بهرهبردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها
12أمیرالمؤمنین علیهالسّلام یك خطبهای دارند راجع به اینكه چطور وقایع حتمیه را انسان باید آن وقایع حتمی را واقع بپندارد. گرچه در آینده میآید. حضرت میفرماید كه:رَحِمَ اللَه امرأً تَفَكَّرَ فَاعْتَبَرَ وَ اعْتَبَرَ فَأَبْصَرَ1 «خدا پدر و مادر آن كسی را بیامرزد كه بنشیند به احوال خودش فكر كند، بنشیند حساب كند، دو دو تا چهار تا وضعیت خودش را حساب كند كسی از حسابرسی ضرر نمیكند تَفَكّر، بنشیند در احوالات خودش فكر كند. فَاعْتَبَرَ، عبرت بگیرد، عبرت گرفتن، عبرت از عَبَر «عبور» است یعنی این را در وجود خودش قرار بدهد، از این قضیه به آسانی نگذرد، در دل خودش بیاورد، در فهم خودش و در ادراك خودش اینها را بیاورد و وقتی كه عبرت گرفت فَأَبْصَرَ چشمش را باز كند، دیگر چشمش را هم نگذارد.»
فَكَأنّ ما هُوَ كائِنٌ مِن الدنيا عَن قَليلٍ لَم يكُن2 «آن مقدار كمی كه از دنیایش مانده، یك كسی چهل سال سنّش است، چقدر برایش از دنیا مانده؟ بیست سال، بیست سال زیاد است؟ نه آقا جان! چشم به هم بزنی. شما الآن بیست سال پیش یادتان میآید؟ همین بیست سال پیش. میگویید دیروز بود دیگر. بیست سال پیش با بیست سال بعد فرق میكند؟ آن هم یكی است. پس بیست سال بعد هم میشود فردا، این دیروز این هم فردا.
فَكَأنّ ما هُوَ كائنٌ مِن الدنيا عَن قَليلٍ لَم يكُن «كانّ اصلًا نیست.» وقتی قرار بر این است كه كم انسان عمر كند و مدّت كمی را باشد كانّ اینكه نیست. نیست دیگر، فردا بسم اللَه! یا علی! وجود ندارد. وكأنّ مَا هُو كائنٌ مِنَ الآخِرَةِ عَمّا قَليلٍ لَمْ يزَلْ. و واقعیت این است كانّ اینكه آن «عمّا قلیل» بهش میرسیم. این از قلیلٍ كانّ نیست و آن هم «عمّا قلیل» یعنی همین فردا، پس فردا، دو روز دیگر به یك امر كائنی میرسی به یك امر موجودی شما میرسی. كانّ چیست؟ كانّ اینكه اصلا نبوده كأن این نیست اصلا نبوده وجود داشته. این برای چیه؟ این برای این است كه أمیرالمؤمنین میخواهد آن قدرت فهم و قدرت عقلانی انسان را در ارتباط با پدیدههای خارجی و انطباق انسان با آن پدیدههای خارجیتقویت كند و جنبههای احساسی و جنبههای تخیلی را در وجود انسان تضعیف كند.
- نهج البلاغه، صفحه ١٤٨
- همان مصدر

