اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت فهم و طلب آن‏

14٬840
عنوان بصری
جلسات

حقيقت معناي فهم و طلب آن، شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 يكي از مهم‌ترين مطالبي را كه بزرگان و اولياء الهي در رابطه با تربيت شاگردان خويش به ايشان توصيه مي‌كردند عبارت بود از تمركز و سعی و اهتمام ایشان براي رسيدن به بالاترين نقطه كمال 2 حقيقت وجودي انسان استعداد و قابليت براي رسيدن به مقام ذات الهي و فنا در آن را دارا مي‌باشد 3 مقرّب‌ترين ملائكه درگاه پروردگار استعداد و قابليّت عبور از مرتبه اسماء و صفات الهي و ادراك مقام ذات پروردگار را دارا نمي‌باشند 4 يكي از بزرگترين آفت‌هاي راه سير و سلوك بسوي لقاء محبوب مسئله سلوك‌زدگي و فروكش نمودن شور و حرارت و اهتمام اوليه غالب افراد نسبت به مسائل سلوكي مي‌باشد 5 تفاوت ميان پيدا كردن فهم نسبت به امور و دانستن آنها 6 همة مصائب و مشاكل انسانها در طول تاريخ ناشي از عدم پذيرش و خضوع قلبي در ارتباط با مسائل حق و ميراندن استعداد و آمادگي وجودي خويش براي تلقّي آن مي‌باشد 7 مهم‌ترين مسأله در رسيدن انسان به سعادت اينست كه همواره حال پذيرش حق و فهم را نسبت به همۀ امور در وجود خود زنده نگه دارد 8 عرفانِ راه الهی به معناي تصحيح ديدگاه و بينش انسان نسبت به حوادث و جريانات عالم هستي مي‌باشد 9 مرحوم علّامه طهراني در سنۀ چهل و دو خطاب به آيةاللَه خميني مي‌فرمايند: شما نبايد مسأله قيام و انقلاب را بر اساس محوريّت علماء و روحانيون قرار دهيد بلكه بايد بر اساس محوريّت توحيد و اسلام قرار دهيد 10 در مكتب عرفان به همۀ افراد از هر صنف و دسته و نحله‌اي تنها از نقطه نظر باطن و حقيقت نظر مي‌شود نه از جهت ظاهر و ملاكات ظاهري 11 بسياري از افراد با وجود علم زياد و دارا بودن چشم و گوش و زبان، از نعمت قلب سليم و بصيرت باطن و گوش شنوا محروم مي‌باشند: انك لا تسمع الموتي و لا تسمع الصُّمَّ الدعاء اذا ولَّوا مدبرين 12 در صورتي كه قلب و دل انسان آن جهت استعداد و قابليت پذيرش امور حق را از دست بدهد ديگر اُميدي براي رشد و سعادت او وجود نداشته، ختم الهي بر قلب او زده مي‌شود

حقیقت فهم و طلب آن‏

توضیحات:

حقيقت معناي فهم و طلب آن، شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 يكي از مهم‌ترين مطالبي را كه بزرگان و اولياء الهي در رابطه با تربيت شاگردان خويش به ايشان توصيه مي‌كردند عبارت بود از تمركز و سعی و اهتمام ایشان براي رسيدن به بالاترين نقطه كمال 2 حقيقت وجودي انسان استعداد و قابليت براي رسيدن به مقام ذات الهي و فنا در آن را دارا مي‌باشد 3 مقرّب‌ترين ملائكه درگاه پروردگار استعداد و قابليّت عبور از مرتبه اسماء و صفات الهي و ادراك مقام ذات پروردگار را دارا نمي‌باشند 4 يكي از بزرگترين آفت‌هاي راه سير و سلوك بسوي لقاء محبوب مسئله سلوك‌زدگي و فروكش نمودن شور و حرارت و اهتمام اوليه غالب افراد نسبت به مسائل سلوكي مي‌باشد 5 تفاوت ميان پيدا كردن فهم نسبت به امور و دانستن آنها 6 همة مصائب و مشاكل انسانها در طول تاريخ ناشي از عدم پذيرش و خضوع قلبي در ارتباط با مسائل حق و ميراندن استعداد و آمادگي وجودي خويش براي تلقّي آن مي‌باشد 7 مهم‌ترين مسأله در رسيدن انسان به سعادت اينست كه همواره حال پذيرش حق و فهم را نسبت به همۀ امور در وجود خود زنده نگه دارد 8 عرفانِ راه الهی به معناي تصحيح ديدگاه و بينش انسان نسبت به حوادث و جريانات عالم هستي مي‌باشد 9 مرحوم علّامه طهراني در سنۀ چهل و دو خطاب به آيةاللَه خميني مي‌فرمايند: شما نبايد مسأله قيام و انقلاب را بر اساس محوريّت علماء و روحانيون قرار دهيد بلكه بايد بر اساس محوريّت توحيد و اسلام قرار دهيد 10 در مكتب عرفان به همۀ افراد از هر صنف و دسته و نحله‌اي تنها از نقطه نظر باطن و حقيقت نظر مي‌شود نه از جهت ظاهر و ملاكات ظاهري 11 بسياري از افراد با وجود علم زياد و دارا بودن چشم و گوش و زبان، از نعمت قلب سليم و بصيرت باطن و گوش شنوا محروم مي‌باشند: انك لا تسمع الموتي و لا تسمع الصُّمَّ الدعاء اذا ولَّوا مدبرين 12 در صورتي كه قلب و دل انسان آن جهت استعداد و قابليت پذيرش امور حق را از دست بدهد ديگر اُميدي براي رشد و سعادت او وجود نداشته، ختم الهي بر قلب او زده مي‌شود

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت فهم و طلب آن‏

13
  • انسان در مقابله با حقّ همیشه باید آرام باشد. هر وقتی كه می‌بیند خلاف یك مسأله برای او روشن است، خیلی صریح باید بگوید: مسأله برای من خلافش ثابت شده و من از الآن به بعد اینطور می‌گویم، تا به حال نظرم این بود از این به بعد اینطور است. نباید بگوید: اگر من الآن این را بگویم، می‌گویند پس پارسال چی گفتی؟ تا یك همچنین فكری بكند، باید بداند شیطان است، بزند روی دست شیطان و بگوید كه: بگویند تو چی گفتی، آیا آن چرا كه از این اقرار گیر تو می‌آید بیشتر است یا آن چرا كه از انكار از دست می‌دهی؟ یا بگوئید آن چرا كه از این كار بدست می‌آوری؟ كدام یك از این دو نصیبت بیشتر است؟ معامله كن دیگر، بیا معامله كن.

  • یك وقت مرحوم آشیخ عبدالكریم حائری، ایشان داشتند درس می‌گفتند، خدا رحمت كند همه بزرگان و همه علماء و همه گذشتگان را مرحوم آخوند ملاعلی همدانی كه ایشان هم از بزرگان و از علماء و واقعاً مرد فاضل و دانشمندی بود این شاگرد مرحوم آشیخ عبدالكریم حائری بود. در یك در بحث مرحوم آشیخ عبدالكریم مسأله‌ای را مطرح می‌كند و ایشان اعتراض می‌كند و خلاصه بالاخره آن روز قضیه به همین مباحثه و این حرفها می‌گذرد. فردا مرحوم آشیخ‌عبدالكریم می‌آیند و نظر مخالف دیروز را مطرح می‌كند؛ می‌گویند: بله، بنده دیشب رفتم و راجع به مسأله و اطرافش بیشتر تفحّص كردم و نظرم رسید مسأله دیروز غلط بوده و مطلب اینطور است. حالا آنوقت آخوند ملّا علی، ایشان می‌آید نظر دیروز مرحوم آشیخ عبدالكریم را می‌آید ...، یعنی درست عكس هم می‌آیند مطرح می‌كنند. آخوند ملاعلی می‌گوید: آقا! حرف مرد یكی است، دیروز حرف زدی اگر مردی سر حرفت بایست! ایشان گفت: مَردَم و حرفم را عوض می‌كنم. مرد آنی هست كه وقتی بفهمد اشتباه است، بگوید: آقا! اشتباه كردم. نخیر، دیروز من نظرم نسبت به قضیه اینطور بود، دیشب بیشتر فكر كردم، نظرم برگشت. چی چی حرف مرد یكی است؟ حالا اگر حرف مرد باطل بود، امروز هم باید بیاید ادامه بدهد؟ این كه صحیح نیست. رَحِمَ اللَه المَاضين منَّا «خدا گذشتگان را رحمت كند» و اینها افرادی بودند كه راه اینها راه صدق بود، راه حق بود و خداوند به همین مقدار به اینها اجر می‌دهد.

/