اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد

17517
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد

13
  • لذا سلوك باید این جهل را بردارد. در عالم واقع و در عالم خارج مسأله تفاوتی ندارد، فقط مسأله به دید ما برمی‌گردد. انقدر كه من می‌گویم فرق بین عارف و غیر عارف فقط در دید است، فقط در نظر است، برای این مسأله است. دید و نظر باید تصحیح بشود. حالا خیلی دیگر رُك و بی‌پرده صحبت كنم، اگر یك ولی خدایی واقعاً یك كاری را می‌خواهد انجام بدهد، آن كار، كار چیست؟ كار، كار الهی است. دیگر جای اعتراض نیست، دیگر چرا می‌خواهی اعتراض كنی؟ حالا اگر اینكار را جناب فرض كنید كه ملائكه مدبّر (فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً)1 ملائكه مدبّر می‌كردند، شما چه كار می‌كردید، غیر از این كه بنشینی دستتون رو روی دستت بیندازی و زانوی غم به بغل بگیری و بگویی دیگر كاری نمی‌شود كرد، غیر از این چكار می‌كنی؟ اگر دستت به آن ملائكه می‌رسد، خب ترتیبشان را بده دیگر، اگر می‌توانی بسم اللَه دیگر؛ نمی‌شود. امّا اگر متوجّه بشوی، به تو آمدند گفتند آقا! اینكاری كه انجام شده فلان ولی انجام داده؛ همین الآن بلند می‌شوم می‌روم سراغش، انقدر این در را می‌كوبم، انقدر سماجت می‌كنم، انقدر فلان می‌كنم تا این كه او را مجبور كنم كه چه.

  • جناب آن آقایی كه در خدمت آقای حدّاد بود من شاهد بودم كه چه سماجتی می‌كرد، من خود شاهد بودم برای بهبود وضع زندگیش چقدر ایشان را در فشار قرار می‌داد، حتّی كارش به جایی رسید كه به ایشان گفت: یا حاجت مرا برآورده كن یا آنچه را كه از اسرار، من از شما می‌دانم می‌روم به بقیه می‌گویم و آقای حدّاد مجبور شد تغییری در وضع او بوجود بیاورد، امّا نتیجه‌اش چه شد؟ چندی نپایید، من خودم شاهد بودم، چندی نپایید كه قهر و غضب الهی آمد و گریبان او را گرفت و او را به اسفل سافلین .... در نامه‌ای كه برای مرحوم آقا نوشت من آن نامه را می‌خواندم، می‌گفت: شما بدان كه من الآن در قعر جهنّم مبتلا هستم، خودش، عبارتش این بود، به اعترافی كه خودش كرده بود و دیگر مرحوم آقا به او توجّه نكرد و به نامه او دیگر پاسخ نداد و حتّی در سفر مكّه‌ای كه مرحوم آقا رفته بودند به اتّفاق بعضی از دوستان، این هم آمده بود، آنچه كرد كه مرحوم آقا با او صحبت كنند و واسطه بشوند بین او و بین آقای حدّاد، مرحوم آقا فرمودند: من ذرّه‌ای از آنچه كه استادم برای تو تصمیم گرفته است من تخطّی نخواهم كرد. تو برو كارت را با آقای‌ حدّاد درست كن، دیگر كاری از دست من برنمی‌آید. تمام اینها را تو روح مجرّد خواندید، كه چقدر ایشان وساطت كردند و چقدر برای او زحمت كشیدند و چند بار ولی بالأخره صبر خدا هم یك حدّی دارد.

    1. سوره النازعات (٧٩)، آيه ٥