اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد

17517
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد

10
  • من اوایل انقلاب بود داشتم از كنار چهار راه می‌گذشتم، همان اوایل انقلاب، این سرباز راهنمایی، این پاسبان و همین مأمور برای راهنمایی می‌گفت: آقا! بیایید تو را خدا به داد ما برسید. گفتم: چیه، چی شده؟ می‌گفت: آقا! یارو می‌آید می‌گذرد، می‌گویم بایست چراغ قرمز است، می‌گوید انقلاب كردیم، انقلاب كردیم. انقلاب كردی از خط قرمز بگذری؟ می‌آید، نمی‌دانم، شخص دارد عبور می‌كند، می‌گویم: عبور عابر پیاده است باید بایستی، می‌گوید انقلاب كردیم آزاد باشیم. بعد خودش گفت باصطلاح با همان لهجه خاص خودش می‌گفت: اگر این انقلاب است، من صد سال نمی‌دانم این انقلاب را نخواستم، اگر این چیز .... ما انقلاب كردیم كه پایبند ارزش باشیم، انقلاب كردیم كه قانون را برداریم، خودمان مُقَنِّن باشیم، مقنّن الهی باشیم، نه این كه انقلاب كردیم به خاطر این كه قانون را برای مردم بیاوریم و خودمان از این محدوده خارج باشیم. این با آن یكی است هیچ فرقی نمی‌كند. سالك آن شخصی است كه جریانات و حوادثی كه برای او پیش می‌آید این حوادث را به اصل برگرداند، خودش را هم راحت كند، راحت باشیم. خیلی چیزها در ذهن ما بود كه انجام بشود، ذهن خودم را دارم می‌گویم و انجام نشد، خیلی تصوّراتی ما می‌كردیم و نشد، خیلی چیزها در ذهنمان می‌آمد بعد از زمان مرحوم آقا، فوت مرحوم آقا، هیچ كدام آنها جامه عمل نپوشید و الآن می‌بینم بپوشد یا نپوشد من اینجا چكاره‌ام؟ آن اهداف و آن ایده‌هایی كه در نظر ماست جامه عمل می‌خواهد بپوشد یا نپوشد، من كی هستم؟ ما یك كاهی هستیم در این بَستر اقیانوس، یك كاه، یا كمتر از یك كاه دارد حركت می‌كند، او را چه سِزَد بر این كه بیاید به جریان این امواج بخواهد احاطه پیدا كند، سیطره پیدا بكند، به جریان اقیانوس بخواهد سیطره پیدا كند، خیلی این كاه بخواهد خودش را بگیرد، مواظب باشد همراه با این موج حركت كند و این طرف و آن طرف نرود تا این كه كم‌كم، كم‌كم این امواج او را برسانند، این مسأله برای ما مهمّ است و من در زمان مرحوم آقا می‌دیدم كه تفكّر افراد، تفكّر، تفكّر سلوكی نیست، اینها تصوّرشان بر این است: حالا كه این شخص از اولیاست، حالا كه این شخص ولی است، حالا كه این شخص فرض كنید كه به این مرتبه رسیده، پس بنابراین خارج از آن محدوده توقّع منطقی و خارج از محدوده مقدّرات الهی از او توقّع باید داشته باشند. نه، او هم فرق نمی‌كند او به ولایت رسیده تا یك فرد عادی، عادی، عادی بنده و عبد باشد. تمام این راهی را كه رفته پنجاه سال و شصت سال، تازه به یك جایی رسیده كه آقا مانند این كف دست باشد آن وقت تو از او توقّع داری كه بیاید به توقّع تو و به نیت تو و به افكار تو جامه عمل بپوشاند؟ می‌گوید من پنجاه سال زحمت كشیدم كه از خودم اراده و توقّع بردارم، تازه شما می‌خواهید ما را گرفتار كنید. لذا اینها این كار را نمی‌كنند و معیار كمال عارف از غیر عارف همین است كه غیر عارف با این كه اراده دارد و قدرت دارد، می‌آید و دخل و تصرّف می‌كند، این مریض را خوب می‌كند، آن مرده را زنده می‌كند، آن گرفتاری را برطرف می‌كند، آن چه می‌كند، این چه می‌كند. امّا یك عارف هیچ وقت این كار را انجام نمی‌دهد، نظام را بر اساس ظاهر و بر همان اساس عادی خودش قرار می‌دهد. این مكتب، مكتب آقاست. غیر از این هم هست، موارد دیگری هست، همین الآن هم هست، مكاتب دیگری هم هست، این مسائل هم را در آن انجام می‌دهند و دُرست هم هست یعنی مسأله مسأله واقعی است، ولی این مكاتب، مكاتب عرفان نیست، مكاتب، حركت در نفس است و ظهورات نفس متفاوت است، ظهورات نفس فرق می‌كند.