اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بهره‏‌بردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها

18098
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

بهره‏‌بردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها

13
  • حالا یك روز ما این بنا را می‌گذاریم بعد آن یك روز را تبدیل به دو روز می‌كنیم، دو روز را تبدیل به سه روز تا یك هفته، ببینیم چی می‌شود قضیه ما. یك روز ما بنای زندگیمان را بر اساس عقل قرار بدهیم. حالا نه عقل كامل، نه، بر اساس تفكرّات عقلی قرار بدهیم نه احساسی. حالا هر كسی به هر مقداری كه می‌تواند، هر كی به هر مقداری كه توان دارد. بعد شب كه می‌شود آن اعمالی را كه در طول روز انجام داده، آن اعمال را حساب كند با كارهایی كه روز قبل انجام داده، ببیند چه تفاوتی می‌كند. اگر خوب بود برای روز بعد ادامه بدهد اگر خوب بود برای روز سوم ادامه بدهد. آن وقت بعد از یك ماه تغییرش را در نفس خودش می‌فهمد. این می‌شود چی؟ مراقبه. پس حالا متوجه شدیم كه مراقبه‌ای كه بزرگان می‌گویند، بزرگان سلوك می‌گویند، همین قوّه عقلانی را قرار دادن است. همین عمل به این مسئله عقلانی كردن است. می‌خواهید شما جنس بخرید از كی بروید جنس بخرید؟ سبزی بخرید، میوه بخرید، از این میوه فروش بخرید یا از او. نگاه كنید كدام یك از آن دو محتاج‌ترند. نگاه نكنید این نزدیك است آن یك خورده دورتر است. اولًا یك خورده دورتر است، یك دو قدم راه می‌روی. آقایان اطّباء كه توصیه‌می‌كنند انسان راه برود برای سلامتی و اینها. به ما كه خیلی توصیه می‌كنند ولی متأسفانه ما هنوز موّفق نشدیم.

  • همین چند شب پیش داشتم مطالعه می‌كردم ما از این كتابها اصلًا خسته نمی‌شویم هر چی هم مطالعه كنیم این مهر تابانِ یادنامه مرحوم علامه طباطبایی. یك قضیه‌ای را آقا راجع به مرحوم قاضی نقل می‌كنند كه: یك شخص دید ایشان رفتند و دارند از یك میوه فروشی و سبزی فروشی كاهو می‌خرند و كاهوهای مانده و این چیزها را مرحوم قاضی سوا می‌كنند. وقتی كه ایشان برمی‌دارند اعتراض می‌كند آقا همه می‌آیند میوه‌های بهتر و لطیفتر و اینها را سوا می‌كنند، شما كاهوهایی كه برگهای درشت و خشن و یك قدری مانده .... ایشان میفرمودند كه: اولًا ما احتیاج به كاهو داشتیم و این معلوم نیست حالا من دارم اضافه می‌كنم این معلوم نیست این موادی كه حالا و این خصوصیاتی كه در این برگهای كاهو و این چیزها هست حالا كمتر از آن باشد كلروفیل و سبزینه و اینهایش مثلًا كمتر باشد. این خیلی مفید است و چیزهایی كه دارد كمتر از آن نیست. از آن طرف این شخص یك شخص محتاجی است من می‌خواهم به او اعانت كنم، بجای اینكه اعانت كنم و روح تكدّی را در او بوجود بیاورم می‌آیم این كاهوها را ازش می‌گیرم؛ این كاهوها را تا عصری خراب می‌شود مجبور می‌شود بریزد دور. پس هم من به او اعانت كردم و هم آن روح تكدّی را در او بوجود نیاوردم و عزّت و مناعت این‌شخص را محفوظ كردم و آبروی او را نگه داشتم و همین كه برداشتیم یك كاهویی خوردیم یعنی یك بالأخره چیز مفید. این می‌شود چی؟ این می‌شود عقلانی. این شخص را می‌گویند یك شخص عاقل. كسی است كه عقلش به مرتبه كمال رسیده. می‌خواهد كمك به فقیر بكند ولی كمك را به یك نحوی بكند كه سایر جهات هم ملحوظ باشد نه اینكه ابرویش را بخواهد درست كند چشمش را در بیاورد. و این مسأله را بسیار من در حیات مرحوم آقا رضوان اللَه علیه مشاهده می‌كردم، خیلی. ایشان در این مسأله خیلی وسواس عجیبی داشتند و خیلی از بزرگان این مطلب را رعایت می‌كردند. این مسأله اینطور نیست.