اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

آثار و نتايج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌هاي عالم نفس، شرح فقره: قلت يا شريف! فقال: قل :يا ابا عبداللَه، 1 ملقب شدن افراد به عناوين و القابي كه فراتر از حيثيات وجودي و شخصيتي ايشان مي‌باشد منجر به خود بزرگ ‌بيني و هلاكت نفس مي‌شود 2 در مكتب تشيّع طهارت و عصمت مطلقه اختصاص به چهارده ذات مقدس داشته و ساير افراد در هر رتبه و موقعيتي داراي خطا و نقصان مي‌باشند 3 توضيحي راجع به حقيقت مقام عصمت و طهارت ائمه معصومين سلام اللَه عليهم بر اساس آيه 33 سوره احزاب: انما يريد اللَه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً 4 رعايت دو جنبه وحدت و كثرت توسط سيدالشهداء عليه السلام در جريان وقايع روز عاشورا 5 چگونه با وجود شهدائي فداكار و از خود گذشته از صدراسلام همچون حمزه سيد الشهداء، امام حسين عليه السلام ملقب به لقب ثاراللَه مي‌شوند 6 حمزة سيد الشهداء عليه السلام علي‌رغم علوّ مقام و درجات با نظر پيامبر اكرم در جريان جنگ احد به مخالفت مي‌پردازد 7 امام حسين عليه السلام در شب عاشورا بيعت خويش را از اصحاب و ياران خود برداشته ايشان را توصيه به ترك سرزمين كربلا مي‌كند 8 الگو و اسوه بودن واقعه كربلا تا روز قيامت براي افراد به اين دليل است كه رهبري و ادارة جريانات و وقايع آن به دست امام معصوم عليه السلام بوده است 9 لقب ثاراللَه به چه معنا مي‌باشد 10 اراده كردن معناي وصفي از بعضي از اسماء و استعمال اشعار و تعابيري كه موهن و دون جايگاه و شأن پيامبر اكرم و ائمه معصومين سلام اللَه عليهم مي‌باشد حرام و خيانت به مكتب تشيع مي‌باشد 11 ذكر دو حكايت از مرحوم آيةاللَه بروجردي مبني بر بي هوايي و حالت خضوع و تواضع ايشان نسبت به ائمه معصومين عليهم السلام 12 كيفيت سلوك وسيره مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با افراد و جريانات حيّاً ومِّيتاً بر اساس مقام خضوع و تذلّل و عبوديت محضه در قبال پروردگار متعال بوده است

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

2
  •  

  •  

  • أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحيم‌

  • وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا و حَبيب قُلوبنا وطَبيب نُفوسنا

  • أبى‌القاسم المُصطَفى محمّد و على آله الطّيّبين الطّاهرين‌

  • واللعنة على أعدائهم أجمعين الى يوم الدين‌

  •  

  • قلتُ: يا شَريفُ! فقال: قُلْ يا أباعبداللَه. عنوان به امام صادق علیه‌السّلام خطاب می‌كند: یا شریف! ای شخص بزرگ! و ای شخص بزرگوار!؛ حضرت فرمودند كه: مرا اباعبداللَه صدا كن.

  • در جلسه گذشته بعضی از خطراتی كه متوجّه انسان می‌شود به واسطه خود بزرگ بینی كه معلول و متأثّر است از شرایطی كه آن شرائط این حالت را در نفس انسان به وجود می‌آورد. یكی از آن شرایط و علل عبارتست از مُعَنْوَن شدن به‌عناوین و ملقّب شدن به القاب فراتر از حیثیات وجودی و شخصیتی انسان و این موجب می‌شود كه نفس، متأثّر بشود از این مسأله و منفعل بشود و آن حیثیت و موقعیت حقیقی و مرتبه واقعی خود را فراموش كند و بالنّتیجه در وضعیتی قرار بگیرد كه برای او جز هلاكت و بَوار نتیجه‌ای به بار نمی‌آورد. مقداری راجع به این مسأله صحبت شد و عرض شد كه هر شخص باید حریم خود را حفظ كند و حریم دیگران را حفظ كند و حریم هر ذاتی را در موقعیت خود او نگه دارد. در مكتب تشیع طهارت مطلق و عصمت مطلقه منحصر است فقط در چهارده ذات مقدّس كه عبارتند از چهارده معصوم علیهم‌السّلام. بقیه افراد هر كسی می‌خواهد باشد، اینها دارای اشتباه هستند، دارای خطا هستند و مانند سایر افراد از حیثیات عالم كثرت و عِلَل موجبه برای اشتباه، آنها در امان نیستند. و این مسأله در همه جهات باید مورد توجّه قرار بگیرد حتّی حفظ مراتب بالنسبه به خود ائمّه علیهم‌السّلام هم باید رعایت بشود. موقعیت و مرتبه رسول اكرم صلّی اللَه علیه و آله و سلم با سایر ائمّه علیهم‌السّلام امتیاز دارد. امیرالمؤمنین علیه‌السّلام با سایر ائمّه از این نقطه نظر امتیاز دارد. یعنی در عین اینكه تمام این ذوات مقدّسه چهارده‌گانه از عصمت ذاتیه و طهارت ذاتیه مطلقه كه مصداق آیه شریفه‌ (إِنَّما يُرِيدُ اللَه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) این تطهیرهای آخر، حكایت از آن طهارت ذاتیه می‌كند. اراده و مشیت خداوند تعلّق گرفته است كه شما ذاوت مقدسه را به یك نوع طهارت مطلقه دربیاورد و به یك نوع عصمت ذاتیه دربیاورد. عصمت در مرتبه ظاهر، عصمت در مرتبه باطن، عصمت در مرتبه سرّ، در تمام این موارد، مرتبه، مرتبه عصمت است. لذا ما وقتی به احوال ائمّه علیهم‌السّلام نگاه می‌كنیم در كیفیت رفتار آنها و در كیفیت اقوال آنها و در كیفیت ارتباط آنها با افراد دچار شگفتی می‌شویم و این مسأله برای ما جای سؤال باقی می‌گذارد كه: چطور ممكن است یك نفر و یك ذات تا به این حد هیچ نوع شائبه‌ای از توغّل عالم كثرت در وجود او نباشد؟!