اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات‏

14٬667
عنوان بصری
جلسات

پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات شرح فقره: قلت :يا شريف! فقال: قل: يا ابا عبداللَه! 1 كلام امام صادق عليه السلام به عنوان بصري در ارتباط با عدم استعمال القاب و مدائح نسبت به حضرت به منظور تنبّه او از عدم ورود درعالم تعيّنات ومسائل عالم كثرت مي‌باشد 2 سلوك عبارت است از حذف ماسوي اللَه در ديدگاه انسان و انتساب تمام محامد و ستايش‌ها به ذات اقدس پروردگار متعال 3 كيفيت تأثير القاب و مدائح در تغيير و تبدّل نفوس افراد و دخول در عالم اعتبارات و انانيت‌ها 4 همة صفات كماليّه داراي واقعيت‌ و مابازاء خارجي بوده و تنها اختصاص به ذات پروردگار متعال دارد 5 بزرگ‌ترين خيانت به مولا انتساب صفات كماليه او به خود مي‌باشد 6 مناجات اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه حاكي از اين است كه حضرت حقيقت عجز و فقر وجودي خويش را در قبال ذات پروردگار متعال ادراك كرده است 7 اعتراض مرحوم آقا سيد ضياء الدين تقوي به مرحوم علّامه طهراني مبني بر اينكه چرا ایشان با وجود شخصیت بی بدیل علمی وعرفانی افراد را بشدّت از مدح وتعریف خود منع می کردند 8 توضيحي راجع به خطبه اميرالمؤمنين عليه السلام در ذيل سورۀ مباركه تكاثر مبني بر كثرت طلبي افراد و دخول ایشان در اعتباريات 9 ذكر حكايتي مبني بر كثرت طلبي و تفاخر رئيس جمهور امريكا و فرمانده ارتش امريكا نسبت به يكديگر پس از پايان جنگ جهاني دوم 10 مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: نفوس همه افراد از حيث تعلّق به عالم كثرت و اعتباريات يكسان مي‌باشد و تفاوت ايشان تنها در صور و اشكال مي‌باشد 11 برخي از علماء و فضلا در زمان رضاشاه عمامه از سر برداشته ملبّس به لباس كفار و دشمنان اسلام شدند 12 در مكتب اسلام آيةاللَه شخصي مي‌باشد كه وجود او آئينه تمام نماي ذات پروردگار و اسماء و صفات او مي‌باشد و انسان را به سمت آن مبدأ و منشأ لايتناهي سوق مي‌دهد

پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات‏

توضیحات:

پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات شرح فقره: قلت :يا شريف! فقال: قل: يا ابا عبداللَه! 1 كلام امام صادق عليه السلام به عنوان بصري در ارتباط با عدم استعمال القاب و مدائح نسبت به حضرت به منظور تنبّه او از عدم ورود درعالم تعيّنات ومسائل عالم كثرت مي‌باشد 2 سلوك عبارت است از حذف ماسوي اللَه در ديدگاه انسان و انتساب تمام محامد و ستايش‌ها به ذات اقدس پروردگار متعال 3 كيفيت تأثير القاب و مدائح در تغيير و تبدّل نفوس افراد و دخول در عالم اعتبارات و انانيت‌ها 4 همة صفات كماليّه داراي واقعيت‌ و مابازاء خارجي بوده و تنها اختصاص به ذات پروردگار متعال دارد 5 بزرگ‌ترين خيانت به مولا انتساب صفات كماليه او به خود مي‌باشد 6 مناجات اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه حاكي از اين است كه حضرت حقيقت عجز و فقر وجودي خويش را در قبال ذات پروردگار متعال ادراك كرده است 7 اعتراض مرحوم آقا سيد ضياء الدين تقوي به مرحوم علّامه طهراني مبني بر اينكه چرا ایشان با وجود شخصیت بی بدیل علمی وعرفانی افراد را بشدّت از مدح وتعریف خود منع می کردند 8 توضيحي راجع به خطبه اميرالمؤمنين عليه السلام در ذيل سورۀ مباركه تكاثر مبني بر كثرت طلبي افراد و دخول ایشان در اعتباريات 9 ذكر حكايتي مبني بر كثرت طلبي و تفاخر رئيس جمهور امريكا و فرمانده ارتش امريكا نسبت به يكديگر پس از پايان جنگ جهاني دوم 10 مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: نفوس همه افراد از حيث تعلّق به عالم كثرت و اعتباريات يكسان مي‌باشد و تفاوت ايشان تنها در صور و اشكال مي‌باشد 11 برخي از علماء و فضلا در زمان رضاشاه عمامه از سر برداشته ملبّس به لباس كفار و دشمنان اسلام شدند 12 در مكتب اسلام آيةاللَه شخصي مي‌باشد كه وجود او آئينه تمام نماي ذات پروردگار و اسماء و صفات او مي‌باشد و انسان را به سمت آن مبدأ و منشأ لايتناهي سوق مي‌دهد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات‏

8
  • یك وقت در زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه ایشان می‌خواستند برای یك فرد یك نامه بدهند. من وقتی كه نامه را مطالعه كردم، گفتم: آقا این مطالب چیه شما اینجا نوشته‌اید؟ این القاب و اینها چیه؟ ایشان فرمودند كه: آقا! اگر من اینها را ننویسم نامه را نمی‌رسانند به دستش. واقعاً اگر ما بخواهیم فكر كنیم به مسأله و به مطلب، می‌بینیم حقیقت قضیه یكی است. مرحوم آقا رضوان اللَه علیه كه این همه می‌فرمودند در زمان حیات كه: نفس یكی است جان من!، صُوَرش فرق می‌كند؛ مال این است. این نفسی را كه من دارم، همین نفس را شما هم دارید، همین نفس را زید دارد، همین نفس را عَمرو دارد، همین نفس را یهودی دارد، همین نفس را نصرانی دارد، این نفس را سلطان دارد، این نفس را رئیس جمهور دارد، این نفس را وزیر دارد، این نفس را پاسبان دارد، این نفس را آن كارگر فلان كارخانه و سازمان دارد، این نفس را فلان شخص عالم دارد، این نفس را فلان‌شخص صاحب رساله دارد؛ همه یك نفس است، صُوَر فرق می‌كند. من عمامه سرم می‌گذارم، او كلاه سرش می‌گذارد. من قبا و عبا و ردا می‌پوشم، او لباس بلند می‌پوشد، آن كت و شلوار می‌پوشد. اینها همه صُوَر مختلف است. باطن چی؟ باطن هم مختلف است؟ یعنی با عبا و ردا پوشیدن من، باطن من هم ملبّس به این لباس می‌شود؟ یا باطن نخیر، باطن راه خودش را می‌رود، كاری به این ظاهر ندارد؟ مگر در زمان رضا شاه همین علما نیامدند و عمامه از سرشان برداشتند، بجایش كلاه گذاشتند؟ مگر همین‌ها نبودند؟ مگر همین فُضَلای مدرسه فیضیه نبودند كه آمدند عمامه‌شان را برداشتند و كلاه گذاشتند و زُنّار بستند و رُؤَسای مَحكَمه، عدلیه و سازمانهای دولتی شدند؟ همین‌ها بودند دیگر. سید حسن تقی‌زاده مگر از مُعَممّین نبود؟ سید حسن تدّین مگر از معممّین نبود؟ آن رئیس دیوان عالی تمیز كه یك وقتی به رضا شاه گفته بود كه: اعل احضرت حقوق ما را كم می‌كنند. رضا شاه گفته بود: پدر سوخته! همچین با یك ... پدر سوخته! من به اندازه وزنش به او اسكناس صد تومانی دادم، باز هم از من می‌خواهد؟ آن زمان، آن زمان باز هم از من پول می‌خواهد؟ اینها كی بودند؟ اینها همین‌هایی بودند كه عماعه سرشان بود. اینها همین فُضَلای مدرسه دارالشّفاء بودند، مدرسه فیضیه بودند. چی بود قضیه؟ نفس فرقی نمی‌كند؛ نفس، نفس است. وقتی كه این نفس تربیت نشود صورت را خیلی به آرامی عوض می‌كند. آن عمامه را بر می‌دارد، بجایش كلاه می‌گذارد. آن‌محاسن را بر می‌دارد بجایش زنّار می‌بندد. آن لباس را عوض می‌كند و لباس دیگر می‌پوشد. مطلب یكی است.

/ 380