكی میآید فقیر است فرض كنید كه امام علیهالسّلام به او یك مقداری میدهد برای رفع حاجت. یك شخصی میآید، این شخص، نه این كه حتی خودش بیاید، امام برای او میفرستد و مبالغ زیاد میفرستد. این حضرت نگاه به آن موقعیتش میكند، نگاه به شأنش میكند، نگاه به آن رفت و آمدش میكند در میان افراد كه این دارای چه وضعی است.
