پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد
15واسطه فیض ائمّه هستند، واسطه عالم وجود ائمّه هستند، واسطه حیات خود ما ائمه هستند، الآن امام زمان علیهالسّلام واسطه حیات خود ماست، یك لحظه بدون عنایت حضرت همه ما عدم هستیم. درست است، ولی وقتی كه ما به امام زمان علیهالسّلام به دید یك مَظهر نگاه میكنیم او را واسطه میبینیم، واسطه دیگر از خودش استقلال ندارد، از خودش اراده ندارد، ارادهای برخلاف اراده مولا ندارد، نظری برخلاف نظر او ندارد، آیا ممكن است ما بیاییم از امام زمان علیهالسّلام بخواهیم كه برخلاف تقدیر الهی كار انجام بدهد؟ میگوید: اگر من بخواهم این را انجام بدهم كه دیگر امام نیستم، اگر من بخواهم این را انجام بدهم كه دیگر امام شما نیستم، دیگر مُتاع شما نیستم دیگر مُتَّبع شما نیستم. من امام شما هستم چون واسطه هستم، چون ارادهای غیر از اراده او ندارم، امام شما هستم و الّا اگر من داشته باشم خوب با سایر مردم چه فرقی میكنم؟ یعنی با تمام این مسائلی كه ایشان نسبت به استادشان فرمودند و او را در حدّ پرستشْ ایشان معرفی میكند ولی در عین حال ایشان به من فرمودند كه من هیچگاه نظر استقلالی به استادم نیفكندم. فلهذا ایشان عبور میكند، آن شخص با وجود این كه به اقرار و اعتراف مرحوم آقا پردههایی از جلوی چشمش برداشته شده بود و حجابهایی از جلوی چشمانش كنار رفته بود، آن شخص چه میشود؟ میماند و سقوط میكند. چرا؟ چون آقا از آقای حدّاد توقّع نكرد چیزی را، طلب نكرد چیزی را برخلاف ...؛ هر قضیهای كهبرایش پیش میآمد برای مرحوم آقا خیلی مسائل پیش آمد، ما خبر داریم چه آمده، بزرگترین مسألهاش ابتلاء به شخصی مثل من بود، این بزرگترین ابتلاء آقا بود ولی در تمام این مسائل، یك بار من ندیدم كه ایشان نسبت به آقای حدّاد خُطوری دَرَش پیدا بشود، تصوّری دَرَش پیدا بشود، ابدا.
امیدواریم پروردگار همان طور كه بزرگان و اولیاء خودش را دستگیری نموده و آنها را در صراط مستقیم كه صراط ولایت ائمّه علیهمالسّلام است به سر منزل مقصود و مقام عبودیت رساند، ما را هم در مسیر اولیاء خودش ثابت و پایدار بدارد. عُلقه ما را و ارتباط ما را و ربط ما را به ولایت كلیه مطلقه حقیقی حضرت بقیةاللَه ارواحنا فداه هر دَم بیش از پیش محكم و مستحكم بگرداند. در دنیا از زیارت اهل بیت و در آخرت از شفاعتشان ما را محروم نگرداند.

