سرعت اجابت خداوند، و سستى بندگان در دعا
18پس بنابراین، این پروردگار من است، پروردگار من این شکلی است، شکل و شمائل و قد و قواره و خصوصیّات او اینطوری است! امیدم به اوست، به غیر او نیست! تمام کارهای من به دست اوست و به بهترین وجه انجام میدهد: «فَأکرَمَنِی!» و هیچوقت من را لنگ نگذاشته است! و در تمام شدائد و مشکلات، مرا اداره کرده و به غیر خود نسپرده است! گناه کردم، او حلم کرده است به سرحدّی که اصلاً کأنّه من گناهی نکردهام!
«فَرَبِّی أحمدُ شَیءٍ عِندِی و أحَقُّ بِحَمدِی؛ پس این پروردگار من خیلی در نزد من عزیز است! میبینم که او از هر موجودی بیشتر سزاوار حمد است.» به اینکه من او را حمد کنم، أحقّ است! موجودات دیگر حقّی ندارند که من آنها را حمد کنم، وجودی ندارند، کاری از دستشان برنمیآید، خدمتی نمیکنند! اگر یک خدمت کنند، هزار منّت میگذارند؛ یک خدمت و هزار منّت! و تمام آن منّتها، خدمتها را باطل میکند.
﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُبۡطِلُواْ صَدَقَٰتِكُم بِٱلۡمَنِّ وَٱلۡأَذَىٰ﴾؛1 «ای کسانی که ایمان آوردید، صدقات خودتان را به منّت باطل نکنید!»
اگر صدقهای میدهید، کمکی میکنید، احسانی میکنید ـ صدقه هم که خیلی دایرهاش وسیع است؛ مثلاً کسی که از راه مسلمانها آشغال و کثافت را بردارد، این حکم صدقه دارد ـ، این کارتان را به منّت و اذیّت باطل نکنید، اگر دنبالِ صدقهای که میدهید منّت بیاورید، از بین میبرد! یا اذیّتش کنید و یا زخم زبان بزنید، از بین میبرد! امّا این پروردگارِ من اینطوری نیست!
و هرچه او را تماشا میکنم، ربّ من است؛ یعنی مرا دارد تربیت میکند، وجود مرا دارد تربیت میکند به انحاء و اقسامِ تربیت، برای سیرِ مدارج و معارج کمال!
پس این پروردگار، خیلی سزاوار است که من او را حمد کنم؛ نه غیر او را! وقتی چنین خدایی دارم: بیدار، عالمُالسِّرِّ و الخَفِیّات، مَلِکالملوک، سلطانالسّلاطین، شب و روز مراقب من است، ریسمان من در دست اوست، من در مرأیٰ و منظر او هستم، همۀ جهات مرا متکفّل است؛ من چرا او را حمد نکنم و بروم غیر او را حمد کنم! و نسبت به دیگری تعظیم و کرنش کنم! چرا از دیگری تعریف و توصیف کنم درحالتیکه او هم بندهای ضعیف مثل خود من است!
- سوره بقره (٢) آیه ٢٦٤.

