اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ارزش والای مقام عبودیت‏

14613
عنوان بصری

ارزش والای مقام عبودیت‏

18
  • در زمان ناصرالدین شاه یكی از بزرگان در طهران، به نام مرحوم حاج ملّا علی كَنی بود. حاج ملّا علی كنی عالم بسیار ذی نفوس و مقتدر و حاكم شرع، مبسوط الید، حدّ جاری می‌كرد و در قبال ناصرالدّین شاه می‌ایستاد و بعضی از مسائل و از دستورات حكومتی را وِتو می‌كرد، لغو می‌كرد، این حاج ملّا علی كنی. مثلًا در قضیه كشیدن راه آهن بلژیكیها در آنجا این مسأله را وتِو كرد و با وجود این كه ناصرالدّین شاه می‌خواست این كار را انجام بدهد چون ایشان دست استعمار را در این مسأله دید جلوگیری كرد و مسأله در آنجا منتفی شد. قبل از قضیه تنباكو و قبل از مسأله میرزای شیرازی، مرحوم حاج ملّا علی كَنی بوده است، این مسأله مربوط به قبل است و بسیار مرد مقتدری بود و برای خودش منزلی داشت، بیرونی داشت، اندرونی داشت، منزل بزرگ، رِجال می‌آمدند، مردم می‌آمدند و نقل می‌كنند می‌گویند: یك روز ناصرالدین شاه آمده بود از طهران بیرون، رفته بود برای شكار، در بیرون طهران همین طرف‌های شمیرانات و اینها رفته بود. یك دفعه عصر فوراً گفت: برگردید! گفتند كه: اعلیحضرت چرا الآن؟ تا شب وقت زیاد است. گفت: من الآن یك دفعه با خودم فكر كردم اگر حاج ملّا علی كنی دستور بدهد دروازه‌ها را به روی من ببندند هیچ كس جرأت نمی‌كند باز كند. آنقدر از آن می‌ترسید، از حاج ملّا علی كنی. گفت: فوراً برگردید. دختر ناصرالدین شاه می‌رود در نجف به خدمت مرحوم شیخ انصاری می‌رسد. مرحوم شیخ انصاری، اولْ عالم نجف و بسیار زاهد و عابد در زهد و تقوا و اینها در بین نجف معروف بود. دختر ناصرالدین شاه می‌آید و از شیخ اجازه می‌گیرد و وارد بر منزل می‌شود و می‌بیند: چند تا اتاق ساده‌ای هست و همین زیلو هست و ایشان هم نشسته در آنجا و چند تا كتاب و نامه و دارد به نامه‌ها و كتاب‌ها و اینها می‌رسد و سرش انداخته پایین. گفت: مسأله‌ای دارید؟ شما چه دارید؟ گفت: من می‌خواهم در اینجا یك مطلب به شما بگویم و او این كه اگر این زندگی كه شما دارید، این زندگی دستور اسلام و پیغمبر است پس آن آقایی كه در طهران است، حاج ملّا علی كنی مثل این كه خیلی دل پُری داشته است از دست ایشان در آنجا پس او در آنجا چه كاری می‌كند؟ این قصرش، این بیا برو و این حرف‌ها. تا این حرف را می‌شنود شیخ انصاری می‌گوید: بلند شو برو بیرون، بلند شو برو بیرون، بلند شو برو بیرون. بیرونش می‌كند از منزل و می‌رود. دیگر به كارش ادامه می‌دهد. فردا دوباره این دختر می‌آید و شفاعت می‌كند و فلان می‌كند: من بی‌احترامی نكردم، من تازه می‌خواستم عزّت بگذارم سر شیخ انصاری و با این كیفیت و اینها. یك وقت می‌گیرد می‌آید تو. می‌گوید: من كه دیروز جسارت به شما نكردم. ایشان گفت: كدام جسارت بالاتر، شما به یك عالم دین جسارت كردی، اهانت كردی، باید توبه كنی، بروی غسل؛ گفت: باید بروی غسل توبه كنی و باید بروی توبه كنی، خدا از گناهانت بگذرد، فلان كنی. گفت: جان من! آن حاج ملّا علی كه در طهران آن قصر را دُرست كرده و آن بیا برو به خاطر این كه جلوی بابای تو بایستد؛ اگر بلند می‌شد یك منزلی مثل منزل من درست می‌كرد كسی اعتنایش نمی‌كرد و اگر حاج ملّا علی بیاید نجف، در همین منزل می‌آید، تو یقین بدان و اگر من بروم طهران، من می‌روم‌در همان قصر زندگی می‌كنم، جا به جا دارد؛ برای این كه یكی با پدر تو دربیافتد باید یك همچین چیزی را داشته باشد و الّا اعتنایش نمی‌كنند، می‌گویند: این كیست؟ مثلًا فرض بكنید كه سر تا پایش هم مثلًا یك كرباس هم قیمت ندارد. حالا این فرض بكنید كه می‌خواهد بیاید با اعلیحضرتِ كذا می‌خواهد چیز بكند. مردم از نقطه نظر ظاهر در یك همچنین فرهنگی نیستند كه بتوانند همه حقایق را ادراك بكنند با آن قوای مدرِكه و با قوای متكفّره خودشان. مسائل ظاهر و باطن را با هم خلط می‌كنند. لذا تا این كه انسان به آن فرهنگ نرسیده است چاره ندارد كه در بعضی از مسائل بر طبق پیشرفت و پیشبُرد آن مكتب یك همچنین جهاتی را لحاظ كند. بله، اگر فرض كنید كه مردم یك جایی رسیدند كه اگر نگاه می‌كردند به منزل شیخ انصاری و از آن طرف به كاخ ناصرالدّین شاه و كاخ صاحب قرانیه و اینها، این دو تا، آن برایشان ترجیح نداشت قطعاً حاج ملّا علی كنی می‌آمد همین منزل را اختیار می‌كرد ولی از آنجایی كه الآن مسأله به این كیفیت هست باید رعایت همه جوانب در اینجا بشود. این مسأله، مسأله مهّم است كه البتّه پرداختن به این مسأله نیازی به شرح بسیار زیاد و شرح بیش از این دارد كه انشااللَه، دیگر از نقطه نظر این مجالس من دیگر بعید می‌دانم دیگر بیش از این بتوانیم به این مسأله بپردازیم. انشاءاللَه این مطالب را یك قدری مبسوطتر به صورت كتبی و به صورت نوشتاری‌انشاءاللَه این مطالب را با توجه به قرائن و حكایات و خصوصیات، ما عرض خواهیم كرد.