اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بهره‏‌بردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها

18098
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

بهره‏‌بردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها

10
  • عرض كردم آن دفعه، مثل این كه یك شخصی یك ناراحتی دارد، می‌گردد بهترین طبیب را فرض كنید پیدا می‌كند برای درمان، از آنجا می‌آید، از آن طرف می‌آید، از آن طرف ایران بلند می‌شود می‌آید این حرفها، حالا وقتی به او می‌رسد نسخه‌اش را می‌گذارد كنار طاقچه. این چه فایده‌ای كرد؟ به همین رفتن پیش دكتر كه كار تمام نمی‌شود، انسان باید خودش را به او بسپرد و مطالب او را مورد نظر قرار بدهد و این یك آفتی است كه متاسفانه شیطان خیلی خوب از این آفت استفاده می‌كند، انسان كار خلاف انجام نمی‌دهد، یعنی دروغ نمی‌گوید یا فرض كنید كه من باب مثال تهمت نمی‌زند یا مردم آزاری نمی‌كند یا عمل خلافی انجام نمی‌دهد ولی آن شوق و رغبت و آن عطشی كه قبل از رسیدن به مقصود در وجود او زبانه می‌كشید الآن با رسیدن به یك موقعیت مناسب، آن فروكش می‌كند و این آفت، آفت بسیار بسیار مهمّی است.

  • حالا این مال چیست قضیه؟ این دو جهت ممكن است ضمیمه هم بشود تا اینكه انسان را به این مطلب برساند. اول‌ غلبه احساسات برعقل است. اكثریت افراد، نود و چند درصد را ما می‌توانیم بگوییم كه اینها احساساتشان بر عقلشان غلبه دارد. مسأله‌ دوم‌ مسأله فراموشی است. انسان فراموشكار است كه البته آن هم معلول همین قضیه اوّل میتوانیم بگوییم. خیلی زود انسان نعمتها را یادش می‌رود. خیلی زود. چقدر ما در قرآن آیاتی داریم بر اینكه وقتی مردم توی دریا هستند، طوفانی می‌شود موج می‌شود، كذا می‌شود، می‌بینند، با چشم خودشان دارند مرگ را می‌بینند. تا حالا اتفاق افتاده برای كسی كه مرگ را برای خودش ببیند؟ شاید كم اتفاق بیفتد ولی برای خود من اتفاق افتاده. یعنی من در یك موقعیتی قرار گرفتم گفتم كه دیگر حتمی است. آدم در آن یعنی واقعاً نه اینكه دیگر شوخی یعنی جدی در یك وضعیتی، واقعاً انسان مرگ را ببیند آن موقع حالش را ببیند تا آن‌موقع كه ندارد چقدر فرق می‌كند؟ دیگر همه چی می‌رود كنار فقط خدا می‌آید تو كار. هم زن و هم بچه و هم ملك و هم عقار و هم ریاست و آقا همه چی می‌رود كنار. آنجا آدم می‌فهمد (بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ)1 آنجا می‌فهمیم. حالا زنه كجاست؟ بابا زنه در خانه نشسته دارد پلویش را می‌پزد، تو الآن داری می‌میری آن دارد پلو میپزد. خیلی خوب پس آن كه نتوانست كاری بكند. بچّه‌ها؟ بچهّ‌ها آنهم هم كه مدرسه‌اند آنها هم سر جایش. دكّان، بازار، سر جایش، خوب، حسابی، بازار دارد برای خودش می‌گردد. خوب به درد شما چه می‌خورد اینجا؟ حالا من نمی‌گویم ان‌شاءاللَه برای شما اتفاق بیفتد، ولی بیفتد و رد شویم. حالا فهیمدنش خوب است دیگر. برای من اتفاق افتاده، یعنی من دیگر شوخی نداشت قضیه. یعنی من صد در صد هیچی، گفتیم: یا علی! برویم. هیچی در آن لحظه دیگر در وجود انسان و در مخیله انسان نیست. چرا؟ چون با واقعیت انسان برخورد می‌كند، این است علتش. غلبه احساسات. عاقل همیشه باید این را داشته باشد آقا جان! أمیرالمؤمنین همیشه آن لحظه‌ای كه برای من بود برای او بود. اولیاء خدا همیشه در آن لحظه هستند.

    1. سوره الحج (٢٢)، صدر آيه ٦٢