
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
تأكيد بر حفظ هويّت و اصالتهاي اسلامي، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه: ما حقيقة العبودية ...حیث أمَرهم اللَه به، 1 – بر اساس سنت پيغمبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم خطيب و شخصي كه مسائل اخلاقي و اسلامي را مطرح ميكند بايد بر روي منبر به سخنراني بپردازد نه در پشت تريبون. 2 – اگر نماز بر اساس شرايطي كه در سنّت و شرع آمده اقامه شود تأثيرات بسيار عميقي بر روح و جان افراد خواهد گذاشت. 3 – ائمه هدي عليهم السلام مسلمانان را به سمت تعالي و رشد و تفوّق علمي بر ساير ملل دعوت ميكنند. 4 – قرون وسطي آشكار كننده انحطاط فرهنگي و تمدني غرب. 5 – در جامعه اسلامي عمران و آبادي و رسيدگي به مسائل فرهنگي و اجتماعي كه حيات جامعه متوقف بر آنست از مراتب ايمان بشمار ميرود. 6 – تأكيد بي حد و حصر دستورات اسلامي بر رعايت نظافت و مسائل بهداشتي در تمام ابعاد زندگي. 7 – ذكر قضيهاي از علّامه طهراني در اهميّت اقامۀ نماز در اول وقت. 8 – در جامعه اسلامي ميان اموري كه به فرهنگ و اصالت اسلامي خدشه وارد مي كند و اموري كه هويّت اسلامي و انساني افراد را تقويت ميكند بايد فرق گذاشته شود. 9 – مقتضاي عمل به دستورات اسلام و دين اينست كه مرد قيموميّت بر زن خود داشته و هر چه موجب سلب اين قيموميّت بشود جلوي آن را بگيرد. 10 – قرار گرفتن زندگي زناشويي در چهارچوب قوانين اسلام مستلزم بقاء نظام خانواده ميشود. 11 – زني كه بدون اجازۀ شوهرش به زيارت ائمه عليهم السلام برود اين زيارت براي او معصیت شمرده ميشود. 12 – اطاعت زن از شوهر در مسائل خلاف شرع از ترك واجبات تا ارتكاب محرمات حرام ميباشد. 13 – نظر و ديدگاه انسان نسبت به اموال خويش بايد نظر وكالتي و امانتي باشد نه نظر و ديدگاه استقلالي. 14 – حكايت مرحوم انصاري در ارتباط با خيانت نسبت به امانت.
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
توضیحات:
تأكيد بر حفظ هويّت و اصالتهاي اسلامي، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه: ما حقيقة العبودية ...حیث أمَرهم اللَه به، 1 – بر اساس سنت پيغمبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم خطيب و شخصي كه مسائل اخلاقي و اسلامي را مطرح ميكند بايد بر روي منبر به سخنراني بپردازد نه در پشت تريبون. 2 – اگر نماز بر اساس شرايطي كه در سنّت و شرع آمده اقامه شود تأثيرات بسيار عميقي بر روح و جان افراد خواهد گذاشت. 3 – ائمه هدي عليهم السلام مسلمانان را به سمت تعالي و رشد و تفوّق علمي بر ساير ملل دعوت ميكنند. 4 – قرون وسطي آشكار كننده انحطاط فرهنگي و تمدني غرب. 5 – در جامعه اسلامي عمران و آبادي و رسيدگي به مسائل فرهنگي و اجتماعي كه حيات جامعه متوقف بر آنست از مراتب ايمان بشمار ميرود. 6 – تأكيد بي حد و حصر دستورات اسلامي بر رعايت نظافت و مسائل بهداشتي در تمام ابعاد زندگي. 7 – ذكر قضيهاي از علّامه طهراني در اهميّت اقامۀ نماز در اول وقت. 8 – در جامعه اسلامي ميان اموري كه به فرهنگ و اصالت اسلامي خدشه وارد مي كند و اموري كه هويّت اسلامي و انساني افراد را تقويت ميكند بايد فرق گذاشته شود. 9 – مقتضاي عمل به دستورات اسلام و دين اينست كه مرد قيموميّت بر زن خود داشته و هر چه موجب سلب اين قيموميّت بشود جلوي آن را بگيرد. 10 – قرار گرفتن زندگي زناشويي در چهارچوب قوانين اسلام مستلزم بقاء نظام خانواده ميشود. 11 – زني كه بدون اجازۀ شوهرش به زيارت ائمه عليهم السلام برود اين زيارت براي او معصیت شمرده ميشود. 12 – اطاعت زن از شوهر در مسائل خلاف شرع از ترك واجبات تا ارتكاب محرمات حرام ميباشد. 13 – نظر و ديدگاه انسان نسبت به اموال خويش بايد نظر وكالتي و امانتي باشد نه نظر و ديدگاه استقلالي. 14 – حكايت مرحوم انصاري در ارتباط با خيانت نسبت به امانت.
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
8امام صادق علیهالسّلام میفرمایند: ثلاثةُ اشياء؛ سه چیز حقیقت عبودیت است؛ اوّل: أن لايرى العَبدُ لِنَفسه فيما خوّلَهُ اللَه مِلكًا «اینكه بنده در آن چه كه خداوند به او داده احساس ملكیت نكند» یعنی وقتی به خود نگاه میكند و به نفس خود مینگرد، تعلّقی را نسبت به این مال احساس نكند. نه اینكه ملكیتی نباشد، ملكیت را ملكیت خدا بداند و خود را وكیل بداند در این تصرّف نه مستقل و نه مُستَغنی. گرچه كیفیت تصرّف ممكن است تفاوتی نكند. البتّه تفاوت میكند، حالا عرض میكنم خدمت رفقا كه مسأله فرق میكند ولی صحبت در این است كه یك وقت انسان بین خود و بین مُتعلّقات خود و مُتملّكات خود به نحوی رابطه برقرار میكند كه دیگر هیچ روزنهای را برای تغییر و تبدّل به وجود نمیآورد و جلوی تمام روزنهها را میبندد و جلوی تمام آن چه كه قابل نفوذ هست سدّ میكند، دیواری بین خود، در درون خود، بین خود و بین آن متملّكات خودش دیواری قرار میدهد و دیگران را از نفوذ در این حیطه منع میكند. یك وقتی به این نحو است، یك وقتی نه، بین خود و بین مایتملَّك خود ارتباط و تعلّق میبیند ولی آن تعلّق، تعلّق تامّ نیست، تعلّقی نیست كه همه روزنهها را ببندد، تعلّقی نیست كه جای نفوذ باقی نگذارد، این نحوه تعلق وجود ندارد. تعلّقی است كه اختیار تصرّف را لازم است نه اینكه قطع هرگونه تعلّقات خارج از این حیطه را نسبت به خود، چون یك وقتی انسان تعلّق دارد، فرض كنید كه من باب مثال در تعلق ازدواج، در تعلّق نكاح كه البتّه این را هم شارع این را بیان كرده برای انسان، شارع بیان كرده، البتّه مقتضای طبیعت انسانی هم و از مقتضای مسائل فطری هم همین است. مرد نسبت به زن احساس تعلّق میكند به نحوی كه روزنهها را در این ارتباط، همه را میبندد. ارتباطات را در این تعلّق حفظ میكند. حالا ما كاری نداریم كه بعضی از جاها و مسائل دیگر كه نه، آنها هم آمدند همین استفاده را از اینجا شاید كرده باشند؛ نه، آن چه كه مقتضای غیرت و مقتضای مردانگی مرد و شوهر است و مقتضای عمل به دستورات اسلام است و دستورات دین، این است كه مرد قیومیت بر زن خود داشته باشد و هر چه كه موجب میشود این قیومیت سلب بشود باید جلوی آنها را بگیرد. مرد باید نسبت به مسائل زندگی تسلّط داشته باشد، قیومیت داشته باشد، تصرّف بتواند بكند. نه اینكه زن هر جا بخواهد برود، هر جا بخواهد بیاید، با هر كه بخواهد ملاقات كند، با هر كه بخواهد برخورد كند، با هر كه بخندد، با هر كه حرف بزند؛ این حرفها نیست، مرد باید بداند زن او كجا میرود و كجا میآید، كی به او تلفن میزند، چه صحبتی میشود و مسائلی كه مطرح میشود چگونه است. شاید بعضیها بخواهند در زندگی انسان اختلال ایجاد كنند، شاید بعضی بخواهند در زندگی انسان تشویش به وجود بیاورند، شاید بعضی .... بالأخره همه افراد كه یك جور نیستند، فرهنگها مختلف است، بعضی افراد هستند اصلًا ملتزم نیستند، آنها را باكی نیست، این كه با هر كسی و با هر نوع بخواهند ارتباط داشته باشند. مرد باید تسلّط داشته باشد، هر كسی نباید با زن انسان صحبت كند، هر كسی نباید ...، افراد صالح، افراد مفید، افرادی كه موجب رفع كدورت و رفع قَبض و موجب انبساط و موجب ابتهاج و موجب روحانیت، نه اینكه افرادی كه واردِ در دنیا كنند، افرادی كه متوغّل در دنیا كنند، افرادی كه تشویش و اضطراب را در خانواده بیاورند؛ انساندست را باز بگذارد و به هر جا تلفن بشود و به هر كسی تلفن بزند. بسیاری افراد را ما وقتی كه با آنها صحبت میكردیم با این مسائل مرد میگفت: من نمیدانم صبح از منزل بروم بیرون، این زنم كجا میرود، كجا، اصلًا نمیدانم، اصلًا خبر ندارم. این زندگی نشد، این صحیح نیست. باید این مسأله ازدواج و مسأله نكاح و این زوجیت در چهارچوب قوانین اسلام و قوانین زوجیت باید محفوظ بماند تا نظام خانواده پابرجا باشد و الّا اگر مرد به كار خود و زن هم به كار خود، این كه دیگر نظامی نیست، این كه دیگر كاری نیست، این صحیح نیست.
