
طلب علم و بكارگیرى آن
طلب علم و بكارگیرى آن
17ظاهراً یكی دو سال به فوت مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بود. یك روز رفقایشان را در مشهد جمع كردند و یك مطالبی را فرمودند، خیلی مطالب تند و كوبندهای بود. از جمله مطالبی را كه فرمودند إنشااللَه آن مطالب عرض میشود بعد از جمله آنها این بود كه: ای رفقا و ای دوستان! فردا نگویید كه من نگفتم؛ راه خدا و راه سلوك به اسم نیست، كار میخواهد. خیال نكنید حالا كه اسم خودتان را سالك گذاشتید، اسم خودتان را فلان و این حرفها، مسأله تمام است. من در اینجا به شما میگویم: انسان به هیچ مرتبه نمیرسد الّا به عمل. باید كار انجام بدهید. ندهید، نمیرسید. هیچ فایدهای ندارد و نكته در همین است. حالا كه ایشان رفتند: ای داد! ای هوار! دیگر كسی نیست، دیگر كسی نیست. حالا من این را هم عرض میكنم: اگر ایشان دوباره برگردند ما هم همان بودیم، هیچ فرق نمیكنیم. چرا؟ ما محكوم احساسیم. همین كه خیال میكنیم یك مسألهای است، یك چیزی است، پشتمان یك جا گرم است؛ اصلًا تمام آن معیارها همه چی؟ همه از بین میرود.
مطلب خیلی زیاد است، مطلب بیش از اینها هست و من قصد داشتم مطالب دیگر بگویم، دیگر توضیح بعضی از فقرات نامه حضرت سجّاد، دیگر باعث شد كه ما به همین مطالب مهمترِ حضرت پرداختیم. إنشااللَه در فرصت آینده اگر خدا توفیق داد به ادامه مطلب ما میپردازیم.
خداوند إنشااللَه حقیقت عبودیت را در ما محقّق كند. آنی از آنات ما را به خودمان وا نگذارد. ما را در همان روش ائمّه علیهمالسّلام، از هر انحراف و اعوجاجی مصون و محفوظ بدارد. هر روز ما را موفّقتر از روز قبل قرار دهد. در دنیا از زیارت اهل بیت و در آخرت از شفاعتشان ما را محروم نفرماید.
اللَهمّ صَلِّ عَلی مُحمَّد وَ آل مُحمَّد
