شیوه های درخواست از خداوند
17ذات تو یکی است، صفت تو یکی است، فعل تو یکی است! در تمام عوالم وجود، هر کاری کنی تو کردی و هیچ نقطهای از اراده و علم و قدرت تو خارج نیست! من این را فهمیدم، پس هیچ راهی برای من نبود و نماند جز اینکه من مؤمن بشوم بر اینکه تو همهکاره هستی و غیر از تو هیچکاره!
عقیدهام به وحدانیّت تو و رویگردانیام از غیر تو
و یقینی بمعرفتِک مِنّی أن لا ربَّ لی غیرُک؛ «و من یقین دارم به اینکه تو بر من معرفت داری و بر احوال من اطلاع داری، و تو میدانی و مرا میشناسی که من غیر از تو خدایی ندارم، من میدانم که تمام صفات عُلیا و اسماء هدیٰ منحصر در توست و غیر از تو کسی شایستۀ این مقام نیست! و این را هم میدانم که تو میدانی که من خدائی غیر از تو ندارم.» و لا إلٰه إلّا أنت؛ «هیچ خدایی و هیچ معبودی نیست جز تو!»
وحدَک لا شریکَ لک؛ «و تو تنها هستی، آقا هستی، مستقل هستی، تمام صفات در تو هست! وحدک: یعنی یکی هستی وبس!»
و به اندازهای این وحدت تو عالی است که با آن توحید، هیچ موجودی نمیتواند عرض اندام کند و در مقابل ذات مقدّس تو قیام کند! وحدت تو تمام موجودات را مُنطمِس و مخفی و تاریک کرده است! و شریک هم برای تو نیست؛ در تمام عوالم وجود، تو کمککاری نداری، هر کاری میکنی بر ید قدرت تو بسته است و بس! خدایا، ما به این حرفهایی که زدیم عقیده داریم. این را من میدانم و چون میدانم، قلبم به این حرفها آرام است، دلم آرام است، اطمینان دارم؛ لذا از تو تقاضاهایی میکنم.
تقاضاهای من چیست؟ «اللَهمَ أنتَ القائلُ... ؛»1 حالا ببینیم که حضرت چه تقاضاهایی دارد؟ با پروردگار دارد مناجات میکند دیگر،، اوّل بایستی که خدا را شناخت و قدرت او را اندازهگیری کرد، ببینیم که آیا میتواند حاجتهایی را که ما از او میخواهیم، برآورده کند یا نه؟! این مقدّمات بیان شد تا آنکه خدا را معرّفی کند؛ آن خدایی که ما از او تقاضا میکنیم، چه خدایی است؟ وقتی خدا اینطور شد، آنوقت این حاجت ولو اینکه خیلی هم مهم است، برای او خیلی سهل است؛ «و هو علیک سهلٌ یسیر.»2
- مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٥٨٣، فرازی از دعای ابوحمزۀ ثمالی.
- همان، ص ٥٨٨، فرازی از دعای ابوحمزۀ ثمالی.

