حقیقت فهم و طلب آن
9تمام مسأله ما به این قضیه برمیگردد كه: اگر این دل آن جهت استعداد خودش را و آن جهت باز بودن خودش را بخواهد از دست بدهد، هیچ كاری دیگر نمیشود كرد (وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا) خیلی مرحوم آقا این مطلب را میفرمودند، در مسأله استدراج خیلی، (وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ)1 آنهایی كه تكذیب كنند، نه آنهایی كه نمیفهمند، یعنی نمیدانند، خطا میكنند، نه، آنها اشكال ندارد، انسان خطا میكند، ولی آن كسانی كه تكذیب، تكذیب یعنی بداند و بگوید نه، این را میگویند تكذیب؛ بشناسد و بعد انكار كند این میشود تكذیب. در یك مرتبه انسان تكذیب كرد یك پرده افتاد. آمادگی برای تكذیب بعد هموارتر میشود. اگر اینجا ایستاد استغفار كرد، توبه كرد، خدایا غلط كردم، برگردد، برود سراغ قضیه و مسأله، جبران كند، مطلب را ...، این چه میشود مطلب؟ برمیگردد مسأله. راه توبه باز است دیگر. یك روایتی خیلی وقت پیش دیدم، ظاهراً از أمیرالمؤمنین علیهالسّلام است انَّ اللَه لا یفْتَحُ باب التّوبَه و یغلق باب المغفره ظاهراً این به همین عبارت بود. «خدا در توبه را باز نمیكند ولی در بخشش را ببندد.» نه، اگر راه برای توبه برای ما باز است مغفرت هم چیست؟ بخشش آن هم باز است. یك وقت نه، در توبه را هم میبندد، آنموقع اصلًا دیگر كار تمام است، ولی اگر درِ توبه باز هست، درِ بازگشت باز است، درِ انابه باز است، باب مغفرت هم چیه؟ آن هم باز است دیگر.
این استدراج آفت بزرگی است كه نصیب انسان میشود. این تكذیب دوّم را اگر انسان كرد، آمادگی انسان برای تكذیب سوّم بیشتر میشود، قلب راحتر بهسمت انكار میرود. اوّل یك خورده سخت است، چرا سخت است؟ چون انسان هنوز در آن مرتبه فطرت وجود دارد. مرتبه فطرت یعنی مرتبه مواجه با حق شدن، حق را پذیرفتن، صدق و سلامت را با آغوش باز استقبال كردن، این مرتبه مرتبه چیست؟ مرتبه فطرت است. شما میآیید یك پرده روی آن میاندازید، دروغ اوّل، این دروغ اوّل آمد بر خلاف فطرت یك خورده قضیه را چكار كرد؟ بُرد پایین، مسأله را یك خورده مشكل كرد. دروغ دوّم، دروغ سوّم تا به یك جایی میرسه كه خدا به پیغمبر میفرماید «انَّك لا تحت العمى عن ضلالتهم» دیگر تو نمیتوانی كور را نجات بدهی. اینجا مرتبه چیست؟ «خَتَمَ اللَه» است. اینجا دیگر چی شد؟ خدا دیگر ختم كرد، این مهر را دیگر خدا زد. بسیار خوب! نمیخواهید، نخواهید، ما میآییم یك مهر به شما میزنیم. بنابر قانون تكوین و تظام تربیت و تشریع كه مترتب بر تكوین است، هر عمل گناهی را كه انسان انجام بدهد، تكویناً یك پرده میافتد. این یك پرده افتاد امّا راه برای برداشتن پرده باز است، انجام ندادی، بسیار خوب، خدا گفت ما طبق قانون تكوین با تو انجام میدهیم، این پرده را میاندازیم. این پرده كه میافتد تو را از بعضی از فیوضات محروم میكند؛ طبق قانون علّت و معلول. یعنی همین كه نفس در یك پرده قرار میگیرد، خواهی نخواهی یك سری از جذبات و نفحاتی كه باید برای او بیاید یكسری قطع میشود. مثل اینكه شما فرض كنید كه یك گیرنده دارید این گیرنده شما، رادیوی شما چند تا موج دارد، پنچتا، ششتا، چهارتا موج دارد شما یكی از این موجها را بر میدارید خراب میكنید، دگمهاش را بر میدارید، وقتی دگمهاش را برداشتید، امواج میآید، امّا آن امواج دیگر به آن گیرنده كه میخورد كاری انجام نمیدهد، شما دگمه را برداشتید. یك مدّت میگذرد میگویید: این دگمه دوّم را بر میدارم، یك سری امواج دیگر چه میشود؟ محبوس میشود. هفته دیگر میشود، دگمه سوم، یك مرتبه چند تا دگمه برداشته میشود این دستگاه رادیو و گیرنده شما دیگر هیچ چیز نمیگیرد یا بگیرد دیگر چیزی تحویل شما نمیدهد. سیم قطع شده، وقتی سیم قطع بشود فایده ندارد. لذا با خودمان گاهی اوقات فكر میكنیم چرا من سابق اینطور بودم ولی الآن نیستم؟
- سوره الاعراف (٧)، آيه ١٨٢

