اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت نزول اسماء كلیه پروردگار در عالم وجود

0
عنوان بصری
جلسات

كیفیت نزول اسماء كلیه پروردگار در عالم وجود

10
  • امّا بعضی این مسأله را ادراك نمی‌كردند و تعجب می‌كردند كه چطور می‌شود كسی در مكّه تمام پول‌هایش را به پنج ریالی و ده ریالی تبدیل كند و به بچه‌ها بدهد. در صورتی‌كه در این سفر مرحوم آقا نفع برد و آن اشخاصی كه با پول خود پارچه یا ساعت و یا وسیله دیگری كه بعد از مدّتی كهنه یا خراب می‌شود و آن را دور می‌اندازند خریدند، ضرر كردند. آیا شخصی كه جنسی را می‌خرد و بعد از مدتی آن جنس از بین می‌رود سود كرده است یا كسی كه پول خود را به كودكان می‌دهد و محبت علی و ائمّه علیهم‌السّلام را در دل آنها بیشتر می‌كند؟! آیا كسی كه سوغاتی می‌خرد نفع برده است یا شخصی كه بذر محبت علی و فرزندان علی علیهم‌السّلام را در دل كودكان می‌كارد؟! اثر كدام یك باقی می‌ماند؟! و چه كسی نفع می‌برد؟!

  • البته خرید سوغاتی برای خانواده و دیگران بسیار مؤكد و مستحب است. پیغمبر اكرم صلی‌اللَه‌علیه‌وآله:

  • «إذا سافَرَ أحدُكم فَقَدِمَ مِن سَفَرِه فَلْيأتِ أهلَه بِما تَيسَّرَ و لو بِحَجَرٍ؛ ترجمه»1 پس اگر شخصی مسافرت می‌رود نباید تمام پول خود را انفاق كند و باید خانواده خود را لحاظ كند. خداوند متعال به پیغمبر اكرم صلی‌اللَه‌علیه‌وآله می‌فرماید: (وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‌ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ)2

  • یعنی در انفاق نه خسّت داشته باش و نه تمام اموالت را انفاق كن كه در روزی خود درمانده شوی زیرا تو واسطه فیض برای روزی خانواده خود هستی.

  • ولی سخن در این است كه خرید سوغاتی تمام مسأله نیست. بنابراین خداوند اختیار درنیت را به ما داده است، حال اگر نیت ما صالح باشد نور می‌شود و اگر نیت ما سوء باشد تبدیل به ظلمت می‌شود ولی در هر صورت اصل قضیه به حال خود باقی است.

  • امام حسین علیه‌السّلام اول مظلوم بود و قضیه كربلا و سیدالشّهداء قضیه بسیار عجیبی است! رسول خدا صلی‌اللَه‌علیه‌وآله به حضرت سیدالشّهداء علیه‌السّلام می‌فرماید: «يا حسين! إنّ لَكَ فى الجنانِ لَدَرجاتٍ لا تَنالَها إلّا بالشّهادة؛3

    1. تفسير العياشى، ج ١، ص ٢٧٧.
    2. سوره اسراء (١٧)، آيه ٢٩.
    3. بحارالأنوار، ج ٤٤، ص ٣٢٨؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ١٥٦.