حقیقت علم نور است
4اما این بیچاره بختبرگشته به وعده ابن زیاد شرابخوار، غرّه شد و بعد از عاشورا وقتی نزد ابن زیاد رفت، ابن زیاد به او گفت صورت حكم حكومت ری را كه برای تو نوشته بودم به من بده، گرفت و پاره كرد؛1 عمرسعد هم دیوانه شد. بعد از آن داخل خانه میشد نمیتوانست طاقت بیاورد، بیرون میآمد، كارش همین بود. بعد هم در زمان انقلاب، مختار در همان فراش او را كشت.2 كدام نقد بود، كدام بهشت بود؟
خدا كه به این راحتی عقل را در اختیار انسان قرار داده، چرا از آن درست استفاده نكند؟ حساب دو، دو تا چهار تاست، به لشكر امام حسین نگاه كند و ببیند چه كسانی هستند، به لشكر یزید هم نگاه كند و ببیند چه كسانی هستند، هر دو طرف را ببیند. شب عاشورا آنها شُرب خَمر میكردند، اینها نماز شب میخواندند. بهخاطر دیدن این مسائل از دو طرف بود كه بعضی از افراد شب عاشورا به امام حسین ملحق شدند؛3 یعنی دیدند پیروان فردی كه ادّعای خلافت دارد شرب خمر میكنند و میخواهند پسر پیغمبر را بكشند و آنطرف صدای قرآن و نماز و مناجات است! اگر هیچ چیز را هم نبیند همین را كه میبیند؛ خدا نكند قضایا برای انسان برگردد، آنوقت انسان حق را باطل و باطل را حق میبیند. اگر دقّت كنیم به این نكته میرسیم!
در مكتب اسلام و تشیع هرجا صحبت از این است كه علم و عقل كنار برود و ظنّ و تخمین جای آن بیاید، بدانید آنجا باطل است و هیچ شك و شبههای در خلافبودن آنجا وجود ندارد. مكتب امام صادق مكتب علم و یقین است.
زمانی راجع به قضیهای با شخصی صحبت میكردم؛ به او گفتم: جواب این قضیه چیست؟
گفت: شاید مسئله اینطور باشد!
گفتم: من از شما «شاید» نخواستم، گفتم جواب چیست؟ شاید و احتمال را كه خودم هم بلد هستم، جواب سؤال من «ممكن است، شاید، احتمال دارد» نیست. به من بگو جواب حرف شما به این دلیل این است. آیات و روایات را ببینید، در مكتب امام صادق علیهالسلام «شاید، محتملًا، ممكن است» نداریم!
- الكامل، ج ٤، ص ٩٣؛ مقتل الحسين عليه السلام (لأبو مخنف الأزدى)، ص ٢٣٦، پاورقى.
- الأمالى (للطوسى)، ص ٢٤٣؛ الأخبار الطوال، ص ٣٠١.
- مثير الأحزان، ص ٥٢؛ اللهوف، ص ٥٧.

