
ارزش والای مقام عبودیت
ارزش والای مقام عبودیت
12امیرالمؤمنین میفرماید: هیچ یقینی نیست كه شبیهتر از شك باشد از موت. مردم همه میدانند كه میمیرند ولی با این مسأله با شك برخورد میكنند. واقعاً اگر ما با مسأله موت جدّی برخورد میكردیم وضعیتمان به این كیفیت بود؟ واقعاً جدّی برخورد میكردیم. عرض كردم آن قضیه آن شخص دوست را كه آن شب متوجّه شد كه شاید یك بیماری پیدا كرده و خلاصه دارد غزل خداحافظی را میخواند. نشسته بود داشت وصیت میكرد و خلاصه اوضاع و .... ما با هم یك جا بودیم ما دیدیم صبح تا ظهر، آمدیم دنبالش گفتیم: كجا بودی؟ گفت: رفته بودم در حرم. گفتم: بیا بابا! من كه به تو گفتم از این خبرها نیست، تو به این زودی جان به عزرائیل نمیدهی، پاشو بیا. صبح تا ظهر رفته بود در حرم شروع كرده بود .... این چیه قضیه؟ این جدّی گرفته بود قضیه را، دید: واقعاً این مسأله جدّی است. واقعاً ما با مسأله جدّی برخورد كنیم. لذا حضرت میفرماید: هیچ یقینی را شبیهتر به شك از موت، من در میان مردم ندیدم. همین الآن كه ما در اینجا نشستیم در چند تا مجلس فاتحه شركت كردیم؟ شروع كردیم فاتحه خواندن، خدا بیامرزدش، خدا چه كار كند، چند تا؟ شاید هزار تا شركت كردیم دیگر. یك روزی همینها كه اینجا نشستهاند انشااللَه در مجلس فاتحه ما شركت میكنند، همین ها. میگویند: خدا انشااللَه رحمتش كند، بالاخره سرمان را درد میآورد، گاه گاهی میآمدیم و چه میكردیم. این یقینی یقینی است و همه ما هم میدانیم ولی صحبت در این است كه به امهال و اهمال میگذرانیم. هی مهلت میدهیم، هی كوتاه میگیریم، هی تا میآید به ذهنمان رد میكنیم، تا میآید میخواهد فكر ما را به خود مشغول كند، هی خود را منصرف میكنیم. پی آن را نمیگیریم، داخلش نمیشویم. وقتی فكر میآید اگر انسان اجازه بدهد آن فكر رسوخ میكند، آن فكر میرود جا باز میكند، هی روزنههای دل و روزنههای قلب را در تصرّف خودش میگیرد. اجازه نمیدهیم، هی رد میشویم. نه، با یقین برخورد كنیم. این مسأله اوّل است كه انسان و یكسالك، سالك راه خدا، باید تعلّق نسبت به مال نداشته باشد. هر چه میخواهد باشد. حالا هر چه خدا برایش قرار داده یا كم قرار داده یا بسیار قرار داده، فرق نمیكند. مال، مال خدا است. شما در یك بانك فرعی، یك بانك فرعی سر كوچه بخواهید مراجعه كنید، فرض كنید كه در همان ذخیره و در آن صندوقش چه قدر پیدا میكنید؟ فرض كنید كه دو میلیون، سه میلیون، پنج میلیون، ده میلیون پیدا میكنید. حالا اگر بلند شوید فرض كنید كه بروید در بانك مركزی، در ذخیره او چقدر پیدا میكنید؟ چند میلیارد پیدا میكنید. این دو مسأله برای شما تغییری میآورد؟ نه؛ نه این مال شما است نه آن، حالا آن یك مكان وسیعتری است و اموال بیشتری در آنجا قرار دادند به شما ارتباطی ندارد، این هم سر كوچه شما است فرض كنید كه چند میلیون در ذخیرهاش قرار دادند كه رفع همین مراجعین عادی و اینها را بكند؟ این هم به شما ارتباطی ندارد. انسان در مالی كه پروردگار در اختیار او قرار میدهد باید این حال را داشته باشد.
