
حقیقت علم نور است
حقیقت علم نور است
11امام صادق علیهالسّلام میفرماید:
«تجد الرَجُلَ يتكَّلَم لا يخطىء بلامٍ و لا واوٍ خطيبًا مصعقًا و قلبُهُ اشدّ ظلمة من اللّيل المُظلم وَ تجد الرَجُلَ لا يستطيع يعبّر مما فى قلبهِ بلسانه و قلبُهُ يزهَرُ كما يزهَرُ المِصباح؛1 مردی را میبینی خطیب است و مُصقِع، یعنی در بیان عبارات استیلاء و تسلط بسیار دارد و یك لام و واو در صحبتش اشتباه نیست ولی دلش مانند شب ظلمانی تاریك است و شخص دیگری را مییابی كه نمیتواند مافیالضمیر خودش را بیان كند و قدرت بیان و تكلّم ندارد ولی دلش مانند چراغ روشن است.»
بعضی در پروراندن مطالب حذاقت دارند و اگر مطلبی را به آنها بدهید كه منبابمثال راجع به دروغ، عدالت یا نفاق صحبت كنند مثالها و حكایات زیبا بیان میكنند و اگر دو ساعت هم حرف بزنند انسان اصلًا خسته نمیشود و یك لام و یك واو در صحبتشان اشتباه یا تكرار نمیشود. اگر شخصی یك جمله را در یك ساعت دو بار تكرار نكند میگویند خیلی بلاغت دارد. مسئله بلاغت و صحبت و ایراد مطالب، با دل پاك و صاف و نورانی دو تاست و ارتباطی با هم ندارند.
بعضی از سیاستمداران و حكّام با صحبت خودشان چنان تحوّلی ایجاد میكردند كه تمام افراد را منقلب میكردند. میگویند وقتیكه هیتلر دو سه ساعت صحبت میكرد تمام افراد شیفته او میشدند و خود را برای جان فشانی به هر جهت آماده میكردند.
در روایت داریم بعضی از اقسام صحبت، سحر است: «وإنّ مِنَ البيان لَسِحرًا».2 سحر این است كه شما قوای درّاكه شخص را تحت تسخیر قوای تخیلی خودتان در بیاورید بهطوریكه دیگر نتواند فكر و تعقّل كند و فكرش را بهكار بیندازد، یعنی حق را بهجای باطل و باطل را بهجای حق تلبیس و عوض كنید. بیان هم،همینطور است؛ بعضی از اقسام بیان كه در آن بلاغت و شیوایی به اوج میرسد چنان فرد را مجذوب میكند كه قوّه درّاكه او را میگیرد و پس از جذبشدن، نمیتواند اصلًا درست فكر كند.
- الكافى، ج ٤، ص ٢١٠؛ الكافى، ج ٢، ص ٤٢٢: عَنْ عَمْرٍو عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: قَالَ لَنَا ذَاتَ يوْمٍ: تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يخْطِئُ بِلَامٍ وَ لَا وَاوٍ خَطِيباً مِصْقَعاً وَ لَقَلْبُهُ أَشَدُّ ظُلْمَةً مِنَ اللَّيلِ الْمُظْلِمِ وَ تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يسْتَطِيعُ يعَبِّرُ عَمَّا فِى قَلْبِهِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبُهُ يزْهَرُ كمَا يزْهَرُ الْمِصْبَاحُ.
- منلايحضرهالفقيه، ج ٤، ص ٣٧٩.
