اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امور حقیقى و امور اعتبارى‏

16883
عنوان بصری
نسخه عربی

امور حقیقى و امور اعتبارى‏

11
  • روی این حساب با صِرف یك امر و با صِرف یك نهی كردن دلیل نمی‌شود بر این كه انسان ملزم باشد به این كه حتماً اطاعت بكند. مسأله، مسأله عقلائی باشد. یك مثال فرض كنید كه من برای شما می‌زنم. شما به من باب مثال اگر قرار باشد كه پیش یك طبیب بروید، ناراحتی دارید، ناراحتی معده دارید. طبیب به شما می‌گوید طبیب است، طبیب متخصّص است، وارد است، تشخیص مرض داده، دارو هم مشخّص است طبیب هی بیاید به شما بگوید: آقا! این آبی كه در اینجا هست بنده اراده می‌كنم شما این را به عنوان فرض بكنید كه فلان شربت، شربت‌مالاكْس، حالا شربت ...، قرص معده مثلًا عنوان قرص رانیتیدین فرض كنید من باب مثال شما باید این را بخورید. این چیزی كه در این جا هست، این فرض كنید كه حبّه قندی كه اینجا هست شما به عنوان چیزی بخورید. هزاری هم بگوید این خاصیت دارو در آن آب یا در آن كپسول نمی‌رود.

  • می‌گوییم: آقا برای چه؟ می‌گوید: من طبیبم به تو می‌گویم این را بخور این خاصیت رانیتیدین را دارد. می‌گوید: آقا! من می‌خورم، این شیرین است، قند است. می‌گوید: من تعبّداً به تو می‌گویم باید این كار را باید انجام بدهی. می‌گوید: آقا چرا زور داری می‌گویی؟ اگر سواد داری نسخه بنویس بروم از داروخانه بگیرم اگر هم سواد نداری چرا زور داری می‌گویی؟ قند، قند است. خاصیتش گلوكز و شكر و فلان و این حرفهاست، یك خاصیت‌های جدا دارد؛ دوای معده و ناراحتی معده چیز دیگر است. پس طبیب ولو این كه طبیب است نمی‌تواند زور بگوید. این زور گفتن غیر عقلائی است این طور نیست. با گفتن كلام طبیب یك شی‌ء خاص تأثیر دارویی پیدا نمی‌كند. با تحمیل و تأكید یك پزشك، یك فرض كنید كه لیوان آب این خاصیت فرض كنید كه پادزهری را پیدا نمی‌كند، خاصیت فلان دارو، فلان شربت را پیدا نمی‌كند، شربت سینه را پیدا نمی‌كند، فلان شربت آنتی بیوتیك را پیدا نمی‌كند. اگر می‌خواهی آنتی بیوتیك داشته باشی باید این مقدار آب را بریزی در این شیشه حل كنی تا بدهی بچّه خوب بشود. آنتی بیوتیك باید باشد نه این كه آب، آب شیر. هزاری هم بگویند آقا! این را بخور، این را بخور. چرا؟ چون كلام طبیب، كلام كلام اعتباریست. اعتبار هیچ وقت حقیقت در خارج ایجاد نمی‌كند، باید در خارج حقیقت باشد پس بنابراین اگر قرار بر این باشد خوب دقّت كنید چه می‌خواهم الآن بگویم دیگر وقت دارد می‌گذرد اگر قرار بر این باشد امر و نهی‌ای بخواهد در این عالم باشد این امر و نهی باید بر اساس یك حقیقی باشد. همین طور یكی نمی‌تواند به انسان امر و نهی بكند؛ آقا! این كار را باید انجام بدهی، آن كار را نباید بكنی. باید بر اساس یك حقیقت باشد. چه شخصی می‌تواند به انسان امر و نهی كند آن كسی كه مالك اصلی انسان است. یعنی اختیارش نسبت به انسان، اختیار اختیار تعبّدی نیست، اختیار اعتباری نیست، اختیار، اختیار اصلی است. اختیار، اختیار مالكیت است. اگر طبیب بیاید و بخواهد نسخه‌ای بدهد باید نسخه‌ای بدهد كه آن نسخه از جنبه تعبّد و اعتبار، بیرون بلكه جنبه حقیقت و واقعیت را داشته باشد. وقتی كه می‌خواهد آنتی‌بیوتیك بدهد به آن شخص می‌گوید: آقا! این مقدار مایع را را با این، خود آنتی بیوتیك، این الآن كه در شیشه است باید مخلوط كنی، آب تنها را بخوری فایده ندارد، باید مخلوط كنی. پس كلام او باید مترتّب باشد بر یك امر حقیقی و واقعی. اگر بخواهد از پیش خودش صرفاً به عنوان این كه طبیب است هر چه دلش بخواهد بخواهد بگوید، مریض نباید به حرفش گوش بدهد، هیچ تأثیری ندارد. می‌گوید: آقا من از ناراحتی معده دارم‌می‌میرم. می‌گوید: آقا! برو این آب را بخور. بابا! این آب را چقدر بخوریم؟ یك سطل هم خوردیم. می‌گوید: نه، باز هم بخور. آقا! داریم خفه می‌شویم تا چه قدر؟ اصلًا یكی از مسمومیت‌هایی كه ما داریم مسمومیت آبی است دیگر؛ كلیه از كار می‌افتد. یكی از مسمومیت‌ها، مسمومیت آبی است. انسان با آب مسموم می‌شود. چقدر بخورم آقا! من معده‌ام از كار افتاد، كلّیه‌ام از كار افتاد، هر چیزی یك حسابی دارد. می‌گوید كه: من چون طبیبم به من .... طبیب هستی ولی باید دُرُست نسخه بدهی، به صرف طبابت نمی‌توانی.