حقیقت سلوک رعایت دو جنبه توحید وکثرت
9خصوصیت هر شخص، رعایت جهات نفسانی اشخاص، رعایت جهات روحی اشخاص، بسیار مهمتر است از اعطاء. در بعضی از اوقات انسان اگر نمیتواند به نحوی اعطا كند كه خصوصیت شأن آنها رعایت بشود نباید حتّی اعطا كند. آنقدر مسأله مهم است. باید به نحوی باشد كه او عزّت و احترام و عُلُوّ و متانت و رفعتش محفوظ باشد و این همان چیزی است كه خداوند در عزّت مؤمن، این مسأله را لحاظ میكند. باید این مسأله كاملًا رعایت بشود. امیرالمؤمنین میفرمایند به آن شخص: آیا اگر من به او ندهم و آن شخص در مقام استِئْصال دست تقاضا به سوی من دراز كند و در ازای این تقاضا، من به او اعطای مال كنم، آیا عطای مال در قبال آبروی از دست رفته او نیست؟ پس من چیزی به او اعطاء نكردم. در اینجا معاوضه بین آبروی او و بین اعطای من واقع شده، نه در اینجا معاوضه یك طرفی است؛ او آبرویش را در اینجا داده و من در قبال این آبرو آمدم چیزی را دادم؛ پس من دیگر چیزی ندادم. این مؤمن الآن عزّتش در اینجا از بین رفته، آبرویش در اینجا از بین رفته.
سیدالشهّداء علیهالسّلام در عبارتی بسیار عالی خطاب به امام سجّاد علیهالسّلام میفرماید: يا بُنىَّ! وَ اعزِز نَفسَك عَن كُلِّ دَنيَّةٍ وَ ان ساقَتْكَ الى الرَّغائبِ فانَّكَ لَن تَعتاضَ بما تَبذُلُ مِن نَفسكَ عوضًا «ای فرزندم! نفس خود را عزیز بدار، دست تقاضا به هر جا دراز نكن، نفس خود را عزیز بدار، توجّه افراد را برای جلب كمك به سوی خود جلب مكن.» وَ اعزِز نَفسَك «نفست را عزیز بدار» من كلّ دَنيَّةٍ «از هر امر پست و از هر امر دنی» وَ ان ساقَتْكَ الى الرَّغائبِ «اگر چه تو را به عوضهای بسیار عالی میرساند، از نظر دنیوی» تو را سوق بدهد به سوی رغائب رغائب جمع رغیبه است یعنی مال با ارزش تو را به ارزشهایی برساند، تو را به مُكنتهایی برساند، تو را به سرمایهها برساند، تو را به پُستها برساند، تو را به ریاست برساند؛ ای مردم! بیایید فرض كنید به ما رأی بدهید، ای مردم بیایید چكار كنید به ریاسات برساند دیگر ما اهلیت داریم، ما این میكنیم، ما آن میكنیم، ما چه میكنیم. وَ اعزِز نَفسَك مِن كُلِّ دنيَّةٍ «نفست را بزرگ بشمار» این نفس تو كم چیزی نیست، كم گوهری نیست، كم كیمیایی نیست. این نفس تو، این پُستها همه موقّتی است جان من!، چهار سال است، پنج سال است، ده سال است، پانزده سال است ولی نفس تو ابدی است. چهار سال به یك مقام میرسی بعد میگویند كه: آقا! مدّت تمام شد، بفرمایید. نفسَت را از دست دادی، عُمرت را از دست دادی، مقامت را هم از دست دادی. ولی اگر نه، عزیز باشی .... خلافت به امیرالمؤمنین علیهالسّلام رسید تكویناً و تشریعاً؛ أمیرالمؤمنین علیهالسّلام متصدّی خلافت بعد از رسول خدا بود، هم تكویناً، بواسطه ولایت تكوینی و هم تشریعاً بواسطه نصّ صریح، نه یواشكی به یك نفر و دو تا. در مقابل سی هزار نفر دستش را هم بلند كرد: مَن كُنتُ مَولاه فَهذا عَلىٌّ مَولاه هم گفت. اللَهمّ والِ مَن والاه وعادِ مَن عاداهُ هم فرمود، تمام اینها را فرمود. بعد آمدند این مردم گوساله كنار گذاشتند.

