حقیقت عبودیت وچگونگى تحقق آن در انسان
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمنِ الرَّحيم
الحَمدُ لِلّه ربِّ العالَمين
وصَلَّى اللَه عَلى سَيِّدَنا مُحمَّد و آله الطّاهرينَ
ولَعنةُ اللَه عَلى أعدائِهم أجمَعين
فَإنْ أرَدتَ العِلمَ فَاطْلُبْ أوّلًا فى نَفسِكَ حَقيقةَ العُبوديَّةِ و اطْلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِه و استَفْهِمِ اللَه يفْهِمْكَ.
امام صادق علیهالسّلام میفرمایند: اگر میخواهی به دنبال علم بروی در وهله اوّل حقیقت عبودیت را در خودت جستجو كن، به دنبالش بگرد، بعد به دنبال علم برو و طلب علم را برای به كارگیری آن داشته باش. نه اینكه صرفاً یك اندیشهها و یك معلوماتی اضافه كنی و صرفاً یك محفوظاتی را در خودت انباشته كنی و نفس تو و سینه تو همچون كتابی شود كه بینالدّفّتین آن مسائل و آن علوم در آنجا نوشته شده. عرض شد در جلسات گذشته، چرا امام صادق علیهالسّلام میفرمایند: در وهله اول باید حقیقت عبودیت را در خودت طلب نمایی و جستجو كنی، مگر حقیقت عبودیت چیست؟ و مگر آن حقیقت عبودیت مخفی است كه انسان به دنبال او بگردد؟
بله، مخفی است. اگر حقیقت عبودیت آشكار بود و برای هر كسی آن روشن بود، این مشكلات دیگر نبود، همه عبد بودند دیگر. اگر یك عبدی واقعاً خود را مِلك طِلق مولای خود ببیند و بداند، دیگر سركشی نمیكند. سركشی مال چیه؟ مال استقلال است، مال خودرأیی است، در قبال او عرض اندام كردن است، این سركشی است. (إِنَّ اللَه لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ) هر گناهی كه انسان انجام میدهد .... یك روز خدمت مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه عرض كردم كه: آقا! ما گناه زیاد كردیم هفده سالم بود تقریباً گفتم كه: ما گناه زیاد كردیم. ایشان فرمودند كه: سالك گناه نمیكند. اینها خطاست، اینها لغزش است، لغزش است. لازمه بشر هم لغزش است. یعنی اسم عصیان و ذنب و گناه را ایشان بر مرتبه تمرّد اطلاق كردند. نه، اشتباهاتی كه بالاخره پیدا میشود از سر نفهمی، از سر بچّگی، از سر تمایلات، سایر مسائل، (إِنَّ اللَه لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ) تمرّد كسی در مقابل پروردگار بكند، آن قابل بخشش نیست. در مقابل خدا اظهار شرك كند، اظهار مؤثّر كند و مسأله شرك، خیال نكنید بت پرستی است، خیال نكنید ثنویت است و قائل به یزدان و اهرمن شدن است؛ نخیر، این آیه عمومیت دارد و اطلاق دارد نسبت به مواردی كه انسان توجّه خود را از پروردگار، در آن موارد به غیر پروردگار مصروف میدارد. این معنا، معنای شرك است. از پروردگار به غیر پروردگار. حالا یك وقتی فرض كنید كه انسان در مسائلجزیی است، حالا عرض میكنم در این فقره «واطلُب العِلمَ باسْتعماله» خیال نمیكنم برای امروز برسیم كه مراتب بكارگیری علم در هر شخصی متفاوت است. تا چه حد انسان آن علم را بكار میگیرد و بكار میبندد و تا چه حد انسان از این علم متأثّر میشود و خود را با این علم میآمیزد و ممزوج میكند و مختلط میكند. این مراتبش متفاوت است.

