
كیفیت نزول اسماء كلیه پروردگار در عالم وجود
كيفيت نزول اسماء كليه پروردگار در عالم وجود شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية 1 چگونه دسترسي به حقيقت علم متوقف بر تحقق عبوديت در وجود اشخاص ميباشد. 2 توضيحي راجع به حقيقت اسماء علیم، قدير و حّي پروردگار و چگونگي انشعاب صفات الهي از اين سه اسم. 3 اسماء كلية پروردگار در مقام ذات داراي حدّ نبوده ، در مرتبه اطلاق و بي انتهايي قرار دارند. 4 ايجاد همة عوالم وجود به مراتب آن و كيفيت تدبير آن توسط نفس پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم صورت پذيرفته است. 5 مراد عرفا و بزرگان از اينكه سالك راه الهي بواسطه فناء ذاتي به علم لايتناهي پروردگار دسترسي پيدا ميكند چه ميباشد. 6 همة اموري كه در عالم وجود بر اساس اسماء كليه پروردگار محقق ميشود داراي دو جنبه و انتساب ربِّي و خلقي ميباشد. 7 خداوند متعال بر اساس نزول اسم قدير همۀ امور را در خارج ايجاد كرده و بر اساس اسم عليم همۀ آنها را تحديد و تعيين مينمايد. 8 تأثير چشمگير مراقبه در تغيير كيفيت تجلي اسماء كليه الهيه در صفات. 9 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام شخصي كه در وجود خود احساس نور نكند از علم بهرهاي نبرده است. 10 نور عبارتست از ايجاد حالت تجرد در نفس و آمادگي و استعداد براي تلقي معاني كلّيه. 11 دقت و توجه افراد در اينكه اموري كه براي ايشان در طول شبانهروز محقق ميشود آيا موجب رشد و نورانيت ايشان ميشود بسيار داراي اهميت ميباشد. 12 ذكر روايتي از اميرالمؤمنين عليه السلام مبني بر چگونگي تغییرمشيت و تقدير پروردگار در اثر تغيير نيت و ارادۀ افراد.
كیفیت نزول اسماء كلیه پروردگار در عالم وجود
توضیحات:
كيفيت نزول اسماء كليه پروردگار در عالم وجود شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية 1 چگونه دسترسي به حقيقت علم متوقف بر تحقق عبوديت در وجود اشخاص ميباشد. 2 توضيحي راجع به حقيقت اسماء علیم، قدير و حّي پروردگار و چگونگي انشعاب صفات الهي از اين سه اسم. 3 اسماء كلية پروردگار در مقام ذات داراي حدّ نبوده ، در مرتبه اطلاق و بي انتهايي قرار دارند. 4 ايجاد همة عوالم وجود به مراتب آن و كيفيت تدبير آن توسط نفس پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم صورت پذيرفته است. 5 مراد عرفا و بزرگان از اينكه سالك راه الهي بواسطه فناء ذاتي به علم لايتناهي پروردگار دسترسي پيدا ميكند چه ميباشد. 6 همة اموري كه در عالم وجود بر اساس اسماء كليه پروردگار محقق ميشود داراي دو جنبه و انتساب ربِّي و خلقي ميباشد. 7 خداوند متعال بر اساس نزول اسم قدير همۀ امور را در خارج ايجاد كرده و بر اساس اسم عليم همۀ آنها را تحديد و تعيين مينمايد. 8 تأثير چشمگير مراقبه در تغيير كيفيت تجلي اسماء كليه الهيه در صفات. 9 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام شخصي كه در وجود خود احساس نور نكند از علم بهرهاي نبرده است. 10 نور عبارتست از ايجاد حالت تجرد در نفس و آمادگي و استعداد براي تلقي معاني كلّيه. 11 دقت و توجه افراد در اينكه اموري كه براي ايشان در طول شبانهروز محقق ميشود آيا موجب رشد و نورانيت ايشان ميشود بسيار داراي اهميت ميباشد. 12 ذكر روايتي از اميرالمؤمنين عليه السلام مبني بر چگونگي تغییرمشيت و تقدير پروردگار در اثر تغيير نيت و ارادۀ افراد.
كیفیت نزول اسماء كلیه پروردگار در عالم وجود
6چنین نیست كه بدون قاعده و قانون مرد و زنی عقد كنند و فرزندی بیاورند؛ لذا روایات زیادی هست كه در موقع ازدواج یا حمل باید اموری را رعایت كرد.1 مثلًا زن حامله نباید به هر مجلسی برود، نباید موسیقی گوش كند و نباید با افرادی كه دارای نفس غیر صالح هستند برخورد كند؛ زیرا این برخوردها در نفس مادر تأثیر گذاشته و نفس مادر نیز در جنین اثر میگذارد. رفتن به جایی كه موجب تشویش و اضطراب انسان شود علاوه بر اینكه كدورت میآورد، اندوخته انسان را نیز میگیرد. این مطالب بیهوده نیست بلكه واقعیتی عجیب است و ائمّه علیهمالسّلام بیدلیل این مطالب را به ما نفرمودهاند.
مسأله مراقبه، مسألهای كه باعث میشود كه در هنگام تجلی اسماء كلّیه الهیه در صفات، آن صفات به نحو دیگری عمل كند؛ مثلًا صفت قهاریت پروردگار بهواسطه عملی كه انسان انجام داده است میخواهد جریانی را برای او بهوجود بیاورد، ولی با مراقبه او جنبه قهاریت به جنبه رحیمیت تبدیل میشود و بهصورت دیگری در عالم بروز پیدا میكند.
بنابراین هیچوقت نباید گفت: تمام كارها در عالم بالا انجام میشود و ما هیچكارهایم؛ زیرا ما هم یكی از آن سلسله عللی هستیم كه در این عالم عمل میكنند و در واقع وجود جزئی و ظهور آن حقیقت میباشیم؛ چراكه نیت، اختیار، اراده و مشیتی كه خداوند متعال در وجود ما قرار داده است، عبارت از همان نزول اراده، مشیت، رحیمیت، رحمانیت و عقل و تدبیر كلی است. اشتباه ما این است كه خود را مانند یك عروسك یا ماشین كوكی میدانیم كه دستی آن را كوك میكند و به حركت درمیآورد؛ این عقیده عین شرك و محدود كردن وجود اطلاقی پروردگار نسبت به مظاهر جزئیه خارجیه است. بنابراین هرچه در عالم اتّفاق میافتد عبارت از نزول اسماء و صفات الهیه است و بد یا خلاف نمیباشد.
امام صادق علیهالسّلام میفرماید: «علم عبارت است از نوری كه خداوند در قلب هر كسی كه بخواهد میتاباند.»؛ یعنی اگر انسان در وجود خود احساس نور نكند علم ندارد. و نور آن حالت تجردی است كه نفس بهواسطه عمل صالح بهدستمیآورد و برای تلّقی معانی كلّیه آمادگی پیدا میكند؛ و این مقصود از علم است. و شكی نیست كه توجه انسان به عالم طبع و مادّه موجب میشود كه آنچه برای انسان حاصل میشود جنبه مادّی و شائبه نفسانی به خود بگیرد.
- الكافى، ج ٥، ص ٤٩٨- ٥٠٣ و ج ٦، ص ٢٢- ٢٣؛ وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ١٢٣- ١٤٨ و ج ٢١، ص ٤٠٢- ٤٠٥؛ من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٤٠٣- ٤٠٤ و ٥٥١- ٥٥٤.
