آثار و تبعات سوء عناوین و القاب در بعد فردى و اجتماعى
10مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در زمان حیاتشان یك روز خدا رحمت كند، یكی از دوستانشان مرحوم حجّت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ حسن نوری كه از دوستان سابق ایشان هستند و بسیار مرد فاضلی بود و خطیبی بود و دلسوز بود و صفای باطنی داشت و صدق نیتی داشت یك روز آمده بودند مشهد، در منزل، من هم بودم در آنجا، در آن مجلس حضور داشتم. مرحوم آقا خیلی با یك لحن بسیار جدّی گفتند: شما آقا! كه با آقای گلپایگانی ارتباط دارید، چرا نمیگویید: نسبت به این قضیه و این قضیه اینها ایشان اعلانیه بدهد و فتوای خودش را صریحاً اعلام كند؟ چرا این حرف را نمیزنید؟ اگر این كار را ایشان نكنند بعد از گذشت پنجاه سال نسل جدیدی كه میآیند، آن نسل میگوید در فلان بُرهه یك همچنین مطلبی مطرح شد، یك همچنین حُكمی صادر شد، یك همچنین ... و كسی از علماء در قبال این مسأله حرفی نزد و این بر عهده ایشان است. خب، یك عالمی است نظر فقهیاش این است، اما عالم دیگر هم نظر فقهیاش این است؛ چرا نباید مسائلی كه به عنوان یك حكم فقهی، نه به عنوان یك حكم سیاسی، كه آن از اختصاصات حاكم شرع است، اگر حاكم شرع مسلمین یك حكمی را به عنوان حكم سیاسی داد، سایر افراد نمیتوانند با آن حكم سیاسی مخالف كنند، ولی نه، اگر آمد یك حُكم فقهی داد: آقا فرض كنید كه ماهی كذا این طور است، فرض كنید كه فلان مأكولات اینطور است، فرض كنید كه فلانمَلبوسات فرض كنید كه حكمش این است، اگر یك حكم فقهی داد باید افراد دیگر در قبال این حكم فقهی نظرشان را جَهاراً اعلام كنند تا این كه مشخّص بشود این یك مسأله فقهی است، این یك نظری دارد، نظر دیگری هم در قبال این مسأله وجود دارد. و ایشان میفرمودند باید آقای گلپایگانی بیایند و این مسائلی را كه روی آن نظر دارند اعلامیه بدهند و در سطح مملكت پخش كنند تا این كه به عنوان یك حكم فقهی در قبال سایر احكام فقهی مورد توجّه قرار بگیرد و به صرف این كه در كتاب رساله توضیح المسائل نوشته شده، نباید به این مسأله اكتفا بشود. این هم یكی از مسائلی است كه خب ... .

