سرعت اجابت خداوند، و سستى بندگان در دعا
11مصداقی از کیفیّت تربیت در مکتب تربیتی اسلام
آنوقت خداوند علیّأعلیٰ که مالک است و این مال را به دست انسان داده است و همهقِسم تصرّف هم در آن ایجاد میکند، از نقطۀ نظر لطف و رحمت به اینجا رسیده است که در مقابل بندگان خود، خودش را به عنوان قرضگیرنده معرفی میکند که: «بیایید این مالتان را به من قرض بدهید!» «مالتان» چیست؟! مال، مال کیست؟! «به من قرض بدهید» یعنی چه؟! مال را به چه کسی قرض بدهیم؟! این مال، اوّل مال توست بالحقیقه، ثانیاً مال ماست بالمجاز؛ نه اینکه ثانیاً مال ماست بالحقیقه، بلکه بالمجاز! ملکیّت ما نسبت به این مال، اعتباری است؛ ملکیّت تو حقیقی است! امّا اینقدر لطف و رحمت دارد و نمیخواهد بندگان را گرفتار آتش کند و میخواهد مدام آنها را دعوت کند به خیر، به صلاح، به رأفت، به مودّت و به لطف، تا اینکه آنها را تربیت کند؛ آنوقت خودش را قرضگیرنده تلقّی کرده است! نظیر آن حدیث قدسی است که خدا میفرماید:
أنا جَلِیسُ مَن ذاکَرَنی، و أنا مُطِیعُ مَن أطاعَنِی؛1 «من همنشین و جلیس هستم با کسی که من را یاد کند، و من مطیع هستم از آن کسی که من را اطاعت کند.»
خدا میگوید: «من مطیعم!» آخر دیگر چه قسم میشود تعبیر کرد که خدا میگوید: «ای بنده، من مطیع تو هستم!» یکوقت نوکری به مولای خودش میگوید من مطیعت هستم، یکوقت مولا از شدّت رأفت و رحمت دارد به بنده میگوید! آن هم نه این مولا و این بنده که در ردیف هم و هر دو انسان هستند؛ آن مولایی که تمام قدرتهای عالم به دست اوست: ﴿وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّـٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾؛2 و این بندهای که از خاک است و معلول!
در دسترس بودن بیواسطه حضرت حق
(پس) حمد اختصاص به آن خدایی دارد که من از او سؤال میکنم و به من عطا میکند، و اگرچه من بخیل هستم در هنگامی که از من استقراض میکند و قرض میخواهد!3
- مستدرک الوسائل، ج ٥، ص ٢٨٦:
«و رُوِیَ: ”أنّ اللهَ یقول: أنا جلیسُ مَن ذَکَرَنی و مُحِبُّ مَن أحَبَّنی و مطیعُ مَن أطاعَنِی و مُجیبُ مَن دَعانی و غافرُ مَن استَغفَرَنِی.“» ترجمه:
«خداوند متعال میفرماید: ”من همنشین هستم با کسی که مرا یاد کند، و محبّ ودوستدار کسی هستم که مرا دوست داشته باشد، و مطیع کسی هستم که مرا اطاعت کند، و اجابتکنندۀ کسی هستم که مرا بخواند، و غافر و بخشندۀ کسی هستم که از من طلب مغفرت بنماید.“»
إقبال الأعمال، ج ٢، ص ٦٢٨:
«یَقُولُ اللهُ تَعالَی: أَنا جلیسُ من جالَسَنِی و مُطِیعُ من أَطاعنی و غافرُ من استَغفَرَنِی.» - سوره زمر (٣٩) آیه ٦٧.
- مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٥٨٢، فرازی از دعای ابوحمزۀ ثمالی: «وَ الحَمدُ لِلَّهِ الَّذِی أسأله فَیُعطِینِی، و إن کُنتُ بخِیلًا حینَ یَستَقرِضُنِی.»
- مستدرک الوسائل، ج ٥، ص ٢٨٦:

