اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق
11یك روز من یادم هست، مرحوم پدر ما با همین افراد داشتند صحبت میكردند، همین مطالب مطرح بود. من دیدم ایشان به شدّت دارند از مرحوم علّامه حلّی و محقّق حلّی و شیخ طوسی و اینها دارند دفاع میكنند و به آن افراد میگویند، میگویند: این دین را كه نگه داشت؟ در میان این علما بسیاری از اینها بودند كهاینها جانشان را بر سر دین گذاشتند. قاضی نوراللَه شوشتری جانش را بر سر دین گذاشت. میدانید چكار كردند؟ اینها را آمدند یك عدّه وقتی كه متوجّه شدند كه ایشان شیعه است و در هند و اینها، آمدند تصمیم گرفتند كه برای اینكه ایشان اعدام بشود، باید همه قبائل متبرّك بشوند به این حكم و همه در اعدام او شركت كنند. آمدند تازیانههای خاردار برداشتند و اینقدر بر بدن این مرد كوبیدند كه گوشت و استخوان و پوستش در هم مخلوط شده بود. علمای ما این طور بودند. شهید اوّل در راه احیای دین سرش بر باد رفت. شهید ثانی در راه احیای تشیع شهید شد. بزرگان ما همه برای دین جانشان را از دست دادند. حالا بعضیها به فوت طبیعی و بعضیها .... اینها همه به جای خود محفوظ، پدر ما به آنها گفتند كه: آیا این نمازی كه میخواهید بخوانید، آیا در مكاشفه به شما گفتهاند یا در خواب دیدهاید یا وحی شده؟ این نماز شما را كی آمده به اینجا رسانده؟ این روزه شما را كی به اینجا رسانده؟ همینها رساندهاند دیگر، حالا عارف نیستند كه نیستند، حالا از اولیاء خدا به آن مرتبه اعلا نیستند، خوب نباشند. حالا اولیاء خدا ائمّه هم نیستند، حالا اشكال وارد است به قضیه؟ مرتبه امام از همه بالاتر است، باید هم بالاتر باشد. ما نمیتوانیم به صرف اینكه فرض بكنید كه یك عالمی حالا در یك مرتبه ضعیف است، از مرتبه دیگر، ما بیاییم اصلًا تمام وجود او را از بین ببریم و بگوییم این اصلًا كنار و مطرود و ملعون و فرض كنید كه مورد سخط و مورد غضب خداست، اینطور نیست و ایشان مرد بزرگواری بود، مرحوم آقای خویی مرد بزرگواری بود، اهل تهجّد بود. من نسبت به ایشان اطّلاع دارم و كارش برای خدا بود، عملش برای خدا بود. اینها همه به جای خودش محفوظ، امّا مسأله عرفان و اظهار نظر ایشان را ما نمیتوانیم قبول كنیم، این هم به جای خودش محفوظ. هر كدام به جای خودش محفوظ و ما باید با دید باز و با فكر باز مرام و مكتب هر كسی را باید با مرام ائمّه علیهمالسّلام با او بسنجیم و مقدار ارزش هر كسی به متابعت از مكتب ائمّه علیهم السّلام منوط است. وقتی كه ما قطعاً میدانیم در مكتب امام صادق بحث كردن از مسائل علمی و مسائل منطقی و مسائل فلسفی جزء اصول مسلّم مكتب آن حضرت است و افراد را با بیان و منطق به سوی مهاجمینِ به اسلام سوق میدادند، چگونه ممكن است اجازه بدهیم و مجال بدهیم كه فردی به عنوان دفاع از مكتب امام صادق این مسأله را مورد قدح قرار بدهد؟ این مطلب مورد قبول ما نیست. این مسأله هست كه ما نمیتوانیم این مطلب را بپذیریم. البتّه هر كسی به جای خودش محفوظ، یك درجهای دارد، مقامی دارد و موقعیتی دارد.

