
اهداف تربیتى امام صادق علیهالسّلام در ارتباط با عنوان بصرى
شناخت مقام و موقعيت اولياء الهي و قدرداني از نعمت وجود آنها، شرح فقره: فاغتممت من ذلك... لما زَجرني عن الاختلاف اليه و الأخذ عنه، 1 شرح برخي از فقرات شريفۀ حديث عنوان بصري در ارتباط با كيفيت ملاقات انس بن مالك با امام صادق عليهالسلام 2 همة انسانها از افراد عادي گرفته تا ائمه معصومين عليهمالسلام و پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم از اشتغال به اذكار و اوراد در زمان خويش و بعد از آن مستغني و بينياز نميباشند 3 چرا امام صادق عليهالسلام در ابتدا از پذيرفتن عنوان بصري نزد خود امتناع ورزيده او را طرد ميكنند؟ 4 كيفيت تأثير تخيلات و توهمات بر روان انسانها و سيستم عصبي آنها 5 عدم قدرداني و جهل انسانها نسبت به نعمت وجود اولياء الهي و بيانات و ارشادات ايشان 6 بينش و ديدگاه بسياري از افراد نسبت به ائمه معصومين عليهمالسلام بر اساس غلبة احساسات و تخيلات بر عقل و منطق ميباشد 7 ذكر حكايتي از شيخ صالح حلّاوي مبني بر آشكار شدن ادعاي دروغين افرادي كه خواستار ظهور امام زمان عليهالسلام و ياري آن حضرت بودند 8 توضيحي راجع به شخصيت مرحوم علامه طهراني و سعي و تلاش بيوقفه ايشان براي ترويج اسلام واقعي و دستگيري و تربيت نفوس مستعدّه 9 اصحاب سيد الشهداء عليه السلام حقيقت ولايت حضرت را ادراك كرده اگر هزار بار زنده و مرده ميشدند از حمايت و ياري حضرت دست برنميداشتند 10 جهل و ناداني برخي از افراد از بينش و معرفت اولياء الهي نسبت به ائمه اطهار عليهمالسلام 11 افرادي كه نسبت به ائمه عليه السلام داراي معرفت و بينش واقعي شدهاند در فراز و نشيب جريانات و فتنههاي عظيم الهي از صراط مستقيم منحرف نميشوند 12 امام صادق عليه السلام در ظاهر عنوان بصري را به منظور شناخت مقام و موقعيت وليّ كامل الهي و آمادگي براي پذيرش سخنان او از خود رانده و در باطن او را به سمت خود جلب ميكنند 13 انسان و سالك راه الهي براي رسيدن به هدف و مطلوب خود هيچوقت نبايد دست از طلب و پيگيري بردارد 14 اولياء الهي هنگامي كه از افراد مشاهده صدق و طلب واقعي كنند لطف و رحمت و دستگیري خويش را از آنها دريغ نميدارند
اهداف تربیتى امام صادق علیهالسّلام در ارتباط با عنوان بصرى
توضیحات:
شناخت مقام و موقعيت اولياء الهي و قدرداني از نعمت وجود آنها، شرح فقره: فاغتممت من ذلك... لما زَجرني عن الاختلاف اليه و الأخذ عنه، 1 شرح برخي از فقرات شريفۀ حديث عنوان بصري در ارتباط با كيفيت ملاقات انس بن مالك با امام صادق عليهالسلام 2 همة انسانها از افراد عادي گرفته تا ائمه معصومين عليهمالسلام و پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم از اشتغال به اذكار و اوراد در زمان خويش و بعد از آن مستغني و بينياز نميباشند 3 چرا امام صادق عليهالسلام در ابتدا از پذيرفتن عنوان بصري نزد خود امتناع ورزيده او را طرد ميكنند؟ 4 كيفيت تأثير تخيلات و توهمات بر روان انسانها و سيستم عصبي آنها 5 عدم قدرداني و جهل انسانها نسبت به نعمت وجود اولياء الهي و بيانات و ارشادات ايشان 6 بينش و ديدگاه بسياري از افراد نسبت به ائمه معصومين عليهمالسلام بر اساس غلبة احساسات و تخيلات بر عقل و منطق ميباشد 7 ذكر حكايتي از شيخ صالح حلّاوي مبني بر آشكار شدن ادعاي دروغين افرادي كه خواستار ظهور امام زمان عليهالسلام و ياري آن حضرت بودند 8 توضيحي راجع به شخصيت مرحوم علامه طهراني و سعي و تلاش بيوقفه ايشان براي ترويج اسلام واقعي و دستگيري و تربيت نفوس مستعدّه 9 اصحاب سيد الشهداء عليه السلام حقيقت ولايت حضرت را ادراك كرده اگر هزار بار زنده و مرده ميشدند از حمايت و ياري حضرت دست برنميداشتند 10 جهل و ناداني برخي از افراد از بينش و معرفت اولياء الهي نسبت به ائمه اطهار عليهمالسلام 11 افرادي كه نسبت به ائمه عليه السلام داراي معرفت و بينش واقعي شدهاند در فراز و نشيب جريانات و فتنههاي عظيم الهي از صراط مستقيم منحرف نميشوند 12 امام صادق عليه السلام در ظاهر عنوان بصري را به منظور شناخت مقام و موقعيت وليّ كامل الهي و آمادگي براي پذيرش سخنان او از خود رانده و در باطن او را به سمت خود جلب ميكنند 13 انسان و سالك راه الهي براي رسيدن به هدف و مطلوب خود هيچوقت نبايد دست از طلب و پيگيري بردارد 14 اولياء الهي هنگامي كه از افراد مشاهده صدق و طلب واقعي كنند لطف و رحمت و دستگیري خويش را از آنها دريغ نميدارند
اهداف تربیتى امام صادق علیهالسّلام در ارتباط با عنوان بصرى
15سالك باید چكشخورش خوب باشد!1 و2
اگر پیوسته سالك را بزنند نباید صدا به اعتراض بلند كند و اگر لاجرم آخی هم گفت، دیگر نباید ادامه دهد. بعد از گذشت مدتی، هنگامی كه سالك مورد لطف قرار میگیرد و ترمیم و سرحال میشود، چكش دومِ استادی كه میخواهد او را اصلاح كند بر سرش فرود میآید؛ چراكه با حلوا چیزی نصیب انسان نمیشود و بدون پیشرفت در همان حد باقی میماند.
كلام مرحوم علّامه طهرانی پیرامون لزوم عزم سالك برای طی طریق
مرحوم آقا بارهاوبارها میفرمودند: تا خودتان نخواهید ما كاری نمیتوانیم بكنیم؛ باید خودتان بخواهید.
شخصی امروز صبح برای بنده نقل كردند كه مرحوم والد به ایشان فرموده بودند: این فرزند من سید محمدمحسن هم تا نخواهد من به او نمیدهم!
كلام مرحوم حدّاد پیرامون نقصان طریق بدون بهرهمندی از جلال الهی
استاد نیز نمیتواند بدون ابتلاء و جلوه جلال، كسی را سیر دهد؛ مرحوم آقای حدّاد به مرحوم آقا میفرمودند:
این راه مستلزم ایثار و ازخودگذشتگی است؛ و بعضی از رفقای ما تنبلاند و حاضر برای انفاق و ایثار نیستند، و لذا متوقف میمانند. من برای ملاقات و دیدار آنها زیاد به كاظمین علیهماالسّلام میروم و شبها و روزها میمانم، ولیكن این كافی نیست؛ زیرا در مجالس انس و مذاكرات، پیوسته ذكر جمال میشود و وَجد و نشاطی حاصل میگردد، اما همینكه بخواهم گوشی از كسی بگیرم همه فرار میكنند و كسی باقی نمیماند. و بالاخره بدون جلال كه كار تمام نمیشود؛ و لهذا من متحیرم در كار بسیاری از ایشان. آنگاه با چه لطایفالحیلی و چه رمزهایی كه نه كاسه بشكند و نه دست بسوزد، باید بعضی از اوقات، آنان را وادار به امری خلاف طبع و میلشان بنمایم تا فیالجمله تمكینی پیدا نمایند و راهشان استوار گردد.3
ابتلائات شدید اولیاء الهی در مسیر تكامل
آیا میدانید خداوند چه بر سر مرحوم آقا، مرحوم حدّاد، مرحوم انصاری و مرحوم قاضی آورده است؟! اما نكته مهم این است كه همان ذاتی كه بندهاش را تنبیه میكند، شیرینی بعدش را نیز خود عنایت میفرماید.
- اسرار ملكوت، ج ٢، ص ٣١٤:
« مرحوم حدّاد- رضوان الله عليه- مىفرمودند:" اين اشخاص ما را مىخواهند تا وقتىكه گوشى از آنها نگرفته باشيم، و همينكه بخواهيم گوش آنها را بگيريم صدايشان به آه و فرياد بلند مىشود، و بدون گوش گرفتن هم كه فايدهاى ندارد؛ در اينصورت ديگر فرقى بين اين شخص و ساير افراد باقى نمىماند. و انسان بايد چكشخورش خوب باشد، و هرچه چكشخور آن بيشتر باشد فوايد و بركات تربيت در او بيشتر خواهد شد."» - روح مجرد، ص ٥٥٧:
« افرادى كه استعدادشان در تحمل مشاق و واردات بسيار بود، از آنها تعريف مىنمودند و مىفرمودند:" فلانكس چكشخور خوبى دارد." و اين اصطلاح آهنگرهاست؛ چون بعضى از اقسام آهن سست و بدون موادّ فولادى است و در اثر گداختن زود از بين مىرود و قابل چكشكارى و پتككارى نيست، ولى بعضى از اقسام آهن داراى تركيبات فولادى است و استحكامشان بسيار است، چندين بار متناوباً آنها را در كوره مىگدازند و روى سندان مىنهند و مىكوبند، معذلك استقامت دارد تا آن را به هر شكل و صورت كه مىخواهند، درآورند.» - روح مجرد، ص ٤٨٠.
- اسرار ملكوت، ج ٢، ص ٣١٤:
