
كیفیت نزول حقیقت علم در مجارى عالم وجود
كیفیت نزول حقیقت علم در مجارى عالم وجود
12توحید، امام و غیر امام نمیشناسد و امیرالمؤمنین میگوید: این وضع من است كه امام شما هستم؛ شما هم حساب خود را داشته باشید. علم من علم خداست؛ قدرت من قدرت اوست؛ حیات من هم حیات اوست؛ اگر به من نگاه كنید (فَيَذْهَبُ جُفاءً) است و همان علی كه خورشید برمیگرداند را در خاك دفن میكنند و تمام میشود!
تفاوت در اینجاست كه امیرالمؤمنین علیهالسّلام به سرّ (ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ) رسیده بود و لذا هنگامی كه در خیبر را میكند، بر دشمن غلبهمیكند،1 نخل میكارد، چشمه و قنات حفر میكند،2 در همه حال میگوید: «او» كرد و عملش را از او میبیند، ولی ما میگوییم: ما كردیم و از او نمیبینیم.
تعلیم توحیدی امیرالمؤمنین در جنگ جمل به محمدبنحنفیه
در نبرد جمل به محمدبنحنفیه میفرمایند:
يا بُنَى، تَزولُ الجبالُ و لا تَزَلْ؛ عَضَّ علَى ناجِذِك؛ أعِرِ اللَه جُمجُمَتَك؛ تِدْ فى الأرضِ قَدَمَتكَ؛ أرمِ بِبَصرِكِ أقصَى القوم و غُضَّ بَصَرَك.3
«ای نور دیده، پسرك من! اگر در جنگ كوهها از جا كنده شد، تو ثابت قدم باش؛ دندانهایت را بر هم بفشار و كاسه سرت را به او عاریت سپار (به نحوی كه تصور كنی جمجمه و مغز سر نداری و عاریه به دست خداوند است)؛ قدمهایت را چون میخ بر زمین بكوب؛ (جلوی پای خود را مبین، بلكه) چشم خود را بر آخر جمعیت بینداز (و دیگر وجودی در مقابل خود مبین تا موجب ترس و وحشت تو گردد.)»!
حضرت فنون جنگی و كیفیت مواجهه با دشمن را به فرزندشان تعلیم میدهند4 و در ادامه همه این مطالب به اصلِ (ما يَنْفَعُ النَّاسَ) توصیه میكنند و میفرمایند:
واعلَم أنّ النّصرَ مِن عِند اللَه سبحانه؛5 «بدان كه نصرت و پیروزی فقط از جانب خدای سبحان است.»
حضرت در اینجا به محمدبنحنفیه میفرمایند: باید بدانی كه بالا و پایین رفتن شمشیر تو و حركت اسبی كه تو را به جلو میبرد، با قوّه و قدرت چه مبدئی است؛ این نكته مراد از همان (ما يَنْفَعُ النَّاسَ) در آیه شریفه است.
- شرحالأخبار، ج ١، ص ٣٠٢؛ الأمالى (للصدوق) ص ٥١٣؛ الإرشاد، ج ١، ص ٦٣.
- الكافى، ج ٥، ص ٧٤؛ شرح نهجالبلاغه (ابنابىالحديد) ج ١٥، ص ١٤٧؛ اليقين، ص ١٣٣؛ إرشادالقلوب، ج ١، ص ١٠٥؛ عللالشرائع، ج ١، ص ١٥٧.
- المناقب، ج ٣، ص ١٥٥؛ نهجالبلاغة (عبده) ج ١، ص ٤٣.
- امروزه تمام جنگها براساس نامردى است. با فشردن ماشه يك موشك، كوچك و بزرگ، زن و مرد منطقهاى را از بين مىبرند. زمان سابق نامردى نبود؛ اگر كسى شمشير داشت، طرف مقابل هم شمشير داشت؛ اگر فردى سوار بر اسب بود، طرف مقابل نيز سوار بود و شخصى كه قوىتر بود يا فنون بيشترى داشت، پيروز مىشد.
- نهجالبلاغه، خطبه ١١؛ سفينةالبحار، ج ٢، ص ٣٨٠، به نقل از بحارالأنوار، ج ٣٢، ص ١٧٤.
