لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم
12كِتابُه عليهالسّلام إلى مُحمَّد بنِ مُسلمٍ الزُهْرى يعظه. «نامهای كه إمام سجّاد علیهالسّلام به محمّد بن مسلم زهری نوشتهاند» و ایشان از بزرگان از دانشمندان بود در زمان امام سجّاد علیهالسّلام و از مسیر و ممشای أمیرالمؤمنین علیهالسّلام منحرف بود و خیلی خدمات زیادی به بنیامیه، ایشان كرد و در تأیید و تشئید أركان خلفای بنیامیه، ایشان خیلی مؤثّر بود
كَفانا اللَه و إيّاكَ مِنَ الْفِتَنِ و رَحِمَكَ مِنَ النّارِ «خداوند ما و تو را از فتنهها حفظ كند و از آتش در امان بدارد.»
فَقَد أصبَحْتَ بِحالٍ ينبَغى لِمَن عَرَفَكَ بِها أنْ يرحَمَكَ. «تو در یك وضعیتی قرار گرفتی كه اگر كسی مطلّع باشد به احوال تو، سزاوار است كه برای تو طلب رحمت كند. تو در وضعیت نامناسبی قرار داری.»
فَقَدْ أثْقَلَتْكَ نِعَمُ اللَه بِمَا أصَحَّ مِن بَدَنِكَ و أطالَ مِن عُمرِكَ وَ قامَتْ عَليكَ حُجَجُ اللَه بِمَا حَمَّلَكَ مِن كِتابِهِ وَفَقَّهَكَ فِيهِ مِن دِينِهِ وَ عَرَّفَكَ مِن سُنَّه نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَه عَلَيه وَ آلِه. «نعم الهی بر تو سنگینی كرده است؛ خداوند بدن سالم با صحّت و سلامت به تو عنایت كرده؛ عمر تو را طولانیكرده، حجج الهی بر تو تمام شده، خداوند تو را بر كتاب خودش، بر قرآن، خبیر و بصیر كرده و فقه در دین به تو عنایت كرده.» اینها چیزهایی است كه امام سجّاد علیهالسّلام دارد به این مسأله اعتراف میكند. یعنی محمّد بن مسلم شهاب زهری، این یك فردی بوده كه فرد عادی نبوده.
وَعَرَّفَكَ مِنْ سُنَّه نَبِيِّهِ. «و سنّت پیغمبرش را به تو شناسانده.»
ما خیال میكنیم آنچه را كه ما به دست آوردهایم از پیش خودمان بدست آوردیم. آن علومی كه الآن ما بدست آوردیم و بواسطه آن علوم بر مردم فخر میفروشیم، این علوم از كجا بوده؟ این علوم در همین كتابها بوده و اگر این كتابها به دست ما نبود، ما به این مطالب میرسیدیم؟ اگر خداوند به ما صحّت و سلامتی عطا نمیكرد، آیا ما به این مطالب میرسیدیم؟ اگر خداوند برای ما شرائط مناسب برای تعلیم به وجود نمیآورد، به این مطالب میرسیدیم؟ به این مسائل فكر كردیم؟ نِعَم الهیه تا بر ما تمام نمیشد كه ما در یك همچنین موقعیتی قرار نمیگرفتیم كه در آن موقعیت بتوانیم از اشتیاق مردم و از رغبت مردم و توجّه مردم نسبت به خودمان سوءاستفاده كنیم. اینها همه به خاطر نِعَم الهیه بود. خداوند به ما صحّت و سلامتی عنایت كرد و ما توانستیم درس بخوانیم، مباحثه كنیم، مطالعه كنیم. استعداد داد، حافظه داد، شرائط مناسب داد، معلّم داد، تمام اینها رزق و روزی داد. اینها همه شرائطی است كه خداوند برای ما آماده كرده است. نسبت به همههمینطور، هر كسی در موقعیت خودش؛ اهل علم در موقعیت خودشان، دیگران هم همینطور، تفاوتی نمیكند. بعد اینجا حضرت میخواهند، این محمّد بن مسلم شهاب زهری را به این مسأله متوجّه كنند: تو با نِعم الهی به اینجا رسیدی، آن وقت داری میروی بنیامیه را توجیه میكنی؟ تو به واسطه كتاب الهی كه خدا بر پیغمبرش نازل كرد، الآن در دین خبیر شدی، آن وقت داری میروی با همین كتاب، خنجر به پیغمبر میزنی؟ تو با همین سنّت و كلماتی كه از پیغمبر نقل شده و آنها را حفظ كردی و روی آنها تأمّل كردی، به این موقعیت رسیدی، آن وقت داری میروی بنی امیهای كه پسر پیغمبر را میكشند، داری میروی آنها را با همین سنّت داری تأویل میكنی؟ ببینید مسأله چقدر مسأله قبیح و وقیح است كه انسان با همین نِعَم ...، آنوقت این پشت كردن به ولی نعمت نیست؟ ولی نعمتهای ما كی هستند؟ ولی نعمتهای ما همین چهارده معصومند. اگر ما بیاییم مطالب آنها را بگیریم و استفاده كنیم و در یك موقعیت علمی قرار بگیریم، بعد بلند شویم به دشمنان اینها خدمت كنیم و به أعداء اینها برویم خدمت كنیم و كارهای خلاف آنها را با همین أدلّه توجیه كنیم. آن وقت این چه میشود؟ پشت كردن به ولی نعمت است.

