اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

14٬577
عنوان بصری
جلسات

آثار و نتايج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌هاي عالم نفس، شرح فقره: قلت يا شريف! فقال: قل :يا ابا عبداللَه، 1 ملقب شدن افراد به عناوين و القابي كه فراتر از حيثيات وجودي و شخصيتي ايشان مي‌باشد منجر به خود بزرگ ‌بيني و هلاكت نفس مي‌شود 2 در مكتب تشيّع طهارت و عصمت مطلقه اختصاص به چهارده ذات مقدس داشته و ساير افراد در هر رتبه و موقعيتي داراي خطا و نقصان مي‌باشند 3 توضيحي راجع به حقيقت مقام عصمت و طهارت ائمه معصومين سلام اللَه عليهم بر اساس آيه 33 سوره احزاب: انما يريد اللَه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً 4 رعايت دو جنبه وحدت و كثرت توسط سيدالشهداء عليه السلام در جريان وقايع روز عاشورا 5 چگونه با وجود شهدائي فداكار و از خود گذشته از صدراسلام همچون حمزه سيد الشهداء، امام حسين عليه السلام ملقب به لقب ثاراللَه مي‌شوند 6 حمزة سيد الشهداء عليه السلام علي‌رغم علوّ مقام و درجات با نظر پيامبر اكرم در جريان جنگ احد به مخالفت مي‌پردازد 7 امام حسين عليه السلام در شب عاشورا بيعت خويش را از اصحاب و ياران خود برداشته ايشان را توصيه به ترك سرزمين كربلا مي‌كند 8 الگو و اسوه بودن واقعه كربلا تا روز قيامت براي افراد به اين دليل است كه رهبري و ادارة جريانات و وقايع آن به دست امام معصوم عليه السلام بوده است 9 لقب ثاراللَه به چه معنا مي‌باشد 10 اراده كردن معناي وصفي از بعضي از اسماء و استعمال اشعار و تعابيري كه موهن و دون جايگاه و شأن پيامبر اكرم و ائمه معصومين سلام اللَه عليهم مي‌باشد حرام و خيانت به مكتب تشيع مي‌باشد 11 ذكر دو حكايت از مرحوم آيةاللَه بروجردي مبني بر بي هوايي و حالت خضوع و تواضع ايشان نسبت به ائمه معصومين عليهم السلام 12 كيفيت سلوك وسيره مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با افراد و جريانات حيّاً ومِّيتاً بر اساس مقام خضوع و تذلّل و عبوديت محضه در قبال پروردگار متعال بوده است

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

توضیحات:

آثار و نتايج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌هاي عالم نفس، شرح فقره: قلت يا شريف! فقال: قل :يا ابا عبداللَه، 1 ملقب شدن افراد به عناوين و القابي كه فراتر از حيثيات وجودي و شخصيتي ايشان مي‌باشد منجر به خود بزرگ ‌بيني و هلاكت نفس مي‌شود 2 در مكتب تشيّع طهارت و عصمت مطلقه اختصاص به چهارده ذات مقدس داشته و ساير افراد در هر رتبه و موقعيتي داراي خطا و نقصان مي‌باشند 3 توضيحي راجع به حقيقت مقام عصمت و طهارت ائمه معصومين سلام اللَه عليهم بر اساس آيه 33 سوره احزاب: انما يريد اللَه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً 4 رعايت دو جنبه وحدت و كثرت توسط سيدالشهداء عليه السلام در جريان وقايع روز عاشورا 5 چگونه با وجود شهدائي فداكار و از خود گذشته از صدراسلام همچون حمزه سيد الشهداء، امام حسين عليه السلام ملقب به لقب ثاراللَه مي‌شوند 6 حمزة سيد الشهداء عليه السلام علي‌رغم علوّ مقام و درجات با نظر پيامبر اكرم در جريان جنگ احد به مخالفت مي‌پردازد 7 امام حسين عليه السلام در شب عاشورا بيعت خويش را از اصحاب و ياران خود برداشته ايشان را توصيه به ترك سرزمين كربلا مي‌كند 8 الگو و اسوه بودن واقعه كربلا تا روز قيامت براي افراد به اين دليل است كه رهبري و ادارة جريانات و وقايع آن به دست امام معصوم عليه السلام بوده است 9 لقب ثاراللَه به چه معنا مي‌باشد 10 اراده كردن معناي وصفي از بعضي از اسماء و استعمال اشعار و تعابيري كه موهن و دون جايگاه و شأن پيامبر اكرم و ائمه معصومين سلام اللَه عليهم مي‌باشد حرام و خيانت به مكتب تشيع مي‌باشد 11 ذكر دو حكايت از مرحوم آيةاللَه بروجردي مبني بر بي هوايي و حالت خضوع و تواضع ايشان نسبت به ائمه معصومين عليهم السلام 12 كيفيت سلوك وسيره مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با افراد و جريانات حيّاً ومِّيتاً بر اساس مقام خضوع و تذلّل و عبوديت محضه در قبال پروردگار متعال بوده است

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

13
  • این خطر كه نفس انسان، نفس انفعالی است و متأثر است از جریانات و حوادثی كه در دور و بر اوست، موجب می‌شود كه ما بسیار متوجّه این قضیه باشیم و گوش به زنگ باشیم و آنچه را كه موجب می‌شود این مطلب در ما تحقّق پیدا كند، آن را از اول كنار بگذاریم و هر وقت متوجّه می‌شویم فوراً از آن نقطه قطع كنیم و نگذاریم آهسته آهسته و مِن حیث لا یشعر، این مسائل و قضایا بیاید و ما را از آن مرتبه عبودیت كه لازمه‌اش رسیدن به نقطه صفر است، ما را از آن نقطه، هِی یك به یك امتیاز بدهد، درجه بدهد، پُان بدهد. بجای اینكه به صفر برسیم، نمره هشتاد و نود و هشتصد و نهصد و نهصد هزار به ما بدهند كه در آن نُمَرات دیگر كاری از انسان ساخته نیست. ما نباید منتظر باشیم و ببینیم كه بزرگان چه می‌گویند و همچون بعضی، تخیل آنها بر این است كه باید دستی گرفته بشود و انسان را از این مسائل بیرون بیاورد و به طور كلّی رفع تعهّد و التزام نفسی از خودمان بكنیم؛ نه، خودمان باید اقدام كنیم، خودمان باید پیش قدم باشیم. انسان نباید منتظر باشد كه بگویند استاد بیاید دست انسان را بگیرد و از این مسائل بیرون بیاورد. مطالب به نحو كلّی، بزرگان بیان كردند، در كتابهایشان بیان كردند، چگونگی خروج نفس از این حضائض و از این فِتَن و مهالك را تشریح كردند، انسان باید آنها را بیاید به كار ببندد. مگر خود آنها چه می‌كردند؟ خود آنها كه منتظر نبودند تا اینكه در هر قضیه‌ای یك عنایتی بشود، یك اشارتی بشود، یك مسأله‌ای اتفّاق بیفتد، مسأله غیرعادی اتّفاق بیفتد. نه، خودشان تا احساس می‌كردند در یك مجلس، می‌خواهد مطلب به نحود دیگری، فوراً در آنجا ضدّ حمله را شروع می‌كردند، تا احساس می‌كردند در یكجا می‌خواهد قضیه رشد پیدا كند فوراً در آنجا پاتك را می‌زدند. تا احساس می‌كردند می‌خواهد نفس آنها متأثر از یك مطلب بشود، یك كاری را انجام می‌دادند، سركوفت بزنند: هان! بِچِش! مواظب باش! دارد خوشت می‌آید، دارد خوشت می‌آید، از اینكه تعریفت را كردند دارد خوشَت می‌آید. مرحوم آقا رضوان اللَه علیه خیلی مرد رِندی بود و تمام نحوه كیفیت تربیتی ایشان، بر از بین بردن نفس به طُرق معقول و طُرق منطقی و متعارف بود. این كیفیت ایشان بود. تا می‌دیدند یك شخصی خلاصه می‌خواهد از آن حدود خارج بشود به یك نحوی آن را سرجایش می‌نشاندند، از آن حد خارج نشود. حالا بعضی‌ها در این مرتبه سكوت می‌كنند، آرامند، كیفیت تربیت را قبول می‌كنند، به خود می‌خرند، با جان و دل او را می‌پذیرند، اینها رشد می‌كنند و آن نتیجه مقصود در اینها حاصل می‌شود. بعضی‌ها شروع می‌كنند به جُفتك انداختن و لگد پرانی كردن؛ ای آقا! این چی است؟ آن چی است؟ ما چه كردیم، ما فلان، فلانی هم كه اینكار را كرد پس چرا ایراد نكردی؟ آقا .... نفس شروع می‌كند چی می‌گوید؟ حالا یا در آن مجلس، سرش را می‌اندازد، وقتی خارج می‌شود، كم‌كم، كم‌كم شروع ...؛ این نفس آرام كه نمی‌نشیند. آدم زرنگ همانجا می‌زند تو سرش، می‌گوید: خفه شو! ساكت باش! تو مستحقّ همین هستی. این آدم، آدم زرنگ است، این آدم رِند است. همانجا می‌گوید: ساكت باش، حالا دیدی؟! نوش جانت! خوب شد. این موجب می‌شود كه برای مرتبه بعد آمادگی داشته باشد. حالا اگر آمد و لگد پراند، آن استاد بیچاره چه می‌كند؟ یك قدم می‌كشد عقب، لگد پراندی؟ باشد، كاری به كارت نداریم. حالا خدا نیاورد آن روزی را كه استاد بیاید و نعل وارو بزند یعنی نه تنها بیاید بلكه بیاید تمجیدش هم بكند، آنجا دیگر خدا به دادش برسد. یك وقتی نه، یك جوری با او رفتار می‌كند، یك جوری با او چیز كند كه او را از اشتباه در بیاورد، كم كم او را از این خطا بیرون بیاورد. این دیگر حالا بسته به این است كه از آن طرف چه تقدیر شده. انسان باید خودش را آماده كند، نباید منتظر بنشیند. مطلب را همه می‌دانند.

/