اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

16634
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

12
  • نه آقا! داخل در دنیا می‌شویم، چه می‌شویم، چه می‌شویم. امّا بالأخره وقتی كه آمد قبول كرد، روز اوّل، روز دوّم، تا وارد سازمان می‌شود: یكی می‌زند برایش بالا، یكی می‌زند برایش پایین، یكی چپ، یك راست، یكی این‌وَر، بفرمائید، جناب وزیر، جناب فلان، تق، توق، بیا، برو، تاق، توق. چه خبر است؟ روز دوّم، فلان، هنوز پیاده نشده دو نفر می‌آیند ماشین را باز می‌كنند كه آقا یك وقت دستشان درد نگیرد بخواهند درِ ماشین را باز بكنند. زیر بغل آقا را می‌گیرند و پیاده می‌كنند و می‌برند بالا می‌نشانند و ...، از كجا آقا! تلفن شده است، از كجا تلفن شده است، از كجا به آقا ...، از كجا فلان، روز سوّم، چهارم، یك هفته، یك ماه كه می‌گذرد، می‌گویند: آقا! می‌خواهند شما را بركنار كنند.

  • آقا! برای چی؟ چرا؟ مگر چه كرده‌ام؟ شروع می‌كند این‌ور، آن‌ور، نامه، فلان، بالا، پایین .... آقا! تو همانی بودی كه می‌گفتی: نباید رفت، اینها دنیاست، اینها آلوده می‌كند، اینها چه می‌كند. چی حالا خودت را به در و دیوار می‌زنی؟ چیه؟ تغییر كردی جان من! منتهی آهسته آهسته، آرام آرام، این تخدیر و این مادّه آمده‌كم‌كم تو را مست كرده، تو را بی‌هوش كرده، تو را تخدیر كرده، دیگر الآن نمی‌توانی از آن وسیله مخدّر دست برداری. یك شب بهت نرسد، خُمار می‌افتی. اوّل این طور نبود. چرا می‌گویند تخدیر حرام است؟ چرا می‌گویند؟ چون اوّل كه این كار را نمی‌كند، اوّل می‌آید برای انسان نشئه می‌آورد، جاذبه می‌آورد، همین‌طور است یا نه؟ دوّم، سوّم، چهارم، همین‌طور، كم‌كم، كم‌كم، ولی این مسكین نمی‌داند كه كجای قضیه دارد خراب می‌شود، خون او دارد عوض می‌شود، سلولهای او دارد عوض می‌شود، در سلولهای مغزی دارد این اثر می‌گذارد، در سلولهای عصبی دارد این اثر می‌گذارد، این نمی‌داند كه این چه زهری دارد از خودش تراوش می‌كند. بعد یك شب به او نمی‌دهند، این به در و دیوار می‌زند. بعد می‌گویند: حالا بیا هر چی می‌گوییم گوش بده! التفات كردید چی می‌خواهم بگویم؟ حالا كه تخدیر شدی، حالا كه دیگر نمی‌توانی از این مخدّر دست برداری، باید بیایی پول بدهی، باید بیایی زندگیت را بدهی، باید بیایی زنت را بدهی، باید بیایی دخترت ... كار به اینجاها می‌رسد دیگر باید بیایی دینت را بدهی، اگر دین ندهی به تو مخدّر نمی‌دهیم. آن هم دینش را می‌دهد. پس باید حواس جمع باشد. انسان نمی‌تواند هر لقبی را برای هر كسی بیاورد.