اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

طلب علم و بكارگیرى آن‏

16436
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

طلب علم و بكارگیرى آن‏

10
  • ثَكَلَتكَ الثَّواكِل.1 «تمام عزاداران به عزایتان بنشیند، تمام نوحه‌گران بیایند بر تو عزاداری بكنند.» تو از یك گرمای آهن ظاهری، تحمّلش را نداری، آن وقت می‌خواهی مرا به یك عذاب و جهنّمی مبتلا بكنی كه در آن طرف كذا كذا. ولی عقیل چكار كرد؟ آیا كلام أمیرالمؤمنین را گوش داد؟ چكار كرد؟ بلند شد رفت پیش معاویه ا ...! یعنی چی؟ آن وقت آن هم چكار می‌كند؟ به عقیل می‌گوید بلند شو بیا بالا منبر برادرت را سبّ كن. اعلام می‌كند تو شام: بیائید! نگاه كنید! این هم اینها، برادرشان بلند شدند آمدند پیش ما. التفات می‌كنید چه ضربه‌هایی هست. یعنی از همه جا این أمیرالمؤمنین خورد. از دست‌رَحِم خورد، از دست رفیق خورد، از دست ظالم خورد، از دست دشمن، از همه آنها، چرا؟ چون می‌خواهد حقّ را انجام بدهد، عدالت را می‌خواست أمیرالمؤمنین پیاده بكند. این می‌شود چی؟ این می‌شود مظلوم. ولی چه كرد؟ ایستاد، استقامت كرد و این مسائل، او را از راه به در نكرد و تا آخرین لحظه حیات با آخرین نفسی كه از او درآمد، حقّ از او تراوش می‌كرد. یك سر سوزنی این وَر و آن ور نرفت، یك سر سوزن. مشكل است، بله مشكل است دیگر. شما بردارید نگاه كنید حاكم حكومت اسلامی كه دارد تمام افراد را بر اساس آن ممشای صحیح و آن بینش واقعی، دارد حركت می‌دهد، بعد یك دفعه نگاه كند ببیند برادرش به خاطر دنیا رفته پیش معاویه؛ این چه حالی پیدا می‌كند؟ یعنی واقعاً چه حالی پیدا می‌كند؟ بلند شده رفته پیش معاویه. یعنی چی؟ یعنی همه زحمات از بین رفت دیگر، یعنی ظاهر قضیه این است دیگر. آن هم بلند می‌شود از این قضیه سوء استفاده می‌كند: ای شام! بیایید ببینید، نگاه كنید و چه كنید و ... .

  • وَ جِسرًا يعبُرونَ عَلَيك إلى بَلاياهُم وَ سُلَّمًا إلى ضَلالَتِهِم. «تو را یك پلی قرار می‌دهند كه به بلایا و آن فتن خودشان از روی این پل عبور می‌كنند.» از تو عبور می‌كنند. اگر تو نباشی پل ندارند، جسر ندارند، توقّف می‌كنند. ولی وقتی تو را دارند چكار می‌كنند؟ پشتشان گرم است، در جلوی مردم موجّهند، با آن احاطه و با آن مقام اثبات و ثبوتی كه در تو هست، اینها می‌آیند و از تو عبور می‌كنند، تو را به‌عنوان پل برای رسیدن به مقاصد خودشان قرار می‌دهند و نردبانی به ضلالت و گمراهی.

    1. نهج البلاغة، خطبه ٢٢٤