اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

16634
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

11
  • چند سال پیش من یك روز با یكی از دوستان بودم. یك مقداری از شرح حال مرحوم آقا را گفت و خیلی مُعجِب بود به مطلب مرحوم آقا و در واقع خود را دلداده حیات ایشان و مقام ایشان و تربیت ایشان و اخلاق ایشان می‌دید و واقعاً خود .... اینها همه به جای خودش محفوظ و درست، صحیح. بعد درآمد گفت كه: من راجع به ایشان یك فالی زدم و نیتم این بوده كه خلاصه آیا در عالم وجود، حالا نمی‌خواست بگوید در عالم وجود، می‌خواست بگوید خلاصه الآن به نظر من ایشان، حالا یك مرتبه‌ای دارد، ما نمی‌دانیم، بالاتر و می‌خواست یك حالت غلوّی را مطرح بكند كه من زبانم ناتوان است از این كه حالا عبارت را بیان كنم، علی‌ای حال رفقا فهمیدند كه منظورم چیست. گفت: به حافظ این تفأل را زدم، این شعر آمد كه یك شعری دارد كه:

  • به حسن خلق و وفا كس به یار ما نرسد***ترا در این سخن انكار كار ما نرسد
  • یك همچنین مسأله‌ای كه از این شعر می‌خواست یك استفاده غیر صحیح و یك سوء برداشت بكند. یك مرتبه من متغیر شدم، گفتم: خجالت بكش! این غلطها چیست؟ تمام ارزش و احترام مرحوم آقا پیش منِ فرزند ایشان، این است كه ایشان عبدی است از عبید امام زمان علیه‌السّلام و ائمّه و چهارده معصوم است. تمام هنر ایشان این است كه ایشان خود را در آن شعر معرّفی كرده. آن شعر می‌بینید آنجاست؟:

  • آن كه سرود این دُرَر پاك را***خاك ره كوی حسین است و بس‌
  • ما هم ایشان را این طوری می‌شناسیم، غیر از این قبول نداریم. خیلی صریحاً می‌گویم، نخیر. مسأله بایستی كه در جای خودش محفوظ باشد. «هر سخن جایی و هر نكته مكانی دارد» و ما باید این روش را از بزرگان بیاموزیم.

  • آن مطلبی را كه من راجع به مرحوم آقا نسبت به ائمّه علیهم‌السّلام عرض كردم، شما همین مطلب را نسبت به من و مرحوم آقا قرار بدهید و غیر از این هیچ نیست. هر مطلبی را كه من گفتم، صحیح بود، بدانید این از مرحوم آقاست و هر مطلبی گفتم، خلاف بود، این مطلب از من است. شنیدم بعضی‌ها در مقام بعضی از صحبت‌ها و تعریفها، یك مطالبی را می‌گویند كه این مطالب خیلی صریحاً بگویم: از اعتقاد بنده، كفر محض است و نیاز به توضیح ندارد كه .... ما حقیقت قضیه و مسأله را فهمیدیم آقاجان! نمی‌خواهد كسی ما را تعریف كند و اگر تعریف بكند بی‌جا، آبروی خودش را برده و «عِرض خود را می‌برد و زحمت ما می‌دارد» ما نیاز به تعریف نداریم. من وضعیت و موقعیت خودم را بهتر از بقیه می‌دانم و نسبت به خصوصیات و حالات خودم از شما بیشتر اطّلاع دارم. (بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‌ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ* وَ لَوْ أَلْقى‌ مَعاذِيرَهُ)1 هر كسی به نفس خودش بصیرتش بیشتر است. تكلیف دارم بیایم این مطالب را به شما بیان كنم، همین، بیشتر نه. نه الزامی هست بر شنیدن و .... بگویند: بگو، می‌گوئیم؛ بگویند: نگو، نمی‌گوئیم. من آنم كه خود می‌شناسم و بر آن اساس توقّع دارم كه دیگران مرا خطاب كنند. «حضرت آقا» گفتن به ما نیامده. «آقای آسید محسن»، «آقای طهرانی» كافیست، بیش از این نیاز نیست. خیال‌نكنید حالا برای من ...، نخیر، بنده اصلًا خوشم نمی‌آید، نیاز هم ندارم، هیچ تواضع هم نمی‌كنم، نخیر. بنده از آقای طهرانی گفتن، یا آقای آسید محسن گفتن، هر كدام اینها كفایتم می‌كند. آمدن و مرا در سطح مرحوم آقا قرار دادن، این بطلان محض است و اگر كسی این كار را انجام بدهد، در ملأ، من از او بری هستم تا چه رسد به این كه بخواهد مطالب دیگری بگوید. خیال می‌كنم مطلبم را رساندم و اگر كسی از این به بعد بخواهد این مطالب را بگوید، قبل از این كه بیاید با من مطرح كند، دیگر مرا نبیند. ببینید مطلب را دیگر تمام كردم. دیگر خودش نیاید من را ببیند. برای آخر عمر دیگر برود و اگر بیاید دیگر من راهش نمی‌دهم. ما مكتب‌مان مكتب حق است. شیعه امیرالمؤمنین باید دنبال مبانی او باشد. خودمان را هم دیگر نباید گول بزنیم. ما چهارده معصوم داریم، اینها فقط معصومند. بقیه نه، البتّه كسی كه به مرتبه فناء و بقاء برسد، آن هم داخل در تحت ولایت تامّه ائمّه علیهم‌السّلام هست. حالا بروید پیدا كنید. كی؟ كجا؟ عباراتی را كه ما برای افراد می‌آوریم، این عبارات باید حساب شده باشد. شِكمی كه آقا! نمی‌شود حرف زد. اینها مسئولیت می‌آورد و موجب زیادی مسائل نفسانی شخص می‌شود. در آن جلسه قبل عرض كردم، این می‌آید یك چیزی می‌گوید، آن می‌آید یك چیزی می‌گوید، یا حضرت آقا!، یا حضرت آقا!، یا حضرت فلان! یا حضرت آیت اللَه فلان!، یا حضرت فلان! مملكت امن و امان و كذا و همه سلام و صلوات و فلان، آن بیچاره هم خیال می‌كند خبری است. اگر یكی بیاید بگوید كه: آقا! .... ببینید! مسأله این طور نیست، خیلی حساب شده است. آن دفعه خدمتتان عرض كردم، قضیه دنیا جاذبه عجیبی دارد. گاهی اوقات می‌شود ابتداً واقعاً این طور است، واقعاً انسان این طور است می‌گویند: آقا! فلان پست و مقام را بیا قبول كن!

    1. سوره القيامة (٧٥)، آيات ١ و ٢