اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت سلوک رعایت دو جنبه توحید وکثرت

16263
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت سلوک رعایت دو جنبه توحید وکثرت

12
  • انقدر این مسأله عزّت محترم است. مسأله عزّت چیست؟ این عزّت، عزّت پروردگار است. مؤمن عزیز است. (وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ)1 «عزّت اختصاص به پروردگار دارد و مال رسولش و مال مؤمنین.» لهذا دیدید؟ اتّفاقاً روایت هم در این زمینه داریم، از امام صادق علیه‌السّلام می‌فرمایند: مؤمن همیشه عزیز است، اگر یك نفر به جمع مؤمنین بپیوندند مؤمنین خوشحال می‌شوند، می‌گویند یك نفر راه پیدا كرد. امّا اگر یك نفر آمد رفت بیرون ناراحت نمی‌شوند، خب رفت كه رفت. ولی منافق اگر یك نفر بیاید خوشحال می‌شود یك نفر هم برود بیرون ناراحت می‌شود؛ هی جزع می‌كند، فزع می‌كند: چی شده؟ از ما كم شده، از آن گروه‌مان كم شده، برویم دنبالش، برویم، آقا! نگذاریم برود، برویم دنبالش، پیگیری كنیم، ببینیم قضیه چیست، كاری دارد، مشكلی دارد. می‌روند دنبالش، چه كار می‌كنند؟ آقا! بفرمائید، به شما پُست می‌دهیم، مقام می‌دهیم، شما را رئیس می‌كنیم، رئیس جلسه می‌كنیم، رئیس فلان جا می‌كنیم، شما بیایید، دوباره‌برگردید، آن جانب را تقویت نكنید. مسكین! اگر تو خدا را داری دیگر دنبال كه داری می‌روی؟ مگر تو مدّعی نیستی كه داری دنبال خدا می‌روی؟ (وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ).

  • یك شمّه از عزّت مرحوم آقا برایتان نقل كنم؛ مرحوم آقا در مجلّدات‌ امام شناسى‌ كه نوشتند، در یك جلد ظاهراً جلد نُهم بود به یك اشكالی برخورد كردند، از نظر نشر نمی‌دانم در چه زمانی بود، این به یك اشكالی برخورد می‌كرد. آن شخص مسئول آمد به مرحوم آقا آمد اظهار داشت كه: آقا! ما كه می‌دانیم این كتابهایی را كه شما تألیف كردید در قبال این كتاب‌ها حقّ تألیف كه دریافت نكردید. من این را خدمت شما عرض بكنم: تمام كتاب‌هایی كه مرحوم آقا نوشتند، در زمان حیاتشان، تمام كتاب‌ها، به اندازه یك تك ریالی از این كتاب‌ها، ایشان حقّ تألیف نگرفتند، یك تك ریالی حتّی. یك مقداری از كتاب‌ها را به عنوان حقّ تألیف قرار دادند برای اهداء به كتابخانه‌های عمومی، به خارج از كشور، برای آقایان، علماء می‌فرستادند، برای دوستانشان می‌فرستادند، برای ارحامشان این كتاب‌ها را می‌فرستادند فقط حقّ تألیفی كه بود عبارت بود از سیصد جلد كتابی كه آن هم به این كیفیت برای افراد، كتابخانه‌های شهرها، الآن دوستانی كه كتابها را این طرف آن طرف بردند الآن در این مجلس هم قاعدتاً هستند. كتاب‌ها را به كتابخانه‌ها همه را اهداء كردند، برای همه ارحام فرستادند، برای آقایان فرستادند، برای خارج از كشور فرستادند. یك ریال از این برای ایشان عاید نشد. آن شخص به آقا عرض می‌كند: آقا! ما كه می‌دانیم اقّلًا برای تسریع در این امر امر، امر الهی است اجازه می‌دهید ما مثلًا با فلان كس صحبت كنیم، با فلان مقام، با فلان شخص؟ ایشان می‌فرمودند: آقای فلان! عزّت نفس و عزّتِ راه اجازه نمی‌دهد كه حتّی برای امر الهی ما دست دریوزگی به پیش این و آن دراز كنیم. می‌بینید چقدر قضیه بالاست؟ حتّی برای امر الهی. ایشان كه چیزی گیرشان نیامد، عایدی كه نداشتند. یعنی آنقدر راه ما عزیز است، انقدر راه ما مَنیع است كه ما حتّی برای راه الهی‌مان حتّی، دست دریوزگی و طلب به دامان این و آن دراز نخواهیم كرد، می‌خواهند اجازه بدهند طبع بشود، اجازه نمی‌دهند نگذارید پخش بشود، پخش نكنید، این دین خدا دارد، ما وظیفه‌مان است بنویسیم، حالا می‌خواهند پخش بكنند، می‌خواهند نكنند، ما وظیفه‌مان است ادای تكلیفمان را بكنیم. می‌بینید عزّت چقدر است؟ حتّی برای امر الهیش حاضر نیست حالا چه برسد به دنیوی. بیایید ببینید چه خبر است. شما خیال می‌كنید بیخود یك نفر عارف می‌شود؟ بیخود یك نفر از اولیاء خدا می‌شود؟ بیخود یك نفر به مقام ولایت و اینها می‌رسد؟

    1. سوره المنافقون (٦٣)، قسمتى از آيه ٨