اولى به تصرف بودن پروردگار و ائمه نسبت به جمیع شئون انسان
9بنابراین مال به واسطه ملكیت برای انسان اختیار میآورد و هر جا كه آن مِلك، ملك حقیقی است، آنجا چیست؟ آنجا اختیار تصرّف است. حالا سؤال ما این است ما كه وجودمان از وجود حضرت حقّ جلّ و علا است و نزول آن فیض وجود در قوالب و تعینات كه از مقام اجمال به مقام بسط و انبساط درآمد پس اولای به این تصرّف كه خواهد بود؟ آیا ما هستیم یا پروردگار است؟ ما كه وجودمان مُنبعث از وجود پروردگار است و جز آن ذات حی قیومِ اطلاق و لایتناهی چیز دیگری نبوده است تا ما را از او بزاید و خلق كند و به این عالم بیاورد. پس بنابراین آیا او از خودِ ما به ما اولی و صاحب اختیارتر و صاحب تصرّفتر نیست؟ حضرت عیسی علی نَبینا و آله و علیهالسّلام، ایشان این مطلب را اینطور میفرماید: (إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)1 «خدایا! اگر تو این مردم را عذاب كنی كار خلافی نكردی اینها بندگان تو هستند. وجود اینها وجود توست و نازله وجود توست. پس بنابراین تو در مُلك خود دخل و تصرف كردی، كسی نمیتواند اعتراض كند. امّا اگر آنها را ببخشی غفران و رحمت لازمه ذات تو و لازمه وجود توست.» اینجاست كه در آیات قرآن نَقلًا و به مقتضای ادلّه عقلی، عقلًا، پروردگار متعال و مبدأ اعلا و علّت العلل برای همه موجودات، اختیارش نسبت به اعمال و كردارِ ما و كیفیت تصرّف ما، از ما بیشتر است، اختیارش از ما بیشتر است. اگر ما بدون رضایت الهی و بدون تكلیف، آمدیم كاری انجام دادیم او میگوید دخل و تصرّف در مال من چرا كردی؟ ما نمیتوانیم بدون دلیل شرعی بیاییم انگشت خودمان را قطع كنیم؛ میگوییم: آقا! انگشت مال ماست میخواهم قطع كنیم. خدا میگوید: حق نداری تو مال خودت نبودی كه بیایی هر دخل و تصرّفی بخواهی در خودت بكنی، تو مال من هستی و باید به اذن من و اجازه من هر عملی را انجام بدهی. اگر كسی قتلِ نفس كند یعنی خودش را بكشد، اگر شخصی خودش را از بین ببرد، همان گناهی را كه برای قتل نفس غیر بر او مترتّب است بر خودش مترتّب است؛ یعنی عذاب جهنّم و عذاب الیم است. چرا؟ چون ما در مولا تصرّف كردیم، در ملك مولا ما تصرّف كردیم، ما نمیتوانیم هر كاری را انجام بدهیم. لهذا چون پروردگار متعال به واسطه ولایت تكوینیه و صاحب اختیار بودن نسبت به ما، پروردگار متعال صاحب تصرّف است نسبت به خلایق و نسبت به بندگانش، فقط او میتواند تشریع احكام و جعل احكام ـ احكام شرعی ـ بكند و افراد را موظّف به اطاعت از اوامر و نواهی شرعیه بكند غیر از پروردگار كسی نمیتواند حتّی جبرئیل بیاید نمیتواند این حرف را بزند. چرا؟ چون فقط اوست كه مالك تصرّف است و غیر از پروردگار همه عبد و همه عبیدند و در قبال ذات جلال رُبوبی و اطلاق در ولایت ربوبی و قهّاریت ربوبی و قیومیت عَلَی الاطلاق ربوبی همه عَلَی السِّوی هستند حتّی پیغمبر اكرم؛ هیچ كس نمیتواند. آیه قرآن صراحت دارد؛ نبی و رسولی نمیتواند از جانب خدا بیاید و به دیگران بگوید مرا اطاعت كنید (كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَه)2 «بندگان من باشید، در تحت اطاعت من در بیایید.» هیچ كس نمی تواند این كار را انجام بدهد. فقط و فقط این اختصاص به ذات پروردگار دارد. لذا آن ذات كه دارای ولایت تكوینی است، او به مقتضای آن ولایتی كه خودش در قرآن میفرماید (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ)3 «ما از رگ حیاتی تو ـ كه رگ وَرید، رگ گردن، رگ حیاتی است ـ از رگ حیاتی تو از آن دَم و خونی كه در رگهای تو جریان دارد و باعث ادامه حیات و استمرار حیات توست، ما از آن خون به تو نزدیكتریم.» نزدیكتریم یعنی چه؟ یعنی همه زمام وجود تو دست ماست؛ بخواهیم، ادامه میدهیم، نخواهیم، یك فاتحه برای آقا بخوانید كه از دنیا رفت، تمام شد. بخواهیم، امروز را برایت نگاه میداریم، نخواهیم، فوراً رگ حیات تو را قطع میكنیم. بخواهیم، مرض بر تو مسلّط میكنیم، بخواهیم صحّت بر تو مسلّط میكنیم. این را میگویند: (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) از آن خون كه در جریان است، اگر خون از جریان بایستد همه سلّولها میمیرند. بعد از چهار دقیقه اوّل مغز از كار میافتد بعد یكی یكی چیزهای دیگر، خیلی خیلی بخواهد دوام پیدا بكند بعضی از اعضاء هستند شش ساعت میگویند بعد از فوت هم ادامه دارند، مثل این كه فرض كن قرنیه و اینها. امّا بعد دیگر میمیرد. این خونی كه حیات انسان به آن خون بستگی دارد یك لحظه بایستد همه دستگاهها از كار میافتد. از این خون نزدیكتر به بدن ما چیست؟ هیچی. همین، همین مایع، همین مایعی كه از چند چیز تشكیل .... خدا میگوید: ما از این هم به تو نزدیكتریم چون آن خون هم در اختیار ماست؛ ما بخواهیم نگهش میداریم. حالا هی همه جمع شوید، هی دم و دستگاه بیاورید، هی نمیدانم دستگاههای ...، نوار بیاورید، نوار قلب بیاورید، نمیدانم عكس برداری بكنید، اسكن بكنید، چكار بكنید، نشان بدهید، بالا، پایین ....
- سوره المائده (٥)، آيه ١١٨
- ١- سوره آل عمران، آيه ٧٩.
- سوره ق (٥٠)، ذيل آيه ١٦

