اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق
10یك روز من در یك مجلسی بودم، بعضی از همین افرادی كه از دوستان سابق پدر ما بودند، اینها در آن مجلس حضور داشتند و با گوشه و كنایهای به یكی از آقایان از علمای گذشته مرحوم آشیخ عبّاس قمی یك اهانتی كردند كه: ای آقا! این هم كه دیگر بله، اینكه فلان .... من خیلی در آن مجلس متأثّر شدم و ناراحت شدم. گفتم: یعنی چه شما به یك همچنین مرد بزرگی دارید اهانت میكنید؟ آشیخ عبّاس قمی كم آدمی نبود، صاحب مفاتیح بود، مردی بود كه به قدس و تقوی و اینها معروف بود، مردی بود كه سی سال مرحوم آشیخ عبّاس قمی ایشان میفرمود كه من زحمت كشیدم تا اینكه سفينةالبحار را نوشتم، سی سال. علماء و طلّاب اینها به زحمتی كه و آن رنجی كه مرحوم آشیخ عبّاس راجع به كتاب بحارالانوار دارد و سفينة البحار را آمده نوشته واقف هستند كه چقدر تحمّل میخواهد و چقدر رنج میخواهد و مرد متهجّدی بود و اهل نماز شب بود و مرد بزرگواری بود، سیمای او سیمای نورانی بود، امّا اهل عرفان نبود، خب نبود، بسیار خوب، نبود. مگر كسی كه اهل عرفان نباشد و نسبت به آن مسائل توحیدی اطّلاعنداشته باشد، این در جهنّم مگر میرود؟ هر شخصی یك مقامی دارد، هر شخصی یك رتبهای دارد، خداوند به آن اهتمام و خلوص نیت و اخلاص عمل هر فرد نگاه میكند؛ به هر مقدار كه باشد، به آن مقدار خداوند به او درجه میدهد و مقام میدهد و اجر میدهد و ثواب میدهد. حالا خدا به او توفیق نداده كه آن مراتب بالا را ادراك بكند، بله، نكرده، امّا بنا نیست بر اینكه همه بهشت خالی باشد، فقط یك مرتبه بالای از بهشت آن برای یك عدّه خاص باشد. بهشت مراتبی دارد، مرتبه بالاتر دارد، مرتبه پایینتر دارد، تا به مرتبهای كه .... ما در قرآن مگر نداریم: اصحاب الیمین داریم، اصحاب الشّمال داریم، مقرّبین داریم. اصحاب الیمین چه كسانی هستند؟ اصحاب الیمین افرادی هستند از مؤمنین كه دارای حالاتی هستند، روحیاتی هستند، مراتبی هستند. حالا آنها با مقرّبین فرق میكنند، بسیار خوب، مقرّبین یك عدّه كم و معدودی هستند، امّا این دلیل نمیشود كه حالا چون یك شخص از مقرّبین نشد بیاید بكوبدش؟ نه، مگر حالا ما خودمان از مقرّبین هستیم؟ مگر ما خودمان ...؟ نه.

