تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش
9فلذا امام علیهالسّلام میفرماید انسان مانند بندگان باید باشد؛ هر جا خدا امر میكند انسان مالش را در آنجا قرار بدهد، مالش را در آنجا صرف كند. هر جا خدا امر میكند. چرا؟ چون انسان مالك نیست اگر انسان این حال را داشته باشد، من نمیگویم حال، حال آسانی است، نه، باید تأمّل كنیم، باید وَر بریم، باید در خودمان این مسأله را مرور كنیم، اینها خیلی تأثیر میگذارد، كمكم كمكم انسان متوجّه میشود: نه جانم، این مال، مال ما نیست، این اموال، اموال ما نیست. تعلّق انسان نسبت به این اموال كم میشود، كمكم بی تفاوت میشود. معاویه بعد از اینكه حُجر بن عدی آمد و از امیرالمؤمنین علیهالسّلام آن اوصاف را بیان كرد گریهاش گرفت و در حینی كه گریه میكرد میگفت: رَحِمَ اللَه اباتراب! خدا اباتراب را رحمت كند، اگر یك كوه از طلا داشت و یك كوه از كاه، زودتر آن كوه طلا را انفاق میكرد. مرحوم آقا میفرمودند: این معاویه بر طبق فهم خودش دارد این حرف را میزند، چون پیش معاویه طلا مهمتر از كاه است، اهمّیت طلا بیشتر از كاه است، آن وقت این صفت به اصطلاح مُستَحسَنه را كه انفاق در راه خدا است، دارد به امیرالمؤمنیننسبت میدهد، چون برایش طلا مهم است. ولی برای امیرالمؤمنین كاه و طلا یكی است، زودتر دیگر ندارد. امیرالمؤمنین به همان دید به طلا نگاه میكند كه به كاه؛ نه اینكه به این بیشتر از او، آن وقت در عین حال انفاق كند، نه. به طلا نگاه میكند انگار به گچ دارد نگاه میكند؛ واقعاً همین طور است. الآن مسأله برای ما یك قدری عجیب میآید ولی اگر انشااللَه خدا قسمت كند برای همهمان و توفیق بده خواهیم دید كه انسان به یك مرتبهای میرسد كه اصلًا از مال بدش میآید، اصلًا بدش میآید، ناراحت است كه اصلًا پول دارد، اصلًا ناراحت است. میگوید: این چطور میشود این زودتر برود راحت شوم، حوصلهاش را ...، چی این به اصطلاح همهاش گرفتاری و این چیزها مال چی، راحت شوم از این. بالأخره از یك طرف مال است، انسان نمیتواند بیاندازد توی خیابان، باید حفظش كند، از یك طرف میبیند فكرش را گرفته و میبیند این اشتغال فكری الآن برای او ضرر دارد، واقعاً احساس میكند. مثل اینكه فرض كنید كه یك مسأله اشتغال فكری برای كسی بیاید، چطور میخواهد راحت بشود زود از دستش، یك گرفتاری برای یكی پیدا میشود، یك مرضی برای یكی از بستگان انسان پیدا میشود ذهن انسان را همیشه میگیرد، آدم همیشه منتظر است زودتر خبر سلامتیاش برسد، این از این مسأله بیرون بیاید، از این اشتغال بیرون بیاید. این تملّك و تعلّق به ملكیت اصلًا انسان احساس میكند واقعاً اینكه من خدمتتان عرض میكنم چون من با بعضیها برخورد داشتم این طور بودند اصلًا ناراحت است از اینكه چرا مال دارد، ناراحت است.

