
ارزش والای مقام عبودیت
ارزش والای مقام عبودیت
14اما در اینجا نه، اینجا یك موقعیتی است كه دارد آن خصوصیت لطافت نفسانی این دو دختر، دارد از بین میرود. آن حیا و شرم و مناعت و شخصیت اینها دارد با این كار عُمَر دارد الآن در اینجا از بین میرود. میشود مسأله را به صورت دیگر، به نحوی كه شخصیت اینها هم محفوظ باشد، این شخصیت حفظ بشود. لذا افراد دیگری كه اینها اسیر هستند اینها در پیش خودشان یك همچنین حالی ندارند امّا این دو تا دارند، آنها ندارند، اینها یك افراد عادّی هستند. فرض كنید كنیزانی هستند، فرض كنید در كوچه و خیابان، به حسب عادی اینها گرفتار شدند. امّا اینی كه آمدند این دو تا را از قصر یزدگرد پادشاه ساسانی، پادشاه ایرانی بیرون بیاورند. اینهایی كه یك عمری در فرض بكنید موقعیت بودند، در حجاب بودند، در یك وضعیتی بودند كه به اصطلاح برای خودشان یك نوع عزّت و یك نوع مناعتی میدیدند، امیرالمؤمنین میآید از همین دریچه نفس و همین دریچه روانشناسی اجتماعی میآید مسأله را بررسی میكند و میگوید: از نظر این كه اینها كنیز هستند در این شكّی نیست، اینها باید مثل سایر افراد باید اینها فروخته شوند، از نظر این كهاینها را باید فروخت، این هم همینطور، اینها را باید فروخت و كاری نمیشود كرد. ولی از یك نقطه نظر یك احترامی ما باید برای اینها قائل بشویم. آن احترام چیست؟ اختیار اراده همسر را به اینها باید بسپریم. هر كه را میخواهید شما خودتان انتخاب كنید. این مسأله را در اختیار اینها قرار میدهد. یكی از اینها كه همین شهربانویه، مادر حضرت سجّاد علیهالسّلام، طبق اصحّ اقوال میآید سیدالشّهداء را انتخاب میكند و آن دیگری محمّد بن ابیبكر را انتخاب میكند و به همسری او درمیآید. امیرالمؤمنین علیهالسّلام هم این دو تا را به این دو تا میدهد. البتّه در بعضی از اخبار دیگر است آن دیگری امام حسن علیهالسّلام است ولی این اوّلی به نظر اقوی میرسد.
