
آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبههاى عالم نفس
آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبههاى عالم نفس
10مرحوم آقا رضوان اللَه علیه از آقای بروجردی خیلی تعریف میكردند. از صداقت ایشان، از بیهوایی ایشان، از عرق دینی و حمیت مرحوم آیت اللَهبروجردی رضوان اللَه علیه مرحوم آقا خیلی تعریف میكردند. میفرمودند: یك روز در ایام دهه ماه صفر بود، ایشان در منزلشان بودند، دستجات و هیئات مذهبی اینها میآمدند، در همان منزل آقای بروجردی عزاداری میكردند و میرفتند. یك روز ایشان در همان اتاق خودشان نشسته بودند، منتظر بودند كه این دستجات میآیند، میشنود كه یك نفر از بیرون صدا میزند برای سلامتی حضرت آیت اللَه العظمی، مرجع فلان كذا و كذا، عالم تشیع آقای بروجردی و امام زمان صلوات. تا مردم صلوات میفرستند، ایشان پنجره اتاقش را كه مشرف بر حیاط بود باز میكند و با صدای بلند میگوید: این چه بیتربیتی بود كه این حرف را زد؟ این چه بیادبی بود كه آمد و این مطلب را گفت؟ برود، برود، منزل من نیاید، منزل من نیاید. ببینید! این را میگویند مرد راست، مرد درست، كوتاه نیامد. یعنی ننشست كه تعریفش را بكنند بعد با یك حالت تواضعانه بگوید ما كه قابل نیستیم این حرفها را میزنند. نخیر، میزند در دهانش و بیرونش میكند، اینطوری است قضیه. نشستن و گفتن: كه ما قابل نیستیم، این مطالبی را كه برای ما میگویند، ما قابلیت نداریم، این بیشتر باعث ترفّع و باعث بالا رفتن شخصیت كاذب فرد در میان جامعه خواهد شد نه باعث نزول او. میگویند چقدر فرد متواضعی است، گریه هم میكنند، تعریفش را میكنند و گریه میكند. نه آقا! این حرفها غلط است و این حرفها را دیگر نزنید و اگر زدید فلان خواهد شد. اینطوری باید برخورد بشود. اگر برخورد نشود جامعهرو به انحطاط میرود. در وهله اول برای خود انسان مضرّ است و خود انسان را به هلاكت میاندازد و در وهله دوم مسائل دیگر و مفاسدی كه مترتب بر این قضیه میشود، آن را چگونه ما از مدّ نظر دور نگه داریم؟ باز این مطلب را مرحوم آقا از آقای بروجردی رضوان اللَه علیه ایشان نقل میكردند، میفرمودند: وقتی ایشان آمده بودند در قم، میخواستند یك سفر كنند به مشهد مقدّس، عتبه بوسی حضرت علی بن موسی الرّضا علیهماالسّلام. بعضی از اطرافیان ایشان خدا به داد انسان از این اطرافیان برسد، خدا به داد برسد بعضی از این اطرافیان ایشان به ایشان پیشنهاد میكنند: آقا! الآن رفتن به مشهد و زیارت امام رضا صلاح نیست، صلاح نیست الآن. ایشان میگویند: چرا صلاح نیست؟ میگویند: الآن شما تازه به قم آمدید، هنوز موقعیت مرجعیت شما تثبیت نشده، هنوز آوازه و شهرت شما به اكناف عالم نرسیده است، هنوز افراد از وجود شما و مرجعیت شما آن اطلاع كافی را ندارند، شما از اینجا بلند میشوید میروید به طرف مشهد، در شهرها آن استقبالی كه شایسته و بایسته وجود شریف و ذی جود حضرت مولانا و مرجع تقلید عالم تشیع است، آن استقبال انجام نمیشود و این برای مرجعیت، این خودش موجب كسر است، موجب كساد است. التفات میكنید! التفات میكنید افكار به كجا دارد میرود؟ التفات میكنید!؟ آقا بروجردی میفرمایند كه: من زیارت امام رضا را به خاطر استقبال و اینها ترك كنم؟ من ترك نخواهم كرد و بلند میشوند میروند.
